۹ پاسخ

نماش نسبت ب وزنش خوبه .طلا فروشا 7درصد کمتر نمیدن دست دو

طلای دست دو نسبت به سکه ضرره به خاطر همین اجرتی که داره. یکی از آشناهای دورمون طلافروش بودن همیشه میگفت سکه بهتره و سودش بیشتره

مبارکه

دیگه خریدی مبارکت باشه عزیزم غصه شو نخور

الان ینی کلا شد 22ملیون؟

دست دو که اجرت نداره فقط ۴ الی ۷ درصد سود میگیرن اجرت واس طلای نوعه

مبارکت باشه خوشگله عزیزم ولی دست دو رو من همیشه با ۳درصد میخرم

مبارکه ولی دست دوم اجرت باید ۳اینا باشه اجرت ۷مال طلای نوعه
من دوستم گردنبند ونکلیف نوشو خرید اجرت ۵درصد

مبارکت باشه قشنگه
ولی دست دو اجرت باید کمتر حساب میکرد ۴ درصد

سوال های مرتبط

مامان سید علی مامان سید علی ۲ سالگی
مامانا دلم طاقت نیاورد گفتم بگم قبل گفتنش بگم که اصلا شرایطش دست خودم نبوده
از سر کار اومدم میخواستم بچه رو تعویض کنم دیدم نم زده خودم هم به شدت دستشویی لازم بودم شدید گفتم باشه میبرمش تو توالت چون بزرگه توالتمون اون طرف اون مشغول بشه منم دستشویی منم راحت خونه ما شوفاژه لامصب خبر نداشتم فشار آب گرم رادیاتور پایین اومده و آب گرم نداریم وگرنه نمیبردمش اوباش خوب بود آب گرم بود بعدش میخواستم بیارمش بیرون آب گرم نبود میخواستم برم پم پ رو بزنم تنها بودم وپسرم هم تنها بود گریه میکرد میترسید ناچار شدم گفتم سریع با آب سرد میشورنش میارم بیرون خودمم با آب سرد مجبوراشستم اومدم حوله پیچش کردم قبلش می‌لرزید وای پیچوندمش گرم شد آروم شد خلاصه لباساش رو پوشوندم بعد اومدم شربت پلاژین یه سه سی سی بهش دادم که سرماخورده نشه حالش بد بشه دیگه گفتم اگه چیز دیگه ای میدونید راهنمایی کنید از اونجا همش جوش میزنم الان زیر پتوش کردم بهش شیر دادم خوابیده
مامان فندق پسری مامان فندق پسری ۲ سالگی
تجربه
داستان
معجزه
علیسان خیلی به پستونک وابسته شده بود مونده بودم کی و چطور ترک رو شروع کنم ۲۶ اسفند ماه که همسرم هم تعطیل شد یه هو تصمیم گرفتم پستونک شو سوراخ کنم و شروع کنم اصلا باور مون نمیشد دو روزه یادش رفت
بعد گذشت و گذشت ۲۶ فروردین ماه شد دقیقا یک ماه بعدش رفتیم شهربازی خرید رستوران منم خواستم شیر خشک درست کنم تو ماشین بخوره همسرم گفت بذار شیر پاکتی نی دار بخرم راحتتره( پسرم گاها می‌خورد از اونا) خریدیم خورد عصر شد اومدیم شام خورد خوابید صبحش برنامه سفر یک روزه داشتیم حرکت کردیم رفتیم گفتم شیر خشک بگیرم براش باز همسرم گفت سخته بذار شیر پاکتی بخریم بلکه خورد گرفتیم و خورد و بازی کرد ناهار عصرانه باز شب رسیدیم شام خورد خوابید همسرم گفت دو روز شد سراغ ممه( همون شیرخشک ) رو نگرفته فرداش جمعه صبح زود رفتیم باغ و باز همون شیرپاکتی خورد و ناهار و بازی و شب خوابید سه روز گذشت و سراغش رو نگرفت با اینکه اصلا قصد و آمادگی شو نداشتم علیسان شیرخشک و شیشه شیر رو ترک کرد شنبه که همسرم رفت سر کار یکم بهانه کرد و یه بار گفت ممه فوری سرشو گرم کردم و تموم شد حس خوبی دارم البته قصد داشتم تا ۲ سالگی حداقل بدم بعد تدریجی کم کنم ولی به طور اتفاقی اینطوری شد

پستونک# ترک# شیشه شیر# ترک#