۱۱ پاسخ

دقیقا منم زودرنج پرتوقع و کم حوصله شدم همش دنبال دعوام اصلا آدم قبل نیستم صبرم خیلی کم شده

منم از نظر جسمی نابود نابودم
روحی که وحشتناک بودم اوایل جنگ هم بود.. بچه م هم مدام بیمارستان بستری میشد.. تو غربت . دلم میخواست بمیرم
الان باز بهتر شدم ولی خب هنوز زودرنج و پرتوقع هستم

وای من روزایه اول اینجوری بودم الان بهترم .قبل بارداری من یکسره ب شوهرم میچسبیدم اذیتش میکردم یکسره بوسش میکردم ولی الان برعکس شده هنو بدمم میاد بم میچسبه

مال خستگيه منم همينم

منم توقعم ازشوهرم بالارفته.توقع دارم ب خودم توجه کنه انتظار ندارم بچه روبگیره چون سرکارمیره خسته میشه شبم بیداربمونه سرکارخطرناکه بشدتم خواب الود وخستس.ولی انتظار دارم حواسش بم باشه بم توجه کنه.......
سربچه اول خیلی بدشده بودم وخیلی ام طولانی رفت شاید تا یکونیم سالگی ماهان الان سعی میکنم تواین فازا نرم وبشدت کم خوابم شاهان میخوابه من خوابم نمیبره ولی انرژی ام ندارم
توبارداری هم کم خوابی داشتم هنوز همراهمه

منم دقیقا عین تو البته من از قبل بارداری کمر درد و داشتم

من تا دوماهگی تابان همینجوری بودم
اصلا نابود ....
ولی خوب ب مرور زمان حال روحی بهتر میشه اگه خانوادت نزدیکن سعی کن بیشتر بی پیششون یا بیان خودنت تنها نمونی بهتره

طبیعیه تازه زایمان کردی

سلام من سگ شدم

سلام منم همینجورم سر درد بی حوصله بی اعصاب داغون

شما بایه بچه اینجوری هستن من دوتا شیر به شیر دارم پس باید چی بگم

سوال های مرتبط