ماجراهای من و پارک😁😁😁
در نظر بگیرید با فرزندتون رفتین پارک. همین که وارد میشین کودکتون هیجان زده میدوئه جلوی تاب و یه پسربچه که روی تاب نشسته با پا میزنه بهش! کودکتون میفته زمین!
عکس العملتون چیه؟

به نظر من باید سریع کودک رو بلند کنیم بغلش کنیم از جایی که زمین خورده دورش کنیم و بعد آرومش کنیم و باهاش حرف بزنیم و بدنش رو نگاه کنیم تا آسیبی ندیده باشه. بعد کمکش کنیم تا باز بره سراغ بازی...

اما امروز یه مامان بعد این اتفاق کوچولوشو کتک زد. گفت مگه نگفتم چلوی تاب نرو؟
بچه می‌گشت ببینه کجاش درد میکنه و مامان داشت داد و بیداد میکرد.
نه اینکه مامان بدی بودا... نه... از شدت ترس هیجان زده شده بود و هیجان و ترسش رو اینجوری نشون میداد...
تصور کنید شما باشید چی کار میکنید! شاید برای ما هم اتفاق بیفته، آماده باشیم و تمرین کنیم اینجور وقتا هیجانمون رو کنترل کنیم نه استرس بدیم نه دعوا کنیم نه اعتماد بنفس بچه ها رو آسیب بزنیم.

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد.... قسمت شصت و شونزدهم......😁😁😁
ماچ به کله ی همه ی مامانای خسته😘😘😘

۱۴ پاسخ

من متاسفانه سگم سگ
اینجور مواقع یکیم میزنم بچمو و میگم مگه نگقتم نرو حالا حقته ساااکت گریه نکن میزنم دهنت
🥲🥲کاش خدا منو بکشه😔
هیچ وقت دیگه بچه نمیارم واقعا لیاقت ندارم
چرا باید انقد عصبی باشم چرا امقد بداخلاق
چرا باید جور رقتار بد پدر مادرم تو بچگیمو من اینجور سر یچم خالی کنم😔😔😔آه از زندگی
خیلیییی رو خودم کار میکمم خیلی
ولی خب اگثرا نمیتونم خودمو کنترل کنم

منم همیشه واکنشم ب غلطه زود عصبی میشم و‌برعکس انجام میدم مادر ارومی نیستم متاسفانه دسته خودمم نیس

منم سر این چیزا دعواش نمیکنم
سعی میکنم کتارش باشم و بهش آرامش بدم
اتفاقا عصری تو پارک یه بچه از سرسره اومد خورد به لیام و لیام افتاد
بغلش کردم گریه میکرد گفتم نفس بکش آرامش بگیر،چند ثانیه نشد گفت مامان ارامش شدم😂

من آووش سبار اين بلا سرش اومد خيلي ترسيدم خيلييي ولي آووشو بغل كردم چكش كردم،و ب اون بچه هم چيزي نگفتم چون اونم گناهي نداشت هر بچه هستن…

سلام عزیزم،من پسردومم وبعد۱۳سال آوردم فکرنمیکردم مثل پسراولم دوسش داشته باشم ولی ازفرط دوست داشتن زیادهم خودموهم پسرمو اذیت میکنم جوری که اتفاق هایی شبیهه تاب بیفته اول دعواش میکنم بعدبازنازونوازش وبوسه،جوری روش حساسم که دوروبریام میگن توخودتوسراین پسرت پیرکردی،خیلی هم لوسش کردم که سرهمین دل رحمیم خیلی اذیتم میکنه

😭😔 چقدر من مامان بدی هستم خدایا منو بکش بچم راحت بشه از دستم
پسرم هروقت میوفته یا سرش میخوره جایی سریع دعواش میکنم ای خدااااا چیه این مادر بودن

دختر من هر روز توی پارک آسیب میبینه، و منم مثل شما رفتار میکنم. بعضی روزا هم خودم آسیب میبنم. چند روز پیش یه بچه با دوچرخه محکم خورد ب زانوی پام و دخترم دلداریم داد

می‌دونی هر دفعه میرم پارک به این فکر میکنم چرا قسمت تاب بازی رو جدا نمیکنن مثلا یک حصاری بلوکی دورتادورشو بکشن که اصلا بچه ای جلوی تاب نتونه بره ...
منم هر دفعه بچم از جلوی تاب رد میشه استرس میگیرم

