پارت یک
تجربه زایمان: من بارداری سخت و پردردی داشتم سیاتیک بارداری و دیابت گرفتم..بخاطر سیاتیک مداوم بدنم قفل میشد و نمیتونستم حرکتی کنم..با کلی ماساژ یخورده بهتر میشدم اونم در حد نیم ساعت.زیاد نمیتونستم راه برم و اگرم یخورده قدم میزدم باز کامل بدنم قفل میشد.خلاصه با هر ضرب و زوری ک بود رسیدم ب ماه هشتم..چون شکم اولم بود و هزینه بیمارستان خصوصی رو نداشتم از دکترم‌خواستم تا با دلیل پزشکی یکاری کنه تو بیمارستان دولتی سزارین شم اما دکترم گف همچین چیزی تو اون بیمارستان نیستو خیلی سخت میگیرن و اگرم برام نامه سزارین‌بده باز اونجا مجبورم‌میکنن طبیعی زایمان کنم.
خلاصه‌منم چون خیلی از طبیعی وحشت داشتم با پرس و جو یک دکتری پیدا کردم ک با دلیل پزشکی تو بیمارستان دولتی سزارین میکرد.دکترمو عوض کردم و برنامه هامو با دکتر جدیدم هماهنگ میکردم.قرار شد ۷ اردیبهشت روز عملم باشه بماند ک چقد از اخر فروردین ب هر بهانه ای رفته بودم‌اونجا تا زودتر عملم‌کنه...برنامه اینجوری بود ک من مثلا مشکوک ب ابریزش یا فشار بالا چیزی ک واقعا شبیهشو‌داشته باشم برم زایشگاه اونجا هف هشت ساعت بستری بشم برای زایمان طبیعی اما ماماها کاری با من نداشته باشن بعد اون تایم برم اتاق عمل
ادامه تایپیک بعدی

۵ پاسخ

سلام عزیزم منم گنبدم دکترت کیع؟ منم میهام بیمارستان بسکی سزارین اختیاری بشم
اما دکترمو میگم برام سر اجباری بنویسه

عزیزم‌درخواست دوستیمو قبول کن ،منم واقعا دنبال دکتر هستم تو اققلا هر دکتری رفتم قیمت سزارین رو واقعا زیاد میگن وباید بیمارستان خصوصی بستری بشم

عزیزم علام دیابت بارداری ک داشتی چی بود منم احساس میکنم دارم دکتر ندارم

چ‌ جالب
منتظرم

خانوما توروبه قرآن قسمتون میدم هرکی در حد توانش داره کمکم کنه پول ندارم داروهای رفلاکس بچم بخرم رفلاکس شدید داره همش گریه میکنه شوهرم بیکاره به مشکل خوردیم در حد توانتون شده ده هزارم همگی کمکم کنید بتونم داروهاشو بخرم دستم به دامنتون

