میخوام داستان این بارداریم رو براتون تعریف کنم
اولین روز اخرین قاعدگیم ۲۷ تیر ماه ۱۴۰۴ بود اون موقع دخترم ۱ سالو ۸ ماهش بود ماه بعد تو مرداد هر چی منتظر بودم دیدم پریود نمیشم گذاشتم ۳ روز گذشت به همسرم گفتم که احتمال داره باردار باشم همسرم گفت من اگه بچه ای هم باشه نمیخوام همش عذاب اور و ناراحتی بود ۱۴ روز بعدش رفتم ازمایش دادم مثبت بود جوابش با بتای ۹۰۰۰ من هر جور بود این بچه رو میخواستم برام فرقی نمیکرد که چی باشه خلاصه هفته ای که رفتم سونو گفت ۷ هفتت هست ولی چون کوچیکه صدای ضربانش رو نمیتونم برات بزارم رفتم دکتر قبلی که سر دخترم میرفتم ازمایش و سونو ان تی و..سونو ان تی عددش ۲.۳ بود فرستاد منو سلفری از این ور هم دهانه رحمم به طور مدر زادی کوتاه بود بدتر همش میترسیدم بچم بیفته خداروشکر جوابش اومد خوب بود و روز سونو انومالی اسکن گفت بچتون پسره و ۱۸ هفته رفتم سرکلاژ کردم ادامش رو میزارم
فرزند پروری

۳ پاسخ

خداحفظشون کنه
عزیزم دکتزت کی بود

عزیزم خدا برای هم نگهتون داره🥺❤️

انشالله صحیح و سلامت بغلش کنی

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۲ سالگی
پوشک## پوشک #پوشک #پوشک # بچه # پوشک # پوشک## پوشک#سلام به همه ی مامان های عزیز
کسانی که راجب چسپندگی گل دختراشون نگرانن
اصلا نگران نباشید خودش خوب میشه طبق تجربه ای که داشتم و سختی هایی که کشیدم میگم
من دخترمو که تازه متوجه شده بودم 1 سال و نیم بود و خیلی غصه خوردم کلی گریه کردم چون شنیدن بودم که باید عمل شه و واسه بچه خیلی دردناکه
خلاصه اینکه رفتم دکتر و پماد گرفتم و طبق گفته های دکتر استفاده کردم حدود10 روز من از اون پماد استفاده کردم آره نتیجه داد بدنش باز شد اما با کلی سختی با کلی شب بیداری هایی که هم خودم داشتم و هم دخترم چون بدنشو می‌سوزند و اذیت بود و من مجبور بودم بشورم با این همه اگر از اون پماد. استفاده نمی‌کردم باز بدنش بسته میشد
تا اینکه دیگه بریدم گفتم هرچی میخواد بشه دیگه استفاده نمیکنم اما عذاب وجدان منو کشته بود هر روز و هرشب به دخترم فکر میکردم
تا اینکه 1 ماه پیش یکی از دوستام رفته بود پیش ماما
و من ازش خواستم راجب دخترم بپرسه که چیکار کنم
وقتی دوستم پرسیده بود دکتر اعصابش خورد شده بود و گفته بود چیکار دارید به بدن بچه بزارید روند طبیعی خودش رو طی کنه و خودش خود به خود خوب میشه
و همین طوری هم شد حدودا دو هفته هست که خوب شده خداروشکر
خواستم این موضوع رو با مادرایی که مثل من نگران بودند در میان بزارم
مامان M&N مامان M&N ۲ سالگی