دیشب ایلیا خیلی بیقرار بود و گریه کرد تو تاپیکام از علت این حال و هوای این روزاش گفتم
صبحم باز گریه کرد و ناراحت بود ولی خلاصه با صحبت آروم شد و رفت و البته گفت ب تارا جون بگو کلا کلاسم رو عوض نکنه مربیمم عوض نشه

خلاصه امروز اوضاع بهتر بود
بعدازظهرم حضوری نوبت مشاور کودک داشتم، از نوزادی تا امروز ایلیا مطرح شد
خلاصه این شد ک ایلیا علاوه بر استرس حس خشم هم داره الان باید خشمش تخلیه بشه، با خط خطی کردن، خمیر بازی، آشپزی ( پختن کوکو های مختلف ک اون ورز بده)
گفتن حس امنیتش کم شده با تایم مشخص بازی هر روزه ی ( مثلا هر. روز ۶ عصر) نیم ساعته هم از جانب من و هم جداگانه از جانب پدرش امنیت رو برمیگردونه
و نکته بعدی ک گفتن خیلی رفتاراش بابت سنشه و گفتن اصلا تو این سن بچه ها دقیقا آدمو عصبانی میکنن و مادر پدر نباید تو بازی بچه بیوفتن😅 حالا این یعنی چی؟
وقتی خسته و کلافه ای و بچه جیغ میزنه و گریه میکنه خشممون رو نفهمه سریع موقعیت رو ترک کنیم و خشممون رو تخلیه کنیم
وقتی بچه جیغ و داد میکنه ما هم بیوفتیم تو جروبحث اینجور میشه ک من مامان رو در زمان خشم هم دارم ک نباید اینطور باشه و ب مرور عادتش میشه


امیدوارم نکات رو رعایت کنم تا ایلیا زودتر آروم بشه و کوچولوهای همتون در آرامش باشن

۹ پاسخ

خب خداروشکر مرسی بابت به اشتراک گذاشتن نکات خوب

درخواستمو قبول کن

مرسی عزیزم.انشالله گل پسرتون بزودی به آرامش برسه

چه خوب که نتیجه رو گفتی
ممنون که اینقدر کامل توضیح دادی
فقط یه سوال در مورد مهدش چی گفتن؟
باید ادامه بدین یا بیارینش خونه؟
کلاسش چی ؟ همون قبلی بمونه یا بره جدید؟ با چه راهکاری؟

چ خوب ک تایپیکتون رو دیدم من مایلم بچکو مهد بزارم و نمیدونم در اینده ممکن چه چالش هایی داشته باشم البته گزینه سن رو عرض کردید و نکته خوبی بود ازتون اموختم پس ماهم محل رو ترک کنیم ،،ب طور گهگاهی اینکارو تو بیرون انجام دادیم و نتیجه داده اما خب هنوز بدقلق درواقع دوماهیه بدجور بدقلق،،،

الهی این مرحله براش راحت بگذره کدوم مشاور رفتی میشه بگی؟

ببخشید من نوشته های قبلیتونو خوندم میگم چرا بچه رو مهد میزارید به نظرم زوده ..بچه باید بچگیشو کنه خانه بازی و پارک و مهمونی رفتند و جاهای تفریح همونجا انرژیشونو خالی میکنن ...
سره بچه اولم مثله شما بودم ولی خیلی زود زده شد و شد یه بچه عصبی و خشن و بداخلاق و غر غرو...ولی سره بچه دوم اصلا این کارا نکردم ..مهد میبرم اونم ساعت ۴ تا ۶ عصر اونم روزهای زوج گهگاهی ممکنه در هفته ۱ بار ببرم ..چون هنوز بچس گناه داره ...الانم پسره بزرگم ۱۸ سالشه زود جوش میاره زود عصبی میشه

🌷🌷🌷❤️

ایشالا همیشه در آرامش باشن آرامش بچه ها خیلی مهمه و اینکه میبینم اینقدر پیگیر هستی برای این شرایط خیلی خوشحال شدم عزیزم 😍 بعضی مامانا اصلا اهمیت نمیدن وقتی مامانای اینجوری میبینم تو گهواره خیلی حس خوبی میگیرم.آیان هم چند روز درگیر بود واس مهد رفتن البته بیشتر بخاطر این بود که از یکی از بچه ها مریضی گرفت و ترسید و مدام میگفت مامان من میرم مریض بشم باز درد میگیره🥲و من و مربیش همه سعیمون کردیم تا اون حس امنیت باز برگشت ایشالا تنشون سالم باشه و روزاشون پر از قشنگی بشه

