۳ پاسخ

من هم خودم هم بچه ام افت قلب داشتیم

منم اینجوری شدم خیلی سخت بود

الهی بگردم چرا از اول سزارین انتخاب نکردی !
عزیزم خداروشکر بخیر گذشته .ایشالا نی نی هم زود میاد پیشت 🥹♥️
چرا رفت دستگاه ؟

سوال های مرتبط

مامان الآرا مامان الآرا ۶ ماهگی
مامان آقا شاهان👶 مامان آقا شاهان👶 روزهای ابتدایی تولد
خانومای گل من زایمان طبیعی کردم و خوب نبود اصلا
ساعت ۱۲ بدون درد با دهانه رحم ۱ فینگر بستری شدم قرص زیر زبونی گذاشتن دل درد پریودی گرفتم تا ۷نیم خوب بود دردام، درد زیاد داشتم که دستگاه نشون میداد ولی آستانه تحمل دردم بالا بود ساعت ۷ نیم مامای بعدی که اومد دهانه رحمم رو چک کرد و کیسه آب رو سوراخ کرد با دهانه ۳ سانت دیدن بچه مدفوع کرده و دردام غیر قابل تحمل شد و آماده‌م کردن واسه سزارین و سوند وصل کردن دکترم دیرتر اومد و بهم فشار و زور میومد میگفتن فقط زور شدید بزن که نری سزارین چون فول شدی و بچه سرش بالا بود میگفتن فقط زور بزن ک سرش بیاد پایین، خیلی درد زیادی داشتم و خیلی بهم زور و فشار میومد(فک کنم آمپول فشار به سرم زدن)
رفتم اتاق زایمان و با زور شدید و جر خوردن و به شکمم فشار میاوردن که بچه بیاد پایین، شکمم شدید درد میکرد فقط زور میزدم بچه اومد و واسه بخیه نمیدونم به سرم چی زدن که هیچی نفهمیدم و تو هپروت بودم و از یک تونل رد شدم تا دوساعت هیچی نمی‌فهمیدم و گیج بودم و بهم اکسيژن نمیدونم زده بودن یک ماسکی رو دهنم بودکه کم کم به هوش اومدم و نمی‌فهمیدم دکتر و پرستارا چی میگفتن منگ بودم
میگفتن دارو بهت نساخته و خونریزی داشتم و داخل رحمم باند گذاشتن دقیق نمیدونم چیکار شدم و بهم دقیق چیزی نگفتن
ولی با همه‌ی این دردا بچه ک میاد تموم میشه و تا حدودی قابل تحمل میشه
ولی خیلی واژن و مقعدم به شدت درد میکنه
اینم از تجربه زایمان من تو ۳۹ هفته ۵ روز
مامان بنیامین ❤️‍🔥 مامان بنیامین ❤️‍🔥 ۱۴ ماهگی
۸/۲/۱۴۰۴ ۴۰ هفته و یک روز بودم رفتم سونوگرافی و نوار قلب جنین گفتن ضربان قلبش پایین اومده باید بری بیمارستان اومدم بیمارستان کم‌کم دردام داشت شروع میشد معاینه کردن ساعت سه یک سانت باز بودم رفتم برای بستری ساعت پنج و رب بستری شدم دوسانت بودم اصلا هیچ دردی نداشتم تا ساعت هشت و نیم سه سانت شدم بهم آمپول فشار زدن از ساعت هشت و نیم تا ساعت یازده رسیدم به پنج سانت دردش جوری بود که کمرم خیلی درد می‌گرفت اصلا نمیتونستم خوابیده باشم ولی مجبور بودم کمرم و می‌گرفتم بالا می‌گفت باید زور بزنی تا شیش سانت بشی بعد اپیدورال میکنیم دیگه واقعا دردش بالا رفته بود و خیلی درد داشتم زیر شکمم و پایین کمرم سمت لگن و ران پاهام فوق‌العاده درد شدیدی داشتم کل بدنم سرد شده بود فقط جیغ میزدم تا اومدن معاینه کردن سریع اپیدورال آوردن زدن برام تا زدن احساس کردم کل بدنم و گرما گرفته از سمت کمرم رفت به سمت شکم و پاهام دیگه دردی احساس نمی‌کردم درد داشتم ولی مثل درد پریود خیلی خیلی کمتر تا نه سانت نه سانت که شدم دوباره دردام رفت به سمت شدید شدن وقتی دردام زیاد شد فول شدم دردم مثل همون پنج سانتم بود اما سی ثانیه بود می‌رفت دو دقیقه بعد میومد یه خانم پرستار اومده بود همراه با ی ماما فشار میدادن شکمم رو که بچه بیاد بیرون وقتی اومد بیرون بچه خیلی راحت شدم اما جفتش مونده بود چندبار فشار دادن بخاطر جفت بعدشم بخیه زدن که من بیحس بودم چیزی احساس نکردم
مامان رُز مامان رُز ۵ ماهگی
#تجربه زایمان ۲

بعد رفتن بالن گذاشتن انگار مردم واقعا دردش افتضاح بود و واقعا از خود زایمان ده برابر درد بدتری داشت وقتی بالن رو گذاشتن فقط داشتم ناله میکردم دیگه بریده بودم وقتی بالن گذاشتن به زور شده بودم ۳ سانت تا ساعت ۱۲ شب درد کشیدم دیگه جیغ میزدم داد میزدم اصلا نمیتونستم بخوابم فقط التماس میکردم ببرنم سزارین میگفتم به خدا نمیتونم میمیرم واقعا هم نمیتونستم از ساعت ۱۱ صبح داشتم درد میکشیدم خلاصه ساعت ۲ شب اومد کیسه آبم رو پاره کرد بازم فقط درد میکشیدم و همچنان ۳ سانت بودم دیگه اینقدر گریه کردم که صدام در نمیومد یه کم بهم مسکن زدن و یه گاز بی دردی دادن ۲ ساعت تونستم بخوابم که گاه گاه درد سراغم میومد دوباره ساعت ۵ صبح سرم زدن و آمپول فشار و دردام شروع شد تا ساعت ۶ درد داشتم ولی حداقل وسطاش ول میکرد میتونستم تحمل کنم از ساعت ۶ به بعد یه سره شده بود دردام گریه میکردم داد میزدم میگفتم بابا با رضایت خودم میخوام برم بیمارستان دیگه ولی نمیذاشتن مامانم طاقت نمی‌آورد بمونه پیشم اینقدر حالم بد بود دکترا دستگاه آن اس تی رو وصل کرده بودن بهم نمی‌تونستم میکردم پا میشدم از درد به خودم میپیچیدم با این همه درد تازه رسیده بودم به ۴ سانت یه چیزی که خیلی حرصمم می‌داد من داشتم جون میدادم پرستار ها میگفتن نه دستگاه دردتو خیلی کم نشون میده الکی چرا اینقدر بزرگش میکنی درد تو الان در حد یه پریودی در صورتی که من داشتم جون میدادم واقعا جون میدادم خلاصه ۴ سانت شدم التماس کردم یه چیزی بدن دردم کم بشه که ماما گفت باشه بهت گاز بی دردی میدم گفت هر وقت درد داشتی گاز رو بکش من کلا درد داشتم شروع کردم به کشیدن گاز پشت سر هم الا ول نمیکردم پشت هم گاز رد میکشیدم اصلا دردام رو حس نمیکردم خیلی کم ولی