۷ پاسخ

آره خواهر من بهش یه کلمه نکن بگم هم ده روز دعواس ولی خودش هر چی بگه نباید من بگم

اره بابا ميگه تو مادر نيستي

آره شوهر من از این که گفتی هم گوه تره

نه شوهر من نمیگه
خب بچست دیگه
خونه مامانم اینا سر شام بودیم داشت بازی میکرد افتاد ابروش خورد ب تیزی میز عسلی حسابی خون اومد ولی حرفی نزد ققط گفت خدارو شکر چشمش نبود

نه چه مقصری
مگه تو عمدا سرشو کوبیدی میز
هیچ کس اندازه مادر بچه نگران نمیشه اون لحظه
اتفاقی که قرلر بیفته میفته هر چقدم تو مواظب باشی
میگفتی مگه نوزاد بگیرم بغلم بچه ای که راه میره اسمش روش راه میره نمیتونم که سایه به سایه باهاش حرکت کنم

همه مردا همینن نمیتونیم کارمونو ول کنیم بچسبیم ب بچه ک بچس بالاخره این اتفاقا پیش میاد

تنها نیستی خواهر . دقیقا همین حرفا رو میزنه شوهرمنم . درحالی که پیش اون چیزی بشه من هیچی نمیگم

سوال های مرتبط