سوال های مرتبط

مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۴ سالگی
بچه ها میشه راهنماییم کنید،من سر باران واسه لباس پوشوندن و دارو دادن اصلا مشکل نداشتم همیشه باهاش حرف میزدم همکاری میکرد ،وقتی نوزاد هم بود مشکلی نداشتم اما سر بهار واقعا از تعجب دارم شاخ در میارم ،به شدت حساسه واسه کوچکترین چیزی که بشه گریه می‌کنه ،دیگه هر بار می‌خوام لباسش رو عوض کنم استرس میگیرم ،دارو هر وقت بهش میدم با بدبختی میدم هر چی بازی میکنم هر چی میخندونم فایده نداره آخر سر انقد جیغ میزنه و گریه میکنه صداش میگیره و به سرفه میفته ،حتی واسه آزمایش هم طرف اصلا آمپول رو بالا نیاورده بود که بزنه فقط دنبال رگ میگشت انقد گریه کرد که سیاه شد ،باران یه صدا میداد و تمام،واکسن که میزنم براش نور علی نوره ،از وقتی که سوزنو میزنن تا یکساعت بعد گریه میکنه و هق هق میزنه ولی باران انقد آروم بود بهداشتیا میگفتن خوشبحالتون چه بچه ی ارومی،تو پنج روزگی که تست خون ازشون میگیرن بهار انقد ترسیده بود اصلا خون در نمی اومد بمیرم براش بیست بار یارو رو زدن به پاهاش،اصلا خیلی خیلی بچه ی حساسیه ،بچه های شمام همینن؟راهکار دارید واسه عوض کردن لباس و دارو دادن؟
مامان 🩵کیادل🩷 مامان 🩵کیادل🩷 ۴ سالگی
میگم ابجیا
من تو گهواره راستش زیاد میبینم دلبندهاتون یا میرن مهد یا زیاد اسباب بازی دارن و خونه رو کردن مهد و خونه بازی خب
حالا منم دلم میخواد برا کیان کاری کنم حس میکنم یه کوچولو اولی داره اونم پرخاشگر میشه و بی حوصله
هی میگه حوصلم سررفته چیکار کنم منم ک داغووووون میگم برو بازی کن میگه الان با چی بازی کنم؟ اسباب بازی یکم داره هاااا ولی مثلا میگه من‌ک فلان ماشین رو ندارم چطوری بازی کنم و من از این خوشم نمیاد😐
بنظر شما تو فکر اسباب بازی جدید براش باشم یا ببرمش مهد
راستش حس میکنم یچه هام از بقیه بچه خیلی پایین تر هستن دلم میخواد تا میتونم بچه های منم مخصوصا کیان با هم سن هاش یجورایی یکی باشه
امروز کنار من خوابیده بود یچیزی تو گهواره دید(عکس یه اتاق بود و دخترونه)با این حال میگفت ماهم کاش از اینا داشتیم
حالا چیکار کنم یخورده اسباب بازی بگیرم ک با دلسا بازی کنن یا ببرمش مهد یا چمیدونم خمیر بازی اینا بگیرم؟
البته الان ن فقط میخوام تو ذهنم و اولویتام باشه
مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
مادرای عزیز میشه کامل بخونید بعد با دلیل و منطق جواب منو بدید؟ قبلش واقعا ممنونم بابت وقتی ک میزارید و میخونید🙏
دختر من 3سال و 8 ماهشه. متولد 1400/9/19 تصمیم گرفتیم از مهرماه بفرستمش مهدکودک. چن روز وقت گذاشتم تمااام مهدکودک های اطراف خونمون حتی یکم اونطرفترش رو پرس و جو کردم از مهد ها خیلی راضی نبودم، از چندین نفر تحقیق کردم همه بلا استثنا یه مرکز مهد یا پیش دبستان رو معرفی کردن ک خیلی راضی بودن. حتی ی مرکز پیش دبستان رفتم مدیر اون مرکز گفته بود ک بچه های خودشو چندین سال قبل تو همون مهدی ک تعریفش رو شنیدم فرستاده بود میگفت کادر خوب و قوی داره.. خلاصه دیروز رفتم و با مدیرش صحبت کردم همینکه رفتیم دخترم سریع رفت پیش بچه ها باهاشون ب بازی و صحبت مشغول شد و من با مدیرش حرف میزدم. مدیر گفتش دخترت مشخصه بچه زرنگ و با اعتماد بنفسیه چون خودش رفته بالا پیش بچه ها و ب بازی و صحبت مشغول شده. و گفت ما اینجا مهد نداریم پیش دبستان داریم ک کلاسها طبق سن بچه ها تفکیک شده ست یعنی دختر تو میره تو کلاس 4تا 5سال👇👇👇👇👇👇👇
مامان ماهور مامان ماهور ۳ سالگی
سلام مامانا اونایی ک بچه همسن بچه من دارن لطفا راهنماییم کنن
من خیلی برا دخترم کتاب میخونم در مورد موضوعای مختلف از پوشکم باکمک کتاب خریدم ولی الان حس میکنم رواین رفتارش هیچی تاثیر نداره
دخترم از ۲ونیم سالگی ببعد شرو شد ک‌رو وسایلش خیلیییییی بد حساس بود. میگفتم اوکی سنشه حس مالکیت واین داستانا
اما میبینم تمومی نداره
کسی میاد خونمون با بچش همبازی نمیشع میشینه کنار من یا باباش انگار ک تاحالا آدم ندیده با خشم ب اون بچه و حرکاتش نگاه میکنه
و منتظره ک اون بچه بخاد با وسایلش بازی کنه و عصبانی شه و بررفتاری کنه😑ینی اینجوری ک ابرو ادمو میبیره
خونه کسی م میریم همینجوری بخصوص اگ ادم جدید باشه نمیره بازی کنه.هرچی اون بچه اسباب بازی بیاره نمیره ب اسباب بازیاشون دست نمیزنه فک میکنه اگ دست بزنه مث خودش گ با بقیه بد حرف میزنه اونام ممکنه بش بگن نکن دست نزن
از ترس همینم دست نمیزنه ب اسباب بازیاش
واقن کلافم دیگه
انگاری افسردگی داره تو جمعی ک بچها باشن
اینجوریه ک مهمون ک میره انگار تازه آزاد شده و شرو میکنه بازی کردن و ب من یا باباش میگه بیاین بازی