چیکار کنم این بچه بره آرایشگاه!!!
9 ماهه نرفته ، اخرین بار چون میدونستم از صدای ماشین اصلاح می‌ترسه راضیش کردم فقط با قیچی باشه به آرایشگره گفتم فقط با قیچی کوتاه کن اما نامرد وسط کار ماشین اصلاح زد و کار از کار گذشت، حتی بهش گفتم وسط کار ادامه نده اما گوش نکرد و بچم هلاک شد تا آخرش.
اصلا دوست ندارم موهاش بلند باشه و دوست دارم پسرانه باشه اما از طرف دیگه دوست ندارمبرای چندتا تار مو بهش فشار بیارم و اذیت بشه تا بزرگ تر و فهمیده تر بشه.
من برای هیچ چیزی بهش اصلا و ابدا باج نمیدم، اما انقدر اطرافیان منو تحت فشار گذاشتن با حرف های مزخرف شون و اینکه هرجا میریم فکر میکنن دختره، هزار تا وعده وعید به این بچه دادیم، اندازه یه اسباب بازی فروشی گفتیم برات اسباب بازی می‌خریم اما قبول نمیکنه!
هزار بار آرایشگاه بازی کردیم، ماشین اصلاح رو جلوش آوردم و حتی دادم دستش، بردمش آرایشگاه کودکان و بچه ها رو بهش نشون دادم، حتی موهای خودم رو جلوش کوتاه کردیم، با باباش رفته آرایشگاه، فیلم های آرایشگاه رفتن بچه ها رو بهش نشون دادم، اما هیچ جوره راضی نمیشه... دیشب دقیقا 10 دقیقه توی آرایشگاه بچه ها نشونش دادم اما آخرش گفت نه!
شما راهکاری ندارین؟!
اینو بگم که بخاطر کنایه های اطرافیان اصلا بچه ام رو اذیت نمیکنم و تا هر زمان خودش آماده نباشه نمی‌برم، اما گفتم شاید شما راهکار داشته باشین و موثر باشه












فرزند پروری
شیرخشک
پوشک

۹ پاسخ

پسر منم همین طور بود.تازه عموش ارایشگره بازم گریه میکرد و جیغ میزد
براش ی ست ارایشگری اسباب بازی خریدم با اون همش بازی کردیم رو صندلی نشست موهاشو کوتاه میکردم صدای ماشین اصلاح در می‌آوردم بعد اون موهای ما و عروسکارو کوتاه می‌کرد
این دفعه که رفتیم دیگه گریه نکرد

من میبرم ارایشگاه زنونه با قیچی از اول تا اخر کوتاه میکنه مردونه نبر مردا حوصله قیچی ندارن

پسرمن دوسال و پنج ماهشه واقعا اذیت میکنه برا کوتاه کردن موهاش دقیقا همین مشکلاتی که گفتین منم دچارشم

اتفاقا خیلیم قشنگه موهاش بلند بشه
خودت نمیتونی براش کوتاه کنی؟
اگه اجازه نمیده فعلا صبوری کن یه مدت هم رهاش کن از بس بهش گفتین هی بهش استرس وارد کردین یکماه درموردش حرف نزنید کاری‌به کارش نداشته باشید

پسرمنم اینجوری بودی بااینک از۶ماهگی هرماه بردمش بازم مصیبت بود اما بازم کوتاه نیومدیم و بردیم الان دیگ عادت کرده و اوکیه

خودتم زیاد مانور دادی رو این مسئله بیشتر حساسش کردی
منم پسرم دوست نداره بره خودم دور موهاش یه کم بلند میشه کوتاه می کنم ولی اصلا در این مورد باهاش حرف نمیزنم که حساس تر بشه
به وقتش درست میشن معمولا بعد ۳ سال دیگه راحت قبول می کنن

منم دقیقا شرایط شمارو دارم ولی خب ازیه طرفم خودم دوسدارم مرتب باشه موهاش دوسه سریه همکاری نمیکنه اماقبلش خودش میشست تااخرش قشنگ،دوسریه ازاول تااخر فقط گریه ینی باهرچی بگی گولش میزنیم هم باباش کنارشه هم من سری اخر هفته پیش زدیم اولش انقدر گریه کرد گوشی کارتون گذاشتیم دیگه اروم شد حواسش پرت شد گریه نکرد آرایشگره بااون موپران موهاشو تمیزکردنی بازی میکرد تازه اخرش خوشش اومد بلندنمیشد دیگه.ولی خب یوقتا ادم مجبوره قبل این عقد داداشم بود واجب بود ببرم چون خیلی شلخته بود موهاش وبه پسرمن مو اصلاح شده بیشتر میاد تا بلند.

مامان نیکان من از یه روانشناس شنیدم که میگفت بچه ها مو هاشون رو جزئی از خودشون میدونن و وقتی توی اینه میبینن که داره موهاشون میریزه فکر میکنن یه عضوی داره از بدنشون میره واسه همینم هیچ کار نمیتونی بکنی و این کااااااملا طبیعیه که نزاره و شما هم به حرفای بقیه تاااا میتونی اهمیت نده بزار واسه خودشون بگن هر چی میخوان 😁

هیچ کاری نمیشه کرد بزار موهاش بلند باشه ب هیچ احدی هم ربط نداره تمام

سوال های مرتبط

مامان دلارُز💕🍭 مامان دلارُز💕🍭 