سوال های مرتبط

مامان آروین👼🏻😍 مامان آروین👼🏻😍 ۲ سالگی
۲دیگه بعد از این شیری که وقتی از خواب بیدار میشد رو حذف کردم و تا از خواب بیدار میشد بلند میشدیم و حواس پرتی و صبحانه و بازی، دیگه خودش انگار متوجه شده بود که شیر نیست و اروین همیشه عادت داشت تا صبحانه اشو میخورد میومد شیر میخورد و این عادت از سرش افتاد و کلا یادش رفت، و بعد رسیدیم به غول یکی مونده به اخر یعنی شیر قبل از خوابیدن که یبار امتحان کردم و اروین رو ۳ ساااعت چرخوندم و اون فقط گریه میکرد و نتونستم اخر و هلاک شد بچم و بهش شیر دادم و خوابید، هنوز نه خودش واسه این قسمت اماده بود و نه من، فهمیدم که من باید خواب عصر رو اول یاد بگیرم بخوابونمش بعد برسم به اون قسمت شب، پس عصرا اهنگ لالایی گذاشتم و تکون و لالایی نمیخوابید و بعدش دیگه فهمیدم اروین اینجوری با تکون دوست نداره بخوابه و میذاشتمش تو بغلم و بدون هیچ تکونی اینقدررر حرف میزنم و از ثانیه ای که از خواب بیدار میشد رو براش تعریف میکردم تا همون لحظه و فهمیدم اروین حرف زدنم رو دوست داره و روز اول ۲ ساعت حرف زدم یه چیزی رو هزاربار تعریف میکردم-
مامان 🫶آقا علی🫀 مامان 🫶آقا علی🫀 ۲ سالگی
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم
مامان یزدان و نینی مامان یزدان و نینی ۲ سالگی
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید
مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ
مامان آقاعلی🌱 مامان آقاعلی🌱 ۲ سالگی
سلام✨️
قطع کامل شیر؛
هیچوقت فکرنمیکردم یه روز بیام اینجا و اینا رو بنویسم.
با خودم میگفتم میدونم که زمان از شیرگرفتن میرسه اما دیگه نهایتا اونقدر پسرم اذیت میشه و گریه میکنه تا بالاخره یادش بره!

من از یکم اردیبهشت شروع کردم به کمر کردن شیر،
مشغولش میکردم با بازی متنوع، خوراکی جدید، اسباب بازی جدید، گاهی برنامه کودک و کارتون نگاه میکرد یا بیرون میرفتیم خلاصه روزا مشغول میشد یا یکی دوبار میخورد، اما امااان از شب بدون شیر که اصلا نمیخوابید و مدام جیغ و گریه خواب هم که نداشتیم باورم نمیشددددد یه روز پسرم بذاره من بخوابم یا دو سه ساعت خودش پشت سر هم بخوابه ساعتی دوساعتی یه بار شیر میخواست دیگه دیوونه شده بودم از ۴ ماهگیش اینطوری شده بوداااا.
جونم بگه براتون که خواست خدا بود واقعا.
دعای از شیر گرفتن رو بهش وصل کرده بودم مثل حرزش بود با سوزن به لباسش وصل بود و موقع خواب زیر سرش، (سوره بروج)
اینو هم بگم میخواستم تا ۲۸ ام که تولد قمریش هست دیگه کامل از شیر بگیرم!
خلاصه که چند روز پیش یکم کشک خورد ترش بود دوست نداشت دیگه نخورد بعدش هی یه چیزی ترش بود میگفتم ترشه دیگه نمیخورد.
سه روز پیش به ذهنم رسید این روش رو اجرا کنم گفتم یا جواب میگیرم یا اذیتش نمیکنم.
تاپیک بعدی! اینجا جا نمیشه
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
طبق تاپیک قبل هامین دیگه از ساعت ۱۰ تا ۵ میخوابید تقریبا و میشد گفت شیر شب ترک کرده اما من میخواستم این تایم برسونم به ساعت ۶ یا ۷ که خوابش تکمیل بشه.
ساعت ۵ شیر برای رفع تشنگی بود چون میدیدم دهنش خشک میشه پس وقتی بیدار میشد قبل اینکه شیر بدم بهش ازش سوال میکردم آب میخوری گاهی میگفت اره گاهی هم نه.وقتی جواب مثبت میگرفتم اب میدادم و سریع میزاشتم روپام که دوباره بخوابه و تا ساعت ۷ رو پام نگهش میداشتم ساعت ۷ میزاشتمش زمین اگر بیدار میشد شیرشو میدادم.
اگر پیشنهاد اب قبول نمیکرد اصلا فشار نمیاوردم شیر میدادم امااا فقط در حد رفع تشنگی و در حد ۵ دقیقه یوقتایی همکاری نمیکرد من شیردادن ادامه میدادم تا خوابش بگیره و باز میزاشتمش رو پام انقدر همین رویه رفت تا شیر ساعت ۵ هم حذف کردم.بین ساعت ۶ تا ۷ برای درخواست شیر بیدار میشد اما دوتا میکر میز و میخوابید منم مقاومتی نمیکردم.یه مدت که گذشت خودش دیگه بیدار نشد انگار اطمینان پیدا کرده بود که من فقط شیر ازش گرفتم ولی همچنین کنارش هستم.
تا مدتها بین شب بیدار میشد گریه میکرد حتی مقاومت میکرد برای شیر اما حوابش این بوده ما فقط صبح ها شیر میخوریم و بعد رو پا میخوابوندمش.
الان بیدار نمیشه تا ساعت ۷ یا ۸ اگرم بیدار بشه گشنه میشه و باید شیر بخوره.
پروسه شیر گرفتن اصلا کار راحتی نیست و خیلیی زمان میخواد.
انشاالله از آخر اینماه میخوام شیر روزش هم حذف کنم دعا کنین خدا کمک کنه و براش سخت نباشه🩷🩷
مامان مهرزاد مامان مهرزاد ۲ سالگی
# فرزندپروری#شیرخشک#ترک شیر# ترک شیشه
سلام به همه مامان های عزیز خواستم تجربه از شیر گرفتن پسرم بگم شاید براتون مفید باشه، پسرم شیرخشک میخورد و از ۱۸ ماهگی وعده هاش کم کردم و فقط صبح و ظهر و شب میخورد، و کم کم اول وعده ظهر کم کردم بعد ی ماه وعده شب شروع کردم به کم کردن تا اول اسفند که شب قبل خواب هم بهش شیر نمیدادم فقط مونده بود وعده صبح زود ساعت۵ صبح شیر میخورد، ولی وابستگی به شیشه وحشتناک داشت روزی ۲۰ بار توی دهنش بود و باهاش آب میخورد از ۱۰ اردیبهشت شروع کردم به کم کردن تعداد شیشه ها ، سه روز اول صبح تا ظهر ندادم سه روز دوم هم صبح تا بعدازظهر ندادم و با قمقمه نی دار بهش آب میدادم و امروز هم صبح بهش ندادم
بهانه میگیره ولی سرگرمش می‌کنم یا با خوراکی یا میبرمش یک ساعت پارک و… تدریجی خیلی خوبه هم خودش کمتر اذیت میشه هم راحت تر با نبودنش کنار میاد ، فقط باید صبررررررر و مقاومت داشته باشید در برابر بهانه گیری ها و گریه ها
انشاالله مرحله ترک شیر و شیشه برای همه آسون بگذره 🌸🌺