طبق تاپیک قبل هامین دیگه از ساعت ۱۰ تا ۵ میخوابید تقریبا و میشد گفت شیر شب ترک کرده اما من میخواستم این تایم برسونم به ساعت ۶ یا ۷ که خوابش تکمیل بشه.
ساعت ۵ شیر برای رفع تشنگی بود چون میدیدم دهنش خشک میشه پس وقتی بیدار میشد قبل اینکه شیر بدم بهش ازش سوال میکردم آب میخوری گاهی میگفت اره گاهی هم نه.وقتی جواب مثبت میگرفتم اب میدادم و سریع میزاشتم روپام که دوباره بخوابه و تا ساعت ۷ رو پام نگهش میداشتم ساعت ۷ میزاشتمش زمین اگر بیدار میشد شیرشو میدادم.
اگر پیشنهاد اب قبول نمیکرد اصلا فشار نمیاوردم شیر میدادم امااا فقط در حد رفع تشنگی و در حد ۵ دقیقه یوقتایی همکاری نمیکرد من شیردادن ادامه میدادم تا خوابش بگیره و باز میزاشتمش رو پام انقدر همین رویه رفت تا شیر ساعت ۵ هم حذف کردم.بین ساعت ۶ تا ۷ برای درخواست شیر بیدار میشد اما دوتا میکر میز و میخوابید منم مقاومتی نمیکردم.یه مدت که گذشت خودش دیگه بیدار نشد انگار اطمینان پیدا کرده بود که من فقط شیر ازش گرفتم ولی همچنین کنارش هستم.
تا مدتها بین شب بیدار میشد گریه میکرد حتی مقاومت میکرد برای شیر اما حوابش این بوده ما فقط صبح ها شیر میخوریم و بعد رو پا میخوابوندمش.
الان بیدار نمیشه تا ساعت ۷ یا ۸ اگرم بیدار بشه گشنه میشه و باید شیر بخوره.
پروسه شیر گرفتن اصلا کار راحتی نیست و خیلیی زمان میخواد.
انشاالله از آخر اینماه میخوام شیر روزش هم حذف کنم دعا کنین خدا کمک کنه و براش سخت نباشه🩷🩷

۴ پاسخ

👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

انشالله که خیلی راحت بدون هیچ مشکلی شیر رو حذف میکنی

راستی روش ۴در۴ خیلی عالیه من تو دو هفته تونستم شیر روز امیرعلی رو ترک بدم شیر قبل خواب هم همینطور فقط شیر شب ک ۵ونیم بیدار میشد و الانم تو ۴روز آخرش هستیم یکم چالش داریم 🥲

خیلی عالی ان شاءالله ک بدون هیچ مشکلی شیر روز رو هم ترک میکنه

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
طبق تاپیک قبل بعد از ۱ماه شروع کردم ساعتای بیداری هامینو پیدا کردن.اگر ۱۰ میخوابید ساعت ۱ تا ۲ ساعت بیداریش بود وقتی بیدار میشد گاهی حتی ۱۰ دقیقه هم شیر نمیخورد و فقط میخواست مطمئن بشه ازینکه من هستم.
چندشبی وقتی شیر میخورد حدود ۱دقیقه شیر میدادم و بعدش میزاشتمش رو پام اما اگر مقاومت میکرد اصلا فشار نمیاوردم دوباره شیرش میدادم و بعد چند دقیقه دوباره میزاشتمش رو پام‌.دیگه وقتی بیدار میشد تو این تایم یکم مقاومت میکرد و بعد روپام میخوابید.
حدودا تا دوهفته این روند ادامه دادم تا عادت کرد و کمتر بیدار میشد.باز وقتی دیدم عادت کرد تا ۱هفته اصلا برای وعده بعدی اقدام نکردم تا فشاری بهش نیارم و به وضعیت جدید عادت کنه.
ساعت وعده بعدیش دقیقا دوساعت بعد بود که بیدار میشد و تایم بیشتری شیر میخورد و سختترین وعده بود برای ترک.
تایم مشخصی نداشت گاهی نیم ساعت گاهی دوساعت گاهی تا صبح نگه میداشت پس مجبور بودم تایم شیرو هر دوروز ۱۵ دقیقه کم کنم.خیلییی سخت همکاری میکرد گاهی خیلیی گریه میکرد ولی دیگه نمیشد کوتاه بیام پس میزاشتم یه ۲دقیقه گریه کنه بعد بغلش میکردم خیلی عادی میزاشتمش رو پام انقدررر این کم کردن تایم ادامه دادم تا رسوندمش به ۱۵ دقیقه و حدود ۱۰روز رو همین ۱۵ دقیقه ثابتش کردم تا خودش دیگه بیشتراز ۱۵ دقیقه شیر نمیخورد.دوباره بعد ۱۰روز اون ۱۵ دقیقه هی کمش کردم تا وعده کامل حذف شد.
دوباره ۱هفته استراحت دادم.
مامان 🫶آقا علی🫀 مامان 🫶آقا علی🫀 ۲ سالگی
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد