۱۵ پاسخ

بچه هامون واااقعا بی دفاعن و پناهی جز ما ندارن مامانا. حالا دعوا گاااااهی پیش میاد ولی هرموقع خدایی نکرده خواستین بچتونو بزنین، یدونه محکم بزنین رو دست خودتون .زدن واقعا توجیحی نداره

تو رو خدا نزنین گناهی دارن تقصیری ندارن ما خواستیم بدنیا بیان
و اونا دارن یاد می‌گیرند
تمرین کن از صبح که از خواب بلند میشی با خودت تکرار کن قرار آروم باشی قرار نیست عصبی بشی
هر کاری کنه اگر خونه رو زیرو رو کنه آروم باش کنارش باش خودتم بچگی کن
بخدا هیچی نمیشه
تازه زندگیتون بهتر میشه ی بچه شاد ی مادر شاد
گناهی دارن بخدا مظلوم ترین و ضعیف ترینن

اشکم دراومد برا وقتایی که دعواش میکنم بازم میاد بوسم میکنه بچه ها واقعا فرشته هستن🥲💔

ببین خیلی حس بدیه خیلی
خودم تجربه کردم
ولی یه مدتی هست قسم خوردم خودموآروم کنم
امروز وقتی خوابید ساعتها گریه کردم ولی وقتی بیدار شد حالم خوب بود سبک بودم

من یوقتایی ک فشار زیادی رومه دواش میکنم ولی زدن نه یبار فقط زدم رو باسنش اونروز هی لج میکرد با پای برهنه میرفت ت توالت هیچوقت یادم نمیره چقد کم توقع شده بود چقد گریه کرد بعد خودم گریه شدم تا دید من گریه میکنم اومد بغلم اشکای منو پاک میکرد با هق هق میگف مامان ت گریه نکن صورت خودش غرق اشک بود اینقد گریه کردمو ازش مذرتخاهی کردم تا چندروز میگفتم الهی دستم بشکنه بچمو زدم ولی چ کنیم روزگاره سختیه منم هم قرص عصاب میخورم هم قرصای روماتیسم ک دوتاش داغونم کرده و شرایط سخت زندگی البته ک توجیهی نداره ولی خدا منو ببخشه بهم صبر و توان بده🙏

من فقط گریه های بدون بهانه و زیاد تر از و طولانیش اذیتم میکنه، هر روز گریه اونم هردفعه نیم ساعت شاید بیشتر اصلا گوش نمیده که من دارم باهاش صحبت میکنم، میخواد بخوابه گریه، بیدار میشه گریه، بازی میکنه گریه، کاری میخواد انجام بده گریه، دستشویی داره گریه، یعنی دیگه واقعا نمیدونم چکارکنم برای این گریه ها...

ماه پیش من ی روز خیلی بدی رو پشت سر گذاشتم، فرداش پسرم از صبح بیدار شد انقدر تو مخ بود اذیت میکرد من ۲ بار زدم رو دستش منی ک سرش داد نمیزنم، بعد هی بدتر میکرد باورتون نمیشه میخواستم خفش کنم خودم حتی باورم نمیشه اون روز چقدر تنبیهش کردم، هنوزم هر شب بعد یماه یادم میوفته دلم میخواد بمیرم و بی دفاع فکر میکردم دارم بازی میکنم باهاش نگام میکرد . قیافش از جلو چشمم نمیره. فرداش روی دستم جایی ک کاملا مشخصه قاشق داغ چسبوندم تا دیگه هیچ وقت اینکارو نکنم. با این اون فراموش کرده و بعدش بهم چسبیده بود اما من هر لحظه یادمه . حس خیلی بدیه خیلی. و واقعا لعنت به این مملکتی ک ما توش داریم بچه بزرگ میکنیم.

من اصلا سر بچم داد نمیزنمچه برسه به تنبیه و کتک
حتی توی بدترین شرایط روحی و جسمی
چون میدونم نه تنها تاثیر گذار نیست بلکه تا ساعت ها باید ناراحتی و جیغ و گریه و لجبازیشو تحمل کنم
اخه بچه مگه جای کتک و دعوا داره
یه موجود که فکر و ذکرش بازیه و سرگرمی چه درکی از ناراحته منِمادر و اطرافش داره

من زیاد بهش میگم ساکت بشین نکن
خیلی سرصدا میکنه خیلی تکرار میکنه حرفاشو‌واقعا سردرد میگیرم
نمیزاره ب کارامون برسیم‌همش نق نق
اصلا عوض شده

چه بغضم گرفت😢از فردا دیگه داد نمی‌زنم ایشالله ولی همیشه شبا بعد اینکه می‌خوابه از این حرفا میزنم صبا یادم میاره که داد بی داد😐😑

واقعا من نه راحت میزنمش نه راحت دعوا میکنم من دیگه خیلی اذیتم میکنه پدرمو در میاره داد میزنم تا حالام دو بار آروم زدمش چون داشت می‌کشت منو واقعا

وای گریم گرفت واقعا دفاع نداره با به لبخند دوباره برات لبخند میزنه

اشک مارو هم در آوردی زن😭

💔💔💔💔

گریم گرفت😑

سوال های مرتبط