سوال های مرتبط

مامان لیا جونم مامان لیا جونم ۲ ماهگی
از بیمارستان بخوام بگم، بیمارستانم قایم بود، واقعا تصور من از بیمارستان خصوصی اونچیزی ک فکر میکردم با اونچیزی ک در واقعیت بود دنیای تفاوت بود، چون من بچه مازندران هستم و هم بیمارستان دولتی و خصوصی زایمان هاشونو دیدم واقعا با مال اینجا فرق داشت، بیمارستان ک از نظر ظاهر خیلی ضعیف بود و از نظر پرستار و ماما هم کلا صفر،من خصوصی رفتم چون ب اسانی سزارین نمیشه در دولتی و میخواستم پرستارا خیلی هوامو داشته باشند، متاسفانه اینجوری نبود بنظرم رفتار پرستار و ماما و خدمه صرفا ب انسانیت بستگی داره ن ب خصوصی و دولتی بودنش، من ۳ روز بیمارستان علوی بستری بودم اونجام ی پرستار خوب داشتم و بقیه اصلا خوب نبودن، بیمارستان قایم هم دقیقا همین بود ک ی پرستار خوب دیدم، حتی بیمار تخت کنارم بنده خدا زودتر از من زایمان کرده بود و بهش گفته بودن۷ شب تایم راه رفتنت هست اما خورده بود ب تعویض شیفت ۱۰ شب اومدن سونشو در اوردن و راه رفت، خلاصه ک زیاد فکر نکنید تو خصوصی برامون فرش قرمز پهن میکنن، صرفا همه چیز ب انسانیت شخص برمیگرده
مامان گلاره چاوم مامان گلاره چاوم ۱۳ ماهگی
هرینه زایمان سزارین اختیاری در بیمارستان مادر
قبل از هزینه ها اینو بگم بیمارستان مادر خوب هست اما اونی نبود ک مد نظرم بود و فقط چون دکترم اینجا میشست یه جورایی مجبوری رفتم
دکترم منو ارجاع داد ب روانپزشک برای نامه فوبیا ک 500 تومن هزینه ویزیت بود، بعدش باید تو کلاس های امادگی بیمارستان حتما شرکت میکردی و مدرکش میگرفتی ک 2ملیون هم اونجا پرداخت کردم
من دیگه کمیسیون نرفتم دکترم گفت خودم هماهنگ میکنم با کمیسیون بیمارستان، زیر میزی دکترم هم 20 ملیون گرفت
من شنبه صبح با مدارکی ک داشتم و نامه سزارین رفتم بیمارستان مادر که چون نامه کمیسیون نداشتم ب جای ساعت 7 ساعت 9بستری شدم.(تا به دکترم زنگ زدن و دکترم با کمیسیون هماهنگ کرد طول کشید)
ساعت 12 ظهر عمل شدم و 1 شب بیمارستان موندم که اتاق خصوصی نگرفتم و خیلیم پشیمونم چون اتاقاش کوچیکه و 3تخته اگه شانس شما هر 3تا تخت پر باشه واقعا کلافه میشی
بیمه تامین اجتماعی به خاطر فوبیا فقط 20 درصد از هزینه هام تایید کرد اما بیمه تکمیلیم همه هزینه هام تایید کرد و کل پرداختی ما به بیمارستان 8نیم ملیون شد که 1نیم هم دارو خریدیم درکل شد 10 ملیون
کل هزینه من برای زایمان سزارین اختیاری با زیرمیزی دکتر و بیمارستان و هزینه های اضافی کنارش شد 32500
امیدوارم کمکی باشه برای کسایی ک میخوان سزارین بشن
چون من قبل از اینکه خودم سزارین بشم خیلی از هزینش میترسیدم چون همه میگفتن کله هزینه ها ازاد حساب میشه و سر از 60،70 ملیون در میاد
انشاالله هرکی هر مدلی دوس داره زایمان کنه و خاطره خوبی براش بمونه❤
مامان هیرا💙
ابرا🩷 مامان هیرا💙 ابرا🩷 ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین🤕
تو 35هفته رفتم ی دکتر پیدا کردم ک سز اختیاری انجام بده بعد پیدا کردم دکتر خوبی بود باهاش صحبت کردم قرار شد بیمارستان مورد نظر رو دیگه برا زایمان برم
37هفته رفتم پیشش
زیرمیزی دادم شمارشو گرفتم بعد قرار بود 6اردیبهشت زایمان کنم دیگه همه برنامه همین بود ب همه هم گفتم 6 اردیبهشت
دیگه یکی دو روز بعد تشکیل پرونده من دیدم انقباضات عجیبیی دارم رفتم پیش دکتر عمومی گفت باید بری بیمارستان رفتم معاینه کردن 1سانت باز بود میخواستن نگهم دارن برا طبیعی چون بیمارستان دولتی رفته بودم نمیدونستم جدی جدی داشتم با پای خودم میرفتم برا طبیعی بعد کلی دروغ و نمیدونم چی تونستم فرار کنم
با دکترم صحبت کردم گف فردا بیا سز شو گفتم نمیخوام گفت درد گرفتی فورا بیا دیگه یه روز دیگه دردم زیاد شد رفتم تا میخوام برا یکشنبه عملم کنن
گفتم نه هنوزم زوده میخوام بچم وزن بگیره دیگه کلی شیافت و استراحت شب دوشنبه دردم زیاد شد رفتم بیمارستان دیگه خوابوندنم نه راه فرار ن چیزی سزارینم کردن
حالا سزارین چطور بود پاره بعدی
مامان برسام🥹🫠 مامان برسام🥹🫠 ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ک ب سزارین ختم شد 💔
من ۳۹ هفته و یک روز بودم ک رفتم بیمارستان ان اس تی بدم !
من هیچوقت فشارم بالا نبود و‌ورم شدید نداشتم
اون روز شانسم فشارم بالا بود ۱۳ بود و دکتر گف باید ازمایش بدی ازمایش دادم‌و دفع پروتئین خفیف دیده شد و بله پره اکلامپسی !
من سفتو سخت خواهان زایمان طبیعی بودم و دکتر معاینه کرد همونجا و گف لگنت جالب نیستا ولی حالا بیفت تو پروسه زایمان ببینیم چی میشه !
منم ۹ ماهه تماااام ورزش کردم و خودمو اماده کرده بودم !
هیچی بستری شدم و امپول فشار زدن
تا ۴ سانت اوکی بودم
از ۴ سانت ب بعد انگار عزراییل دستمو‌گرفته بود و منو داشت بزور میبرد و ماما گرفته بود نمیراشت من بشدت ادم صبوری هستم اما زایشگاه رو از شدت دردو فشار گذاشته بودم رو سرم از بیمارستان و پرسنل بشدت راضی بودم اما امان از زایمان طبیعی ک وحشتناک بود بعد چند ساعت تحمل درد و فول شدن
هررررررچی زور زدم بچه نیومد ک نیومد دکتر دید نمیشه گف اتاق عملو اماده کنن و بردنم سزارین … بقدری تجربم از طبیعی تلخ بود ک ‌حاضر بودم چند ماه نتونم با بخیه سزارین راه برم اما یک ساعت انقباض تحمل نکنم
تمومه کسایی ک طبیعی بودن بعدش بهم گفتن چون‌مصمم بودی نمیگفتیم چقدر وحشتناکه خوب شد طبیعی نشد
تجربم از سزارینی ک فوبیاشو داشتم عااااای بود در عرض یک هفته ب وزن قبل بارداریم‌رسیدم بخیمو‌سر یک هفته کشیدم و‌بعد از دوروز از جراحی خودم‌روپا بودمو کارامو میکردم
و بخاطر دردای طبیعی و ترسی ک تو‌جونم مونده بود افسردگی گرفتم متاسفانه 💔🥲
مامان جوجو ممد مامان جوجو ممد ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱

