۴ پاسخ

من عاشق شب ها بودم قبل بچه دار شدن.
الان نه تنها عاشق شب ها نیستم
از کمردرد و پا درد و خستگی های طول روز بچه داری شب دلم میخواد گریه‌‌کنم فقط

فقط به این فکر میکنم که چند سال دیگه که همه این سختیا آسون‌تر میشه قراره کلی با دخترم عشق کنم و خستگی این روزا از تنم بره 🥹

وای دقیقا منم 🤦🏽‍♀️
امروز مهمان اومد برام که از ظهر خبر داده بودن
شام درست کردم، میوه شیرینی آماده کردم هندونه قاچ کردم حموم کردم، کارای خونه و کارای دخترو کردم
و کلی کار کوچیک دیگه که اصلا به چشم کسی نمیاد
الانم که مروا رو پامه دارم لالاییش میکنم کمرم درد میکنه خوابم میاد
ولی داشتم فکر میکردم که چه توانایی و ظرفیتی داریم ما زنا که تو این موقعیتا نمایان میشه
فقط دوست داشتم همسرم میتونست کنارم باشه یکم کمکم کنه یا زحماتمو ببینه که متاسفانه به خاطر شغلش نمیتونه اصلا🥲

خسته نباشی 🩷
این روزا هم میگذره
ولشون کن بزار انقدر بگن تا خسته بشن ، البته که نمیشن😐
به من هر چی بگن ، سکوت میکنم فقط نگاشون میکنم

سوال های مرتبط