به خدا ادامه دادن من فقط به. ضرر خودم و دخترمه
نه جایی هست بریم نه کسی هست بیاد خونمون از صبح تا شب آدم نمیبینیم
منم اینجا غریبم کسیم ندارم برم خونش
ولی ی روز درمیون میریم بیرون
منم قبلا میگفتم حرف درمیارن بعد گفتم گور باباشون نمیشه ک خودم و بچمو حبس کنم ک مردم زر نزنن
ب پشمم گرفتمشون
خب شهر کوچیک باشه چه حرفی میخوان دربیارن؟ مثلا بگن این خانومه هر روز میره پارک؟؟؟ اونم با بچههه ششش؟
اتفاقا اگر تابو هم هست بشکن، چرا باید خودت رو تا سطح فکر اونا محدود کنی؟
یه برنامه بریز برو بیرون بعد میبینی اونطور که فکر میکردی هم نبود ، یه بار پارک سر پوشیده ببر. یه بار پارک ، یه بار پاساژ، کم کم دوست پیدا میکنی
باشگاهی ، کلاسی چیزی نیست ثبت نام کنی؟؟ دخترت رو ببر مهد خودت یه کلاسی چیزی برو
منم شهر غریب ازدواج کردمو جز خانواده شوهر که هر از گاهی همو میبینیم مثلا ده روز یا بیشتر یه بار خونه هم بریم و همیشه از اول تنها بودم،دخترمو با دوچرخه میبرم به بهونه خرید نون یا میوه سبزی دور میزنیم میایم خیلی حس خوبی میده یا پارک ببرش از موقعیت هوای خوب الان استفاده کن شوهر منم شب هشت به بعد میاد بعضی شبا اگه حوصلش بکشه میریم به اصرار دخترم با ماشین دور میزنیم وگرنه تا شب خودم باید سرگرمش کنم
وقتی شما زن سالم و سر به راهی هستی بزار حرف در بیارن جز حرف شوهرت حرف هیچکس مهم نباشه بچه رو تو خونه تنها بزرگ میکنی که پشت سرت حرف در نیارن
😅جات خالی من عروسی که کردم اول کرونا بود تا ۳ سال شهر غریب بودم شوهرم۴ صب میرفت تا ۹ شب ، تفریح هم نمیشد بریم چون کرونا بود منم که دانشجو بودم مجازی شده بود خلاصه ۳ سال اونجا زندگی کردیم من خونه بودم بیشتر فقط چند وقت یار یکی دو روز میرفتیم خونه ی مامانم اینا و مادرشوهرم اینا
خودتو خونه نشین نکن،برو بیرون پارکی جایی با دخترت دوتایی برین،من زنداییم ۳۰ساله اومده شهر ما کلی دوست برا خودش پیدا اونقدری اون بازار و خونه همسایه و پارک و پیاده رویی میره ما نمیریم
دقیقا منم..با اینکه فامیلای شوهرم هستن ولی رفت و امد نمیکنم جز مادربزرگش..ولی خودم گاهی دخترمو میبرم تا پارک نزدیک خونه و بدمیگردم
من شهر غریب نیستم ،ولی هفته یک شب شوهرم میاد خونه اونم ساعت ۱،۲شب شام بخوره بخواب ۵،۶صبح بره ،پسرم خیلی شلوعکار دستم خالیه ،پام از خونه بیرون نمیزارم،پارسال کنار خونه تم پارک بود محله خوب بود اینجا ک اومدم برعکس شده
من اونجا دانشجو بودم هر روز میرفتیم بلوار پارک و پارک سیفیه
برو بیرون اهمیت نده بهشون ،حیف نیس بشینی تنها تو خونه به خاطر حرف مردم
منم همینطور تنهای تنها صلح تا شب خونه
منم غریبم هیچکس ندارم اینجا صبح شوهر میره تا یک شب ..من خودمو با پارک رفتن سرگرم میکنم سه چهار ساعتی پارکم هر روز ...اتفاقا شهر کسی نمیشناستت می میخواد حرف در بیارن دهات نیست که
منم غریبم زندگی خیلی سخت میگذره ولی بازم کارهست میره آخرین مسافرتمون سال۹۸بوده
شوهر من ۷صبح میره سرکار ۱۲شب میاد مغازه داره سالی یه بار روز عاشورا میمونه خونه
با شوهرت صحبت کن هفته ای دو بار ظهر ها بیاد ببرتتون بیرون دور بزنید یکی دو بار هم خودت بزارش کالسکه برو بیرون
من غریب غریبم
شاغلم
شوهرم ۶ صب میره تا ۷ شب
بیرون هر روز میبرم بچه رو
عزیزم منم دقیقا مثل تو هستم با این تفاوت که من تو شهر خودم غریب هستم
من من
منم تو شرایط شمام، حرف زدن و ارتباط گرفتن یادم رفته
خب بچتو بزار تو کالسکه ببرش بیرون یکم دلت باز بشه به شوهرت هم بگو یا زودتر بیاد یا ظهرا هم بیاد
کدوم شهری عزیزم منم دقیقا مثه خودتم😔
من💔😰😰😰
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.