خدایا شکرت خیلی زیاد میدونین چرا ...شبی که من زایمان کردم از عصرش انقباض تو رحمم داشتم ولی چون تو قسمت شکمم نبود فکر نمی‌کردم انقباض باشه تا شب ساعت هشت اینا یکم بیشتر شد و مثل پریود هم خونریزی داشتم ساعت ده راه افتادم برم همدان تو ماشین گاهی دردم می‌گرفت همونجا سوره انشقاق خوندم گفتم خدایا اگر قرارع بمونه مواظبش باش اگر قراره بگیریش ازم زود تموم بشه خیلی میترسیدم از درد ها و بلاهای که قراره سرم بیاد رسیدیم بیمارستان خدا شاهده پام رسید تو بیمارستان درد دوبرابر شد رفتم ویزیت شدم فاصله درد هام کم شده بود یجوری بود دیگه صدام درمیومد رفتم بخش اورژانس رفتم رو تخت احساس کردم بازم چند برابر شد دردم جوری شد احساس میکردم استخوان هام داره خورد میشه از شدت درد عق میزدم بدترین لحظه درد اونجا بود من که خیلی خجالتیم با صدای بلند داد میزدم میگفتم یا حسین مدام میگفتم و از درد میپیچیدم گفتن بچه داره میاد بریم چند تخت بالاتر که تختی شبیه تخت معاینه بود رسیدم

۱۴ پاسخ

ماکان مریم بچه تکون میخورد سالم بود؟
چیشد ای بابا اعصابم بهم ریخت
خدایاحکمتتوشکر

انشالله خدا صبرت بده و سلامتی بهت بده عزیزم

عزیزم حالت خوبه؟

با کلمه کلمه نوشتت اشک ریختم خودم همین اتفاق پنج سال پیش شش ماهه بودم برام افتادم سینه هام شیر میومد اما بچه نبود خیلی حالم بد بود از خدا میخوام کمکت کنه برگردی به حال خودت و هر چه زودتر خدا برت جاشو پر کنه قشنگم 🫂از خدا میخوام هر چی آرزوی خوبه سهم قلبت مهربونت بشه 😘

عزیزم 😭❤️
واقعا خدا بزرگه
و همه چیزو میشنوه
امیدوارم....

ان شاالله خود امام حسین به دل مهربونت نگاه کنه به زودی🥲
خدا هرکاریت میکنه میبینه تو بازم دست نمیکشی میگی شکر ، میگه این بنده من چرا خسته نمیشه
مطمئنم بهترینارو خدا بهت میده به پاداش این همه صبرو امتحان

😭😭😭😭خداجواب دل مهربون وصبوری هات وبده ان شاءالله بارداری بعدی بهترین باشه که گذشته به کل فراموشت شه🫂😭🙏

دقیقا همینطوره انشالا سری بد برو سرکلاژ شکمی شو هیچیت نمیشه دیگه قسمتت نبوده اون دوتا گل خوشگل
دقیقا چقد مثل هم بودیم
منم صبح زود پاشدم دیدم ترشح ژله ای ورگه خونی دارم رفتم سونو طول سرویکس شده بود بیست دکتر گفت برو شیراز پساری بزار سه ساعت راه بود فردا صبحش با شوهرم اماده شدیم رفتیم من تو راه این سه ساعت باد میوفتاد زیر دل و کمرم به شوهرم گفتم انگار باد زایمان گرفتتم ولی تجربه نداشتم تا رسیدیم مطب دکتر دردم بیشتر شد طوری ک از حال میرفتم فوری معاینم کرد گفت پاشو برو بیمارستان داری زایمان می‌کنی با گریه و زاری رفتم هیچکس نگاهم نمی‌کرد دردم هی بیشتر و بیشتر شد تا اینکه معاینم کردن گفتن چهارسانت بازی خوابوندم رو تخت ک لباسم عوض کنن از بس درد داشتم خودم نتونستم رفتم توی زور فوری انداختم رو یه تخت دیگه ببرنم اتاق زایشگاه توی فاصله ای ک داشتن منو میبردن چشمامو بستم گفتم یا امام حسین خودت کمکم کن😭😭😭تا رفتم رو تخت کل دردام رفت دوقلو هام به راحتی دنیا اومدن خدا کمکم کرد امام حسین کمکم کرد😭😭😭دقیقا چقد مثل هم بودیم
غصه نخور اصلا خدا بهترین ها رو برات میخواد شک نکن انشالا جاشون برات سبز بشه به زودی خواهر 🥺⁦♥️⁩

