۳۵ پاسخ

خوش به حال نیک مهر که انقد مامان باباش فهمیده و باسواد ان🩵☺️

از زمان عقد ۱۴سال ولی عروسی ۱۰سال 😁😁
خداروشکر همسرم توکارای خونه و بچه و... خیلی کمکم می‌کنه واز دوتا بچه داشتن پشیمون نیستم ،سعی میکنم محبت به همسرم کم نشه ورابطمون ، به هرحال مسئولیتم زیاد شده دیگه 👍

👍👍و اینکه دوسداشتم بچه زیر ۳۰بیارم وتمام که همونم شد
خداروشکر ♥️

چققققدر حالم خوب شد که بلاخره تو گهواره یه مامان بابا دیدم که عاقلانه تصمیم‌به بچه دار شدن گرفتن.گهواره پر شده از مامانایی که دوتا و سه تا بچه دارن و یه شوهر که ولشون کرده رفته و واسه یه ذره بالا پایین شدن قیمت هرچیزی که مربوط به بچه اس وحشت میکنن.انگار مجبورن

من ۵ سال ازدواج کردم
خدارشکر با همسرم مسافرت و بیرونا دونفره داشتیم و بعد یک سال از خونه داری خدا مهوا و‌بهمون داد و الان شده عشق زندگیمون.
خدارشکر راضیم از زمان بدنیا آمدن مهوا🩷❤️

منم‌ده ساله ازدواج کردم و دقیقا توی دهمین سالگرد ازدواجمون حامی دنیا اومد خیلی اتفاقی شد ولی به نظرمون یه نشونه بود😇

من و همسرم بعد از 8 اشنایی و دوستی عقد کردیم و یک سال بعد هم عروسی کردیم و دو سال بعد از عروسی وقتی مرز سی. سالگی بودیم پسرمون رو بغل گرفتیم. با توجه به شناختی که از خودمون داشتیم ترجیحمون این بود که تا هنوز انرژی و حوصله اش رو داریم این مراحل رو سپری کنیم یعنی دقیقا سی سالگی. و خب فرصتی باشه که من تو سن مناسبش برگردم سرکار
البته تصمیم دو نفره نبود تصمیم شش نفره بود. یعنی همزمان با دو تا زوج دیگه که هم سن هستیم و دوستیه چند ساله داریم، تصمیم گرفتیم با هم بچه دار بشیم که بچه هامون خواهر برادرای هم بشن و همینم شد خداروشکر، تفاوت سنیشون زیر دو ماهه

۱۳ سال بعد از زندگی مشترکمون و کلی عشق و حال و مسافرت بچه دار شدیم 😁

من ۷ساله ازدواج کردم ولی از همون اول عاشقه بچه بودم، ۱۴سالم بود عقد کردیم ۱۵سال عروسی گرفتیم اولین سقدم تو ۱۵سال بود الان ۲۲سالمه من ۷سال همش حامله میشدم سقد میشد خودم عاشقه بچه بودم اما همسرم میگفت زوده شاید سنت کمه بچه ات سقد میشه عجله نکن اما من گوش ندادم و بلاخره تصلیم نشدم خدا بهم نیکان داد خداروشکر که که هیچ وقت تصلیم شدم

تصویر

۵ساله ازدواج کردیم
۲ساله ار عروسیم میگذره ( قبلش هم‌ با هم زندگی میکردیم )
دخترم ناخواسته بود
دو نفره ک نداشتیم اصلا
ولی با وجود دخترم زندگی بهتر شده🥰

منم ۵ سال بعد از عقد و ۲ سال بعد عروسی باردار شدم
ولی تو این زمان کار کردم، یه هنر یاد گرفتم ، ۵ بار سفر رفتیم ولی کلییییی تفریحات دیگه‌....
بعدشم خونه خریدیم و بعدش حامله شدم... درکل رو حساب کتاب بود و خیلی راضیم
ولی فقط حسرت یه چیز به دلم موند اونم سفر خارج از کشور بود ، اگه همونم دو نفری میرفتیم دیگه غصه نمیخوردم