حالم بد شد یه لحظه از واکنش مادره
ما یه شب رفته بودیم وبچه فکر کنم نمیرفت یا چی نمیدونم یادم نیست باباعه انقدر به بچه بد و بیراه گفت و کتکش زد گفتم کاش نمیاوردش پارک رفتم جلو یه دست کشیدم سره پسره و یه خوراکی دادم بهش گفتم برو رفت طفلی ولی حالم اونشب خیلی بد شد تا مدتها ناراحت بودم الان گفتی دوباره یادم اوند

من دقیقا این تجربه رو داشتم فربد خیلی کوچولوتر بود بردمش پارک منو شوهرم بودیم یهو دویید جلو تاب و یه بچه از رو تاب خورد بهش ،دوییدم رفتم نشستم بغلش کردم گفتم مامان چی شدی دردت گرفت گفت آره در حالی که داشتم تو بغلم نوازشش میکردم گفتم مامان وقتی میایم پارک باید حواسمون باشه چون بچه های دیگه هم‌کوچولو ان و دارن بازی میکنن یهو میخورن بهت ،دیگه زیاد گریه نکرد خداروشکر و بعد رفتم ایستادم پیش تاب و به بچه ها گفتم نوبتی سوار تاب بشین که نوبت پسر منم بشه و ...خلاصه اینجوری ختم بخیرش کردم

منم همیشه بخاطره این ک‌بچم چیزیش نشه یا طرف مقابلو‌میزنم یا بچمو
همشم از ترسم ک انفاقی واسش نیوفته ولی میدونم کارم اشتباهه یهو میبینی کنترلمو از دست میدم

اینو گفتی یاد یه خاطره افتادم تو کودکی خودم

یه بار من داشتم تو پارک تاب بازی می کردم (حدودا ۸سالم بود) بعد یه بچه پرید جلوی تاب منم سریع تاب رو نگه داشتم....
مادر بچه اومد جلو چی بگه خوبه.....؟

پرو پرو به من گفت چه خبره...؟ اگه تاب میخورد به بچه من جواب باباش رو چی میدادم!!!
😐😐😐😐😐

آخی عزیزممممم طفلک بچه 🥺
برام پیش نیومده خداروشکر، ولی خیییییلی حساسم اگر برا بچم دورارجون اتفاقی بیفته کنترل ندارم رو خودم، شاید جاق و جیغ و گریه زاری کنم🤦🏻‍♀️ 🤦🏻‍♀️ 🤧 🤧 🤣 🤣 🤣

من خودم همیشه بچم بیفته خطر همین واکنش ناخوداگاه میاد سراغم

سوال های مرتبط

مامان آواز مامان آواز ۴ سالگی
واکنش ما در برابر کودک هنگام انفجار💣

تو این عکس به خوبی راهنمایی کرده اگر بچه بر اثر صدای انفجار شوکه شد، چکار کنیم.
با سوالات بعدی چه کنیم؟ وقتی میپرسن صدای چی بود.

اول که دروغ نگیم. نگیم صدای رعدوبرق بود. (خدایی خودتون رو بذارید جای بچه! با اون صدای مهیب، بعدها ترس از صاعقه پیدا نمی‌کنید؟⚡)
نیاز هم نیست عین حقیقت رو بگیم! لازم نیست مادر دانا باشیم که جواب همه سوالات رو میدونه.

به احساسات بچه توجه کنیم.
ترسیدی عزیزم؟ من همینجا کنارت هستم. جای ما تو خونه امنه. و... 🏡

توصیف‌گری پیشه سازیم.
بپرسیم به نظرت صدای چی بود. و اجازه بدیم از تخیلش استفاده کنه.
اگر دود دیده میشه رو این نکته تمرکز کنیم که اون دود شبیه چی هست.
با هم دیگه روی اون صدا اسم بذاریم.

نیاز نیست ترس خودتون رو پنهان کنید. (به هرحال بچه ترس رو بو میکشه🙄 پس بیاید صادق باشیم) ایرادی نداره بگیم عزیزم منم ترسیدم ولی اینجا کنار هم جای ما امن هست.
ولی خدایی حواستون باشه پیش بچه جیغ و داد راه نندازید، صورت چنگ نزنید و بگید دارم ترسم رو نشون میدم ها! در این حد هم لازم نیست.

(اگر این تاپیک رو دیدید، پیشنهاد می‌کنم به تاپیک قبل هم سر بزنید)