۷ پاسخ

پارسال همینموقع منم حامله شدم و ناخواسته بود گیسو یکسالشم نشده بود خیلی حس بدی داشتم همش گریه میکردم چون واقعا دوتابچه کوچیک باهم بزرگ کردن خیلی سخته عذاب وجدان داشتم ک گیسو میخواد ناراحت بشه شاید دیگ نتونم براش وقت بزارم و...هرشب گریه میکردم ولی ازیه بابت خیلی خوبه ک باهم بازی میکنن تنهانیستن الان دخترمن صب تا شب میچسبه بهم تنهابازی نمیکنه من خیلی دوسداشتم کمکی داشته باشم پشت سرهم بیارم.برامن نموند و سقط شد.خدا تو دلیتو برات حفظ کنه نگران نباش حس و حالتو مثبت کن سعی کن برابچت بیشتر وقت بزاری تو مامان فوق العاده ای هستی خودتو با این فکرای منفی اذیت نکن امیدوارم حال دلت خوبه خوب بشه🫂

چرا گلم عذاب وجدان به چیزهای خوب فکر کن اینکه قراره همدم و همبازی هم بشن خیلی خوبه
این حس ها گذراست بیشترم بخاطر تغیرات هورمونی هستش سعی کن به چیزهای خوب فکر کنی و بیشتر واسه دخترت وقت بزاری تا این حس ها سراغت نیاد

شیر ب شیر خیلی گناهه ب نظرمن
چراباید مواظب نباشیم و این همه تروما برا بچمون بسازیم
ناخودآگاه نمیییتونیم برا بچه اول وقت بزاریم نمیتونیم بهش برسیم
این کجاش خوبه...
چراهی میگین باهم بزرگ میشن؟
مگه فقط مهم بزرگ شدنشونه؟

وای خدا شیر خودت میدی

ندارم شکر خدا ولی اگه داشتم که قطعااااا عذاب وجدان داشتم اخه اون بچه اولی چه گناهی کرده🥲

سخته ولی همبازی میشن

ندارم اما اگ داشتم قطعاهمین حال میبودم

سوال های مرتبط