۸ پاسخ

امروز پ شدم در کسل کننده ترین روز ممکن به سر بردیم
سریال می دیدم

دارم به بابام فکر میکنم که دیگه نمیبنمش به لحظه رفتنم که بابام بیاد منو ببره

مامان بزرگ خوبی داره

خونه نشستیم برقمون هم رفته بارون شدیدی هم میاد

اینقدر خونه مامان باباها رو دوست دارم،
تازگی
زندگی
انرژی
توشون جریان داره

هیچی نشستم تو خونه حوصله م سر رفته دلمم گرفته

با دخترم بیرونیم نشستیم تو پارک

خونه مادرشوهرمم شام دعوتیم پسرم psبازی میکنه مادرشوهرمم هندونه میده دهنش✌🏻🤪

تصویر

سوال های مرتبط