خدا کمکت کنه افرین ک خودتو نباختی

واقعا آفرین که اینقدر باایمان هستی مطمئن باش خدا جواب این ایمان و شکرگزار بودن تو رو چندین برابر جبران خواهد کرد
ان شاالله مسیر زندگیت سبز باشه عزیزم ❤️

خدا کمکت کنه گلم ان شاالله بهترین ها برات اتفاق بیفته همون بهترین هایی ک تو دلت هست

وااااای اشکم دراومددددد یاد خودم افتادم خیلی صبوری تو

واقعا آفرین به اراده و ایمانت 🥲♥️
دختر تو ماشالا خیییلی قوی تر از این حرفایی
مطمئن باش خدا یه روزی مزد و پاداش این امتحاناشو بهت میده
خیالت تخت باشه که خییلی زود دامنت سبز میشه
خوشا به سعادت واقعا تو بنده خوب خدایی که اینقدر ایمان قوی داری😍😍😍😍

همین که خوابیدم رو اون تخت یهو اون درده رفت و خیلی خفیف شد و همون لحظه گفتن زور بزنی بچه اومده کله پروسه زایمانم اومدن کیسه آب اومدن بچه و جفت کشیدن نخ سرکلاژم و ماساژ رحمی و همش شاید نیم ساعت هم نشد که تموم شد الان که فکر میکنم اگر با اون سرعت که زایمان کردم تو جاده بچه میومد چی خون می‌برد منو قشنگ احساس کردم خدا صدامو شنیدم یا وقتی داد میزدم یا حسین و دردم خوابید من شاید همش این تو ذهنم بود که چرا با وجود اون همه دعا و نذر و نیاز باز خدا گرفتش ازم اما بعد ماجرای سرعت زایمانم و خوب شدن دردم گفتم خدا صداتو شنیده مطمئن باش هیچکدوم از دعا هات الکی نبوده تو ظاهر قضیه رو میبینی ولی خدا بهترین هارو واسه بنده اش میخواد حتما حکمتی داشته که نبود اون بچه بهتر از بودنش بوده واسم درسته خیلی دلم میخواست الان بود اما من به حکمت خدا و کاراش ایمان دارم خدایا منو ببخش اگر کلمه ای به ناشکری تو این مدت از دهنم درومد من سینه هام پر شیره اما بچه ای نیست ولی من ایمان دارم به بزرگیت میدونم جبران میکنی واسمون

