۱۲ پاسخ

ما زنان بیشتر نشون می‌دیم
گاهی اوقات مردا هم خیلی نامردی بدی از طرف خانواده و زنشو میبینن
شوهر من گاهی اوقات به خاطر سختی های زندگیش دیدم گریه می‌کنه
مرد زن نداره ناراحتی درک نشدن برا هر دوطرفه عزیز

عزیزم اینا همه به تربیت خانوادگی برمیگرده
ولی من دخترمو جوری تربیت میکنم که بتونه از حق خودش دفاع کنه و قوی باشه و زیر بار زور و ظلم کسی نره

ب نظرم این احساس بیشتر ب خانواده بر میگرده وقتی خانواده بهت بها بده تورو بالا ببره و خورد نکنه و همیشه پشتت باشه دختر بودن خیلی هم خوبه

همه ی اینا به فرهنگ و تربیت اون خانواده هست من خودمم بعنوان فرزند اول خیلی مسائل و تحت فشار بودم ولی نزاشتم خواهر کوچیکترم اینارو بگذرونه و پدر و مادرمو اگاه کردم الانم میگم بهشون میگن ما تجربه نداشتیم اشتباه کردیم همه همون موقع اینجوری بودن در صورتیکه من اصلا قبول نداشتم من دوستی داشتم با پدر و مادر روستایی بسیار با درک و درایت و اصلا این و نمیپذیرم تا ابد باید مراعات پدر و مادر و کنیم احترام دارن حداقل وقتی زندگی شخصی خودمونو داریم باید یه جایی دیگه متوجه بشن که بابا من نمیخواستیم به احترام شما بود حالا حتی شما هم خیلی رفتارای امروزی مارو نمیپذیرید ولی درک کنید و احترام بزارید بزارید زندگی کنیم

دقیقا،منم خیلی جاها دلم خواسته همسرم کنارم باشه…گاهی حالم خوب نبوده گفته برو پیش مادرت اما من فقط نیاز داشتم اون باشه کنار اما خب نشده…

بالاخره چن سال دیگ ته دلت قنج میره برا اینک دختری خدا نصیبت کنه ،،، دختر دوستت میشه هم رازته 🙋‍♀️🤷‍♀️

🤕🤕🤕 چقد ناراحت شدم از حرفت
نی نی من دختره
خدا کنه بتونم شرایطی فراهپ کنم که دختر قوی بشه بتونه از پس جامعه بر بیاد با این همه تبعیض

عزیزم انشالله که بتونی پسرتو درست تربیت کنی مثل باباش نشه یک‌زن بی گناهه دیگه رو مث خودت بدبخت نکنه:))

قرار نیست همه ی دخترا سختی بکشن . این مشکلات رو کم و زیاد هممون داریم و‌ باور کن شاید خیلی از رفتارای ما هم رو‌مخ همسرامون باشه ولی ما فقط از زاویه دید خودمون میبینیم. منم عاشق دختر بودم اما خدا بهم پسر داده و من خوشحالم ازاین بابت که میتونم یه پسری تربیت کنم که حال و‌روز یه زن رو‌در آینده درک کنه و باعث خوشبختیش بشه.

منم دلم برای دخترا میسوزه🥲🙂و احساس میکنم خیلی بهشون ظلم مبشه

من اینو ب عینه درک میکنم
من شوهرم ماشین سنگین داره
ی بچه کلاس اولی داشتم امسال
خدا میدونه این بارداری و با چ خفتی سر کردم
هیچکسم نفهمید چ وقتا چ دردایی داشتم و تک و تنها بودم
چون مامانمم پیره خواهرمم مدیره و سه تا بچه داره همیشه تنها بودم تنها رفتم سرم زدم تنها با بچه سرو کله زدم شوهرمم ی هفته نیست یک دوشب هست انقد سخت گذشت
اونم خسته میشه ها ولی ته تهش ی اون باردار نیس ولی من هستم

همینطوره هیچ مردی درک ندارع
شاید ۸۰ درصدشون
من گاهی وقتا شدید گریه میکنم
بعدش عذاب وجدان میگیرم که بچم اذیت میشه
ولی کاریشم نمیشه کردد

سوال های مرتبط