وای میفهممت تابستون ۱۲تیر یه شکم درد تهوع بد کرفتم فکر کردم هیچی نخوردم اون روز یا پریودی یا اب یخ خوردم قلجه
سمت راستم بود توخونه بیحال افتادم چندبار بالا اوردن گفتم اون کیکه مسموم بوده حتما
خلاصه ک مردم زنده شدم تا ۱۱شب دیدم ن اب زرد تلخ اوردم بالا بچم ۶ ۷ماه بود دادم دست فامیلم رفتم شخصی گفت برو سونو اپاندیس رفتم بیمارستان تا اینا ازمایش سونو پدیرش کن واای مث درد زایمان طبیعی موهام میکشیدم زمین نشیته بودم نمیتونستم راه برم چقد بالا اوردم هیچ مسکنی ندادن تا حواب سونو گفت تورشن تخمدان فوری اتاق عمل
نگم چه دردی کشیدم گفتم زنده نمیام بیرون حوری رو تخت مشت میزدم ازدرد دستم گاز میگرفتم جیغ نزنم گفتن خدایا زنده برگشتم با بچم میرم مشهد
دردم وحشتناک بود ک فقط مرگ میدیدم امید نداشتم برگردم باز ببینم بچمو🥲الان گریم گرفت یاد اون روز افتادم حالت میفهمم
ببین بیمارستان اگه اتاق وی ای پی داره برو بگیر که بچتم بیاد پیشت .یه امار بگیر ببین چطوریه شرایطش
الهی عزیزم انشالله زودتر خوب بشی
میدونم سخته ولی خداروشکر کن کوچولوت سالمه
پسر من هفته قبل بستری شد بیمارستان
اونجا گفتم کاش خودم بستری بودم
اونجوری خیلی سختتره
خدا سلامتی بده عزیزم
اره خیلی سخته ولی میگذره و بسلامتی و زود میری کنارش .
چون گذروندم درکت میکنم .
چرااخه چیشده خدا بد نده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.