سوال های مرتبط

مامان گردو💙 مامان گردو💙 ۴ ماهگی
خانما میترسم برم بیمارستان
تقریبا چهار ساعت پیش دسشویی داشتم یکم نگه داشتم چون خوابم میومد از خواب بیدار شدم فکر کنم یه ساعت شده بود یکم درد داشتم رفتم سرویس دیگه اومدم بیرون درد داشتم دردم سمت چپ زیر شکممه فکر کنم تخمدان اونجاست معمولا تو اقدامام اونجا درد میگرفت میزنه به کمرم
دردم شروع شد داد میزدم ولی سر نیم ساعت دردم تموم شد با شوهرم رفتم بیرون خرید کنه من فقط تو ماشین بودم نشسته بودم گفتم صندلی رو بخوابونم دراز بکشم دراز کشیدن همانا دوباره دردم شروع شد خیلی بدجور تر باز یکم گذشت بهتر شدم اومدم خونه لباس عوض کردم یکم رو صندلی نشستم با شوهرم حرف بزنم موقع بلند شدن باز دردم شروع شد خیلییی بدتر از قبل جوری که نمیتونستم راه برم از درد زیاد گریه میکردم به زور خودمو به مبل رسوندم دراز کشیدم بازم درد داشتم یکم گذشت دردم کم شد چند دقیقه بعد دوباره شروع شد همینطوری تو نیم ساعت ۳بار گرفت اخر دوباره رفتم سرویس الان دراز کشیدم درد دارم ولی مثل قبل نیست بچه هم خودشو سفت نکرده
برا چی اینطوری میشم شما تجربه داشتید؟ امکان داره عفونت داشته باشم؟
مامان دانالو مامان دانالو ۳ ماهگی
دیروز دل درد داشتم در حدی که حالت تهوع گرفتم و از صبح هیچی نخوردم خیلی واسه بچم ترسیدم گفتم برم سونو بدم خیالم راحت شه بیمارستان معتضدی و سجاد رفتم دکتر نداشتن.رفتم دکتربابلی تعطیل بود بزرگترین اشتباه زندگیم رو کردم رفتم امام رضا گفتم ان اس تی یا سونو بدم خیالم راحت شه گفتن باید معاینه شی هر چی مقاومت کردم قبول نکردن گفتن اول معاینه بعد سونو...به ناچار معاینه شدم خیلی درد داشت وقتی پاشدم دیدم خونریزی کردم دنیا رو سرم خراب شد نشستم گریه کردن همونجا بعد رفتم سونو که رزیدنت یک ساعت طولش داد و انقدر فشار داد رو شکمم که دردم ۲برابر شد برگشتم ازمایش گرفتن جواب ازمایشم کامل نبود ببینن عفونت ادراری دارم یا نه خلاصه ۵ ساعت اونجا بودم اخرش هیچی گفتن فردا برو یه سونوگرافی خوب.امروز رفتم سونو آنومالی تاخیری یه هفته زودتر از تاریخی که دکترم گفته بود
چون آنومالی ۱۸ هفته یه کیست داخل مغز جنین بود برای کنترل رفتم که خداروشکر گفت ازبین رفته و رشدش هم خوب بود
کلیه هم التهاب داشت که گفت تو بارداری پیش میاد
برای کسایی که این مشکل رو داشتن نوشتم که استرس نگیرن از بابت کیست
مامان شهرزاد مامان شهرزاد ۵ ماهگی
خانوما من دو هفته ای میشه دردهام جوری بود که احساس فشار شدید روی مثانه هام داشتم، همه میگفتن عادیه ما هم همین بودیم، رفتم دکتر هم گفتم گفت عادیه و سونو شکمی کرد بچه رو چک کرد چیزی نگفت، اما واژینال انجام نداد، الان یه چند روزی میشه وقتی استراحت میکنم و کار نمیکنم درد ندارم ولی تا یکم کار میکنم جوری دردم میگیره که با دست باید زیر شکمم فشار بدم، واقعا احساس اینو دارم که یه چیزی از واژنم داره میاد بیرون، امروز تو راه برگشت از اداره جوری شکمم درد گرفت ماشین و زدم بغل خیابون یکم راه رفتم گفتم شاید فشار رو‌شکمم باشه، اومدم خونه خوابیدم خوب شدم، الان برای خورشت فردا غذا گذاشتم باز اون درد اومد سراغم، واقعا نمیدونم بخاطر چیه
امکانش هست سرویکسم اومده باشه پایین؟
یک ماه قبل سرویکسم واژینال ۳۰ بود، دو هفته بعدش رفتم گفت ۳۱
از اون به بعد دیگه چک نکرد
تکونهای بچه هم بسیار شدید تر شده
جوری که قشنگ لگد میزنه تو مثانه ام دردم میاد ، مثانه ام رو با دست فشار میدم که درد نگیره