سوال های مرتبط

مامان دوردونه مامان دوردونه ۲ سالگی
یعنی من نمیدونم هر کس از راه میرسه نظر میده ابجیم هنوز مجرده همش زر میزنه جلو همه خودشو خیلی فیلسوف نشون میده به خدا ازش بدم میار به شدت .... مال همش درحال الکی تعریف از مامان و بابام خودشو جا کنه دلشون یا همش زر میزنه مثل فیلسوف ها مثلا من بچم امروز شروع کرد جیغ کشیدن چندبار بابام خواب بوده مامانم بیرونم کرده که برید بیدار نشه انوقت اومدم بغلش کنم خودشو پرت کرد زمین جیغ های بلند منم سریع دارمش شوهرم بره بابام نپره از خواب بریم سریع بعد ابجیم اومده زر میزنه که تو چرا با بچت اینجوری میکنی میدیش سریع بغل باباش ببین دردش چیه باهاش حرف بزن بعدارومش کن ببرش یا مدام دخالت میکنه تو همه چیم مامانمم همینجور اخه من بچم نحسه به خدا خستم از دستش عصابشو ندارم از صبح تا شب جیغ میکشه خودشو پرت میکنه زمین همش در حال کریه میام باهاش بازی کنپ کتکم میزنه همش میخواد بشینه جلو فیلم همش درحال خرابکاری امروز نزدیک بود چایی برگرده روش نمیفهمن من خودم مادرشم دوسش دارم فقط خسته میشم فقط زر میزنن چیکارش کنم همش دهنش بازع