۴ پاسخ

ما هم یکسره شبکه پویا

پسر منم کارتوت میبینه منتها از هفت ماهگی در معرض بوده ولی پویا نمیزارم .الان دوزبانه سده و ب شدت وابسته ایرادی نداره اصلا روزی سه ساعت بزار ببینه تایم هاشو تقسیم کن حتما ک اذیت نشید حفت تون بعد تایم خاموشی خودش با اسباب بازی بازی میکنه . پسرمن چون کارتون طبقه بندی سده دیده خداروسکر پرخاشگری هم نمیکنه . وبا اسباب بازی هاش ب زبان دوم زیاد میحرفه ماشاءاللت کلا حتی فکر هاشم و تو تنهایی به خلوت زبان دوم هست . اگ شما پویا میزارید چون رده ستی مختلف مبزاره حتما رو شخصیت و رفتار تاتیر داره سعی کنید حتما محاز بزارید

هیچی اینم همش کارتون ببینم خدا میخواد فردا ببرمش ژیمناستیک

تلوزیون و خاموش کن بگو روشن نمیشه کلا از پریز بکشش....تا چند روز اینطوری باش گریه کرد توجه نده
من با این روش پسرمو ترک گوشی دادم شاید براشماهم جواب بده....ممکنه بعد مدتی عادت کنه....منم میل خواسته پسرم عمل نمیکنم عذاب وجدان میگیرم ولی بعضی وقتا به سودشونه...من پسرم از وقتی که گوشی دست نمیگیره بازی های جدیدی از خودش اختراع میکنه بهونه گیریاش کمتر شده

سوال های مرتبط

مامان اهورا مامان اهورا ۴ سالگی
من نمی‌فهمم اونایی که بچه شون کارتون نمی‌بینم چه اعصاب و حوصله ای دارن
من یه مدت محدود کردم کارتوناشو. گوشی هم نیم ساعت میدم
از صبح که پامیشه میگه حوصله م سر رفته. با خودشم بازی می‌کنه ها. ولی مثلا نیم ساعت بازی می‌کنه با خودش بعد حوصله ش باز سر می‌ره
خودمم باهاش زیاد بازی می‌کنم ولی دائم میگه بیا بازی. یا حوصله م سر رفته
قبلا کارتون میدید خوب بودا ن خودش بازی میکرد من نهایت نیم ساعت در روز باهاش بازی میکردم
گوشی هم نمی‌خواست تازه چون کارتون‌های که میدید دوست داشت
ولی رفتارش پرخاشگر شده بود من کارتون هارو غربال کردم و محدود‌ حالا خودم اعصابم بهم ریخته بس که میگه بیا بازی‌ یا حوصلم سر رفته. یا گوشی بده که اونم نمیدم🥲🥲
عکس هم از بازی دوم با توپ ها برای تمرین حرکات دست.
دستشون با به روسری نرم می‌بندیم. و میگیم توپ رنگ آبی رو مثلا با دست بسته جمع کنه از دور خونه و بنداز تو سبد. بعد توپ سبز. منم نشستم تشویقش کردم و شمردم که مثلا انگار تو مسابقه س
#فرزندپروری
#تربیت فرزند
مامان چشم قشنگ😍 مامان چشم قشنگ😍 ۴ سالگی
از وقتی با خودم تصمیم گرفتم به پسرم کمتر سخت بگیرم و بزارم تو هرسنی که هست بچگی کنه و لذت ببره از همچی میتونم بگم استرس و حساسیت خودمم ۷۰ درصد کمتر شده...شاید خودخواهی باشه ولی باید بگم من پسرمو پارک نمیبردم زیاد چون میترسیدم تو پارک یه اتفاق بد براش بیوفته تاب بخوره بهش چمیدونم بدزدنش و و و هزاران فکر خیال دیگه که قرار نبود حتی ۱درصد اتفاق بیوفته...دیدم اینجوری نمیشه خودمو بردم تو دل کار انگاری خودمو مجبووور کردم که این کار حتما باید بشه چه تو بخای چه نخای قراره اتفاق بیوفته..نتیجش خیلی خوب بود از اون روزی که این تصمیم گرفته شد پسرم تو حیاط خاک بازی میکنه(تو ذهن من:اشکالی نداره رفتیم بالا تو خونه لباساش عوض میشه دستاش شسته میشه)پسرم تو حیاط دوچرخه سواری کرده(تو ذهن من:اشکالی نداره اگه بخوره زمین نهایتش یه خراش کوچولو میوفته روی دستش ولی درعوض دوچرخه سواری یاد گرفته)اسباب بازیاش وسط اتاق و هال خونه پخش شده(تو ذهن من:اشکالی نداره مهم اینه الان سرگرم شده و داره بازی جدید کشف میکنه)و خیلی موردا از قبیل همین کارها. میخام بگم من زیادی سخت میگرفتم هم به خودم هم به بچم واقعا الان میبینم نیازی به این همه حساسیت نبود و خداروشکر میکنم از الان میتونم مادر بهتری براش باشم🥹