همون لحظه بچه از دستش بکش
یسری بردی دکتر برگشتی الکی بهش بگو دکتر گفت بچت فقر اهن داره (البته دور از جونش) انقدر که تو بهش چای دادی
یکمم پیاز داغش و زیاد کن جرات نکنه
نزار بهش بده تو مادرشی وقتی میخاد بهش چای بده از بغلش بگیر
عمه پسرم به زور میخواست بهش نبات داغ زعفرونی بده اون موقع بچه م سه ماه داشت، جلو شوهرم از دکتر پرسیدم دکتر یه جوری گفت هرررررگز که الان شوهرم خودش نمیندازه چیزای بی خود بهش بدن
چاییو قندارو از دستش قایم کن
بسپار شوهرت بهش تذکر بده
چای خیلی بده که
من جات باشم نمیزارم تو حتما روت نمیشه قشنگ بگی حساب کار دستش بیاد
عزیزم به همسرت بگو تذکر بده چایی فقر اهن میاره اصلا خوب نیست قند به کنار
از دستش بکش ببر بریز تو سینک و تمام
هرموقع دیدی داره اینکارو میکنه
پاشو بچتو بغل کن برو یه اتاق دیگ
برعکس مادرشوهر من ی دونه قندم نمیزاره بچم بخوره میگه قند میگیره چون خودش داره و ی چشمش ب خاطر قند فلج شده نمیزاره بدیم ن خودش ن ما
وقتی میخواد بده لیوات از دستش بگیر ببر بریز تو سینک ک بفهمه
بچرو از بغلش بگیر
مگه همش پیشته؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.