خب براتون بگم ک از روزی که فهمیدم باردارم همش میگفتم من باید طبیعی زایمان کنم و برام خوبه و عوارضش کمتره و ...
خلاصه ک چون عمل آپاندیس هم انجام داده بودم قبلا واقعا دوس نداشتم دوباره شکمم پاره بشه و ردش بمونه و کلی درد
تمام کلاس های بارداری و زایمان از ۱۶ هفته تو مرکز خصوصی شرکت کردم مامای خصوصی گرفتم و ماماخصوصی فقط بیمارستان قمر ک خصوصیه میومد منم گفتم اشکال نداره دیگه هزینه ماما خصوصی میدم هزینه بیمارستان هم چون تکمیلی داریم چیزی نمیشه
گذشت تا رسیدم ب هفته ۲۸ رفتم سونو گفتن نینی بریچ
کلی گریه کردم ک ن من میخوام طبیعی زایمان کنم و این چرا بریچه خلاصه ک دور و بری ها همه میگفتن برو سزارین تو بدنت نمیکشه تو طبیعی حتما خواست خدا بوده ک بریچ شده دیگه
دیگه پیش ماماخصوصی نرفتم افتادم دنبال ی دکتر متخصص زنان ک کارش خوب باشه و خلاصه کنار اومدم با سزارین
۳۲ هفته مجدد رفتم سونو ک گفتن سفالیک شده و کار من شده بود گریه ک من میخوام سزارین کنم
دیگه ن دکتر رفتم ن ورزش کردم بین دوراهی مونده بودم
گذشت و گذشت رسیدم ب آخرای ۸ ماه همش استرس زایمان هرشب گریه و کابوس اصلا نمیتونستم کنار بیام با هیچکدوم
رفتم سونو گفتن وزن نینی کمه واسه زایمان طبیعی عالیه
دیگه تصمیمم گرفتم گفتم طبیعی زایمان میکنم حالا ک بچه ریزه
زایمان طبیعی زایمان سزارین
مامان تیام مامان تیام ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
خب از اونجایی بگم که من خیلی دنبال سزارین بودم ولی چون بیمارستان های دولتی هزینشون بالا بود و دکتر ها زیر میزی زیاد میخواستن نمی‌تونستم سزارین کنم بیخیال شدم و گفتم میرم طبیعی با اپیدورال
بعد دختر دایی همسرم عمم و خیلیا که تجربه هم طبیعی داشتن هم سزارین بهم گفتن شده پول قرض کن ولی سزارین کن طبیعی خیلی وحشتناکه منم که از قبل ترس طبیعی رو داشتم استرسم هزار برابر شد
آقا دیگه زد شرایط اسفند ماه پیش اومد و ما از کرج اومدیم سمت شهرستانمون ک تو یزد هست چندتا دکتر رفتیم و قبول نکردن سزارین بنویسن گفتم نهایت طلامو میفروشم میرم خصوصی ک بعد عید قیمت بیمارستان های خصوصی سر به فلک کشید آخرین شانسمو امتحان کردم رفتم پیش یک دکتر بیمارستان دولتی که اونم اول مقاومت کرد بعدش گفت حالا ببینم چی میشه من ی امیدی ته دلم گرفتم که سزارینم می‌کنه گفت ۳۵ هفته بیا سونو رشد رفتم و دوباره ۳۷ هفته رفتم و بجای نامه سزارین طبیعی نوشت گفت چون بیمارستان دولتیه من باید یواشکی و به یک بهونه ای بیام سزارینت کنم