خانما من حاملگی سختی داشتم خیلی خیلی سخت بود
تا چهار ماه اولم کلا لب ب هیچی نمی دم تازه فقط بالا میاوردم آنقدر بالا آورده بودم که خون بالا میاوردم از حالت تهوع
در کل ماه ب ماه بارداریم خیلی سخت می‌گذشت
ما چون تابستون بود کلا پارک می‌موندیم جالبه حتی خونه مونم نمی‌تونستم بیام از دیدن شوهرم حالم ب هم میخورد یعنی تا اون حد
غذای من فقط برنج سفید بود همین
من کلا بارداریمو بیرون گذروندم و خانوادگی همش شبا تا دیر وقت فقط پانتومیم بازی میکردیم و خیلی هیجان داشت بازی
به نظرتون تأثیر منفی گذاشته رو بچم؟
بچم خیلی جنب و جوش داره و خیلی خیلی خوابش سبکه و متوجه همه چی میشه از اون بدو تولد چشاشو با دقت باز می‌کرد با دقت همه جارو نگا میکرد و زیادم گریه میکرد
الآنم اینجوریه و من ب سختی سرشو گرم می‌کنم
همش فک میکنم ب خاطر بازی پانتومیم و استرسی ک کشیدم اینجوری شده
یعنی تا لحظه زایمان ما کلا تو بازی بودیم
ب نظرتون حسم درسته ؟؟

تصویر
۵ پاسخ

خدایا از قیافش شیطنت میباره ماشالله😍😂

ای خداااا چه قنده ببین پسر من بور پسر توعه😂😂همینقد شبیه

ن بابا بچس دیگ

ربطی نداره پسر منم همینجوریه

پسرمنم خیلی خوابش سبکه و حسابی هم شیطونه منم توبارداریم خیلی زیاد استرس داشتم نمیدونم شاید تاثیرداشته

سوال های مرتبط