۲۰ پاسخ

حالا کی گفته ما ب همه کارا میرسیم؟منم مثل خودتم خسته داغون کل روز بچه داری ی وقتایی میخوابه باز دو تا ظرف میشورم ی غذا میخورم.. ی وقتام اصلا خواب نداره و کلا با بچه درگیرم🥺🤷‍♀️

من که تا بچه میخوابه منم میخوابم خونه زندگی رو ول کردم😂

منم مامانم پیشمه فعلا و رو‌روالم ولی میدونم بعد رفتن مامانم میترکه همچی😭😭😭بهش فکر میکنم غصم میگیره

به نام خدا تریاک

به سختی همش بدو بدو صبح ک پسر کوچیکع خوابه دوست دارم بخوابم منم بزرگع میاد میگه گشنمه دیگه پامیشم ی لنگه پا سر پا رو دور تند فقط کار میکنم صدای بچه در میاد میام پیشش باز تا دودقیقه ارومه پا میشم بدو بدو کار میکنم خستم دیگه

عزیزم کاملا درکت میکنم بچه های که کولیک یا رفلاکس دارن خیلی بیشتر اذیت میکنن ولی صبور باش که این روزا میگذره و به مرور بهتر میشه منم بچم تا دوماهگی مدام گریه و بی قراری میکرد ولی الان یکی دوهفتس یکم بهتره هم خوابش بیشتر شده(هرچند که سبکه)هم بیقراریش کمترشده .همینجوری ام کارایی که خیلی سروصدا داشته باشع میزارم وقتی شوهرم میاد بقیه رو وقتی بخابه انجام میدم که خیلی وقتام نمیتونم ولی خب دیگه نباید سخت بگیریم ایشالا بچه ها بزرگتربشن بیشتر زندگی ب روال میفته

به سختی میرسم به کارام تایمایی که خوابه سعی میکنم به کار خونه و غذا برسم معمولا خیلی کم پیش میاد که بتونم به خودم برسم .

خب به هیچکدوم نمیرسیم😂منکه همشون نصفه نیمه ان
خونمون انگار بمب ترکیده
خودم خییلی وقت کنم روزی یبار موهام شونه کنم فقط😐
این کوچولو همه وقت ادمو میگیره

خییلی به خودت سخت نگیر مسابقه نیست هیچکی هم توقع نداره کسی که تازه بچه دار شده بتونه همزمان به همه این کارا برسه گلم

سخت نگیر به خودت عزیزم یخورده زمان میبره که بت نس با شرایط جدید وفق بدی به کارات برسی ولی در کل سخت نگیر هممون همینجوری بودیم تازه بعد سه ماه یه کوچولو میتونم به کارام برسم البته دو تا پسر بچه به شدت شلوغ دیگم دارم ولی خب هروقت که بتونم کارامو خورد خورد انجام میدم تا بچم خوابه غذامم درست میکنم حموم و اینچیزام آخر شب میگم باباش نگهش میداره میرم یه دوش میگیرم چاره ای نیست تا یکم بزرگ شن بسلامتی بهتر میشه اوضاع

من که بچه بی قرار دارم اصلا نمی‌رسم احساس میکنم خودم فرسوده شدم دیگه به خودم نمیتونم برسم

من بچم همش چرت یچربع ساعته میزنه
رفلاکس شدید هم داره
ولی کارای خونه رو میکنم و فراهم میپزم به بچه هم میرسم از شنبه دانشگاهم باید برم
ولی خب من مثلاً ساعت ۹صبح دیگه حداقل خورشتم رو پختم دخترم رو هم پاشویه کردم لباس تمیز پوشوندم
میرم برای صبحانه
من خیلی صبح زود بیدار میشم
وقدیم کلا آدمی بودم که فقط شب می‌خوابیدم و خیلی عادت به استراحت روز ندارم
و کل عمرم نتونستم تا بیشتر از ۸ صبح بخوابم
اونموققع که مجرد بودم مامانم نمی‌داشت بیشتر بخوابم چون می‌گفت دیگه صبخانه نمی‌خوری
بعدش رفتم دانشگاه مجبور بودم ۵ بیدار شم به کارام برسم
وقتی هم ازدواج کردم شوهرم شیفت می‌رفت مجبور بودم زود بیدار شم
خلاصه اینکه عادی شده برام

من و همسرم دونفره زیر بار بچه داری کمر خم کردیم این یه ماهه🫠

من اگ نینیم بخواد ۵ دقیقه رو زمین خواب بمونه هم ب لطف دخترم نمیشه ۳ سالشه و همش سروصدا می‌کنه. منم مجبورم کاری نکنم. مگراینک کسی بیاد کمکم

من یه پسر۷ساله پرانرژی ام دارم اینقدر که به هیچی نمیرسم عصبی شدم دلم به حال پسرم میسوزه

عزیزم اونا حتما بچشون مادرشون نگه میداره خودشون به کارای دیگه میرسن منکه لز ۶ صبح بیدارم الان تازه سرمو یه دقیقه گذاشتم زمین از صبح بچه داری و غذا درست کن و ...

گهواره بگیر یا اگ داری بزار تو حال کارات کن هی بیا یه تابش بده

به نام خدا. نمیشه

بستگی داره بچت آروم باشه یا نه

من که دخترم اگه دوساعت بخوابه به همه کارهام میرسم ولی همش چرت کوتاه میزنه

عزیزم عادت میکنی الان حق داری

سوال های مرتبط