صبا جان منم ۱۱ ساله ازدواج کردم ماهم کلی سفرهای دونفره رفتیم کلی لذت بردیم از زندگی بعد ۱۱۱ سال گفتبم حالا موقع اشه بچه دارشیم من هیچ وقت دوست نداشتم سن پایین بچه دار بشم دوست داشتم لذت سفر و لذت دانشگاه رفتن و سرکار رفتن رو بچشم بعدش حسرتی برام نمونه الحق هم هزاربار برگردم به عقب باز همین مسیر رو طی میکنم به امید خوشبختی همه مردم سرزمینم

من‌ ۶ ماه بعد از عروسیم حامله شدم اصلا دونفره حال نکردیم الانم دومی رو دارم بزرگ میکنم

خوشگل خانوم‌❤️ واست کامنت گذاشتم گمت نکنم بهت درخ‌است دادم

🤗منو همسرمم تصمیم داشتیم بعد از خرید خونه و ماشین و امکانات رفاهی بچه دار بشیم
و قصد داشتیم دیگ نی نی دار بشیم ک همونم شد بعد از ۸سال زندگی مشترک🌷❤️

ماهم ۲ سال عقد بودیم و ۱۰ ساله عروسی کردیم و دختر قشنگم داره ۱۰ ماهه میشه 😍و خداروشکر میکنم ک تو این زمان بچه دار شدم چون حس میکنم الان ب اون درک رسیدم و میتونم با مادر بودن و تمام مسئولیتاش کنار بیام برای ما هم کیفیت مهم تر بود اینکه الان ی بچه داریم❤️
ماهم سعی کردیم گشت و گذار دونفره داشته باشیم بعد...البته من از اول دلم بچه میخاست😅 ولی همسرم مخالفت می‌کرد ک سنم خیلی کمه و شکسته میشم و بابت این تصمیمش تا ابد ممنونشم 🙂

منو همسرم هم دقیقا همینطور ، هشت سال ازدواج کردیم هر دومون شاغل هستیم و بعد کلی تفریح و گشت و گذار تصمیم به بچه دار شدن گرفتیم
همه بهم میگفتن فاصله سنی کم باشه و زودتر بیار ولی برای هیچوقت مهم نبود و الان خیلی راضی هستیم از تصمیممون
موفق باشید عزیزم 🌸

ما۱۵سال هست که از اولین اشناییمون میگذره،هم دانشگاهی بودیم ازاول قصدهمسرجان ازدواج بود اما من نه.. خیلی عاشقم بودجوری که یسره طلا و کادوهای گرون گرون میخرید😍دیدم بین همه خاطرخواهام ازهمه واقعیتر و مردتره❤️خلاصه بعد۵سال جواب مثبت دادم،الان۱۰ساله ازدواج کردیم بخاطر درس دوسداشتم دیرباردارشم اما وقتی دخترم اومدوفهمیدم چقدرمادرشدن شیرینه پشیمون شدم که کاش۳سال قبلترمیاوردم🐣خلاصه حاصل این ازدواج یه دختر۴ساله و یه دخترِتو راهیه👧🏻💖

من و همسرم دقیقا برعکس شما من تو عروسیم باردار بودم اما خبر نداشتم هم من هم همسر تصمیم داشتیم ۵ سال بعد تصمیم گیری کنیم برای بچه داری تفریح دونفره و گشت گذار هامون تموم بشه بعد اما خب سرنوشت برامون اینطوری نوشت ما زود بچه دار شدیم اولین سالگرد ازدواجمون بچمون تو بغلمون بود ولی خدارو هزار مرتبه شکر آسیبی به زندگیمون وارد نشد مرز هارو رعایت می‌کنیم سعی میکنیم الان وقت های دونفره داشته باشیم میریم بیرون شام دونفره داریم خودمونو فراموش نکردیم من اوایل وقتی باردار بودم خیلی نگران این موضوع بودم اما خداروشکر همسرم همه اینارو حل کرد هم به من رسیدگی می‌کنه هم پدر خیلی خوبیه زود بچه دار شدم اما راضیم خداروشکر🥹❤️

خیلی هم تصمیمتون عالیه بوده
ما هم ۵سال از ازدواجمون گذشته بود ک تصمیم گرفتیم بچه بیاریم .ولی بعضی وقتا ب این فکر میکنم ک هنوز هم جا داشت ک صبر کنیم بازم نمیدونم ..ولی بازم خداروصدهزار مرتبه شکر ک ی نینی سالم و خوشگل بهمون داد 💕🥹🥰

من سال ۹۰ ازدواج کردم دخترم ۹۱به دنیا اومد دیگه اصلا نمیخواستم بچه بیارم دخترم یکی یه دونه بمونه تا خودش خواسته۴۰۳ آنیارو اوردم بعدش آیهان ۴۰۴ هرجا بادخترم میرم محال بهم نگن خواهرته

ماهم سال ۹۵ ازدواج کردیم و تصمیم من برای نداشتن بچه بخاطر درسم بود و بعدش ازمونای نظام مهندسی و دوره های کاراموزی. الان که نینی دارم میبینم واقعا کار خوبی کردم اون زمان نینی نیاوردم چون با وجود بچه واقعا ادم به اینکارا نمیرسه و نمیتونستم به هدفم برسم

منم ۵ساله ازدواج کردم
وبعد ۵سال تصمیم گرفتیم دلاجونمو به این دنیا بیاریم و بنظرم زمان مناسبی بوده🥰
ماهم از دوتاییمون لذت بردیم و مسافرت رفتیم
حالا وقتشه این حس های خوبو با دخترمون تجربه کنیم🥰

بسلامتی عزیزم،خوشبخت باشید 🩷
من 12 ساله ازدواج کردم
یه پسر دارم 2 سال و 10 ماه
یه دختر دارم 2 ماه و 10 روز 🥲✨💓
خیلیم راضی ام چون هردومون به بلوغ رسیدیم توی زندگی و بعد بچه دار شدیم

ما ۲ سال و نیمه ازدواج کردیم همسرم خیلی بچه زود میخاست ولی بنا به دلایلی خدا صدامو شنید و گذاشت بعد یکسال باردار شدم

10ساله ازدواج کردیم
یه دخمل 8ساله دارم یه پسر 18ماهه
خداروشکر راضیم از همه چی🥰

ما ۱سال و ۴ماهه عروسی کردم
بلافاصله بعد عروسی ناخاسته باردار شدم🥴

من ۳ ساله عروسی کردم در کل راضیم بخاطر به دنیا آوردن پسرم
ولی شرایطمون جوری بود که قبلش اصلا لذت نبردیم
خداروشکر پسرم نور امیدی شد بین مشکلات

سلام عزیزم خدا براتون حفظش کنه😍🙏
ماهم بعد ۸سال تصمیم گرفتیم میراث قشنگمو بدنیا بیاریم🫠

ماهم زمان کرونا ازدواج کردیم عقد و عروسیمون یکی بود همون شب اول گرفت
یه نامزدی کوتاهم داشتیم
ولی بابت همه جی راضیم
دوست داشتم دوتا بچه باشه زیر ۳۰ سال بچه هام ب دنیا بیان که همین طورم شد
دوست داشتم تا ۳۰ سالگی همه کارای مهممو انجام بدم مثل ازدواج و بچه و درس و تحصیل در مقاطع بالا و گواهی نامه و.... و همینطور شد فقط تنها اتفاقی ک نیفتاده دوست دارم برم سرکار قبل از این ک ب ۳۱ سال برسم نمیدونم اتفاق میفته یا ن

ما ۸سال از ازدواجمون میگذره
ما خودمون بچه میخاستیم ولی نمیشد که خدا بعد ۷سال بهمون بچه داد🥲❤️
خداروشکر میکنم بابت تیامم🥹✨

من ۸ ساله ازدواج کردم،برنامم این بود ۳۰ سالگی اولین بچه رو بیارم و بعد به فاصله دو سال بعدی رو.۲۸ سالگی تقریبا یهویی(جدی جلوگیری نمیکردم اما فکر میکردم دو سه سال این پروسه طول میکشه)حامله شدم،و از اینکه دوقلو شد برنامه های شخصیم خیلی به هم ریخت اما همیشه اتفاقی که میوفته بعدا به این نتیجه می‌رسیم همین بهترین حالت بوده،امیدوارم منم بهش برسم.غیر از دوقلویی که دست من نبود و اوضاعم به هم ریخت،من از همه تصمیم هام خیلی زیاد راضی ام و برگردم عقب همین کارهارو میکنم

من بعد پنج سال اونم شوهرم میخواست من خودم حقیقت میترسیدم از مسئولیتاش

من پنج ساله عروسی کردم خداروشکر راضی ام همه چی ب وقتش اتفاق افتاد✨

بعد ده سال خدا خواست پارسا هم به زندگیمون اضافه بشه😅
اگه به خودمون بود هنوز داشتیم ادامه میدادیم دوتایی😂راستش جرات بچه اوردن نداشتیم🤦🏻‍♀️

من دوسال و سه ماهه ازدواج کردم،همسرم دوست داشت زود بچه دار شیم ولی اگه تصمیم صد درصد با خودم بود دوسال دیگه بچه دار میشدم

سوال های مرتبط

مامان سید علی💚 مامان سید علی💚 ۱۲ ماهگی
امشب قلبم یجور دیگه برای بچه هایی که مادری ندارن دردگرفته
میدونم با فکر کر ن بهشون دوباره دارم خودمو عذاب میدم
شاید خنده دار باشه براتون ولی عمیقا درد میکشم از فکر کردن بهش
از خدا میخوام یه روزی اونقدر بهم توان جسمی و روحی و مالی بده که بتونم یکی از این فرشته هارو از بدو تولدش مث بچه ی خودم بزرگ کنم و بهش عشق بدم بهش اغوش بدم بهش مهر بدم توجه بدم ..براش مادر بشم و مادری کنم (:
برام دعاکنین یه همچین روزی برام اتفاق بیوفته
خیلی دارم بهش فکر میکنم هر موقع که همسرم شرایط پرداخت مهریمو داشت بجای اون بتونه کفالت صفر تا صدی یه بچه رو تا زمانی که ازدواج کنه یا مستقل بشه رو قبول کنه (بچه ای که تو خانواده کم توانی باشه) در کنار پدر و مادرش باشه
هنوز باهاش در میون نزاشتم ولی دعا میکنم اون روز برسه
ازتون خواهش میکنم اگر شرایطش رو دارید یدونشونو هم اگر میتونید بیارید و براشون مادری کنید
اغوش باشید مهرباشید مادر باشید اب و غذا که به گنجشک تو خیابونم میرسه حالا چه زیاد چه کم …
اگر شرایطش رو ندارید و خواهانش هستید از خدا میخوام شرایطشو براتون مهیا کنه🫂🫀

فرزند پروری بچه بارداری پوشک کمکی شیر
مامان نیک 🩵 مامان نیک 🩵 ۲ سالگی
برش‌هایی_از_زمان_برای_فرزندم:

اسمت رو انتخاب کردیم. نیک؛ مثل یک نشونه‌ی خوب و مبارک. پسر نیک و مهربون من و بابا.
روزای آخر خیلی حال خوبی نداشتم. ضعف زیادی داشتم.
بابای مهربونت تمام تلاششو می‌کرد که حالم بهتر باشه. وقتی کنارم بود، دنیام آروم بود. چقدر خوشحالم از انتخابم، چقدر دوست دارم زودتر باباتو بشناسی و باهاش وقت بگذرونی. خوشحالم که الگوی زندگیت، مردیه که هر روز بیشتر از قبل بهش افتخار می‌کنم.

روزای آخرم گذشت؛ انگار دقیقه‌ها کش می‌اومدن.
دردام شروع شده بود. بابات سر کار بود، زنگ زدیم بیاد.
مامان بزرگ مهربونت، عمو جون و زن عموی قشنگتم با من اومدن بیمارستان.
از سختی‌هاش نمی‌نویسم؛ اونا برام مثل بافتن یه قالیچه‌ی پرنقش‌ونگار بود که آخرش به زیبایی تو ختم شد.
همه‌ی سختی‌های دنیا رو به جون می‌خرم برای بودنت.

دنیا اومدی؛ ماه بودی نیک، یه تیکه از بهشت.
خاطرات اون روز رو با دنیا عوض نمی‌کنم. از همون لحظه‌ای که توی بغلم گذاشتنت، زندگیم رنگی شد.❤