۹ پاسخ

۲۵ روزگی اومدم خونه خودم

از اول ۱۰ روزگی .

من از اول تنها بودم چون در واقع مجبور بودم و کسیو نداشتم

به روال عادی که برنمیگردی 😂😂
یکی دو شب اول سخته ولی بعدش عادت میکنی
همسرت باشه کمک میکنه دیگه نترس هیچ اتفاقی نمیوفته منم روز ۱۲ گفتم خودم دیگه مراقبت میکنم

من میترسم ی بچه کوچیک دارم نمی دونم از پس این یکی بر بیام یا ن

من از ۳۳ روزگی
تنها بشی یاد میگیری کامل، اولش سخته اما بعدش راحته

به نظرم فعلا فقط لذت ببر،زایمان اولم هم مادرم هم پدرم همه کارا و میکردن من همش ناراحت بودم بچم چرا آنقدر وابسته به اوناس درحدی که بهشون مامانجون بابا جون می‌گفت به من به زبون خواهرم اجی،بابدبختی بهش فهموندم من مامانم بگه مامان،الان جفتشون فوت کردن دست تنهام مادرشوهرمم بهش امیدی نیست معلوم نیس چقدر کمک داشته باشم الان ی هفتس همش یاد قبل می رفتم افسوس گذشته رو میخورم

من از ٢٠ روزگي با پسرم تنها شدم

عزیزم درست میشع
من هنو خونه مامانمم😂تک و توک میرو ب خونه خودمون سر میزنم
برا روال زندگی عحله نکن
بچه خیلی مهم تره خدایی نکرده تو تنهایی چیزیش نشه

سوال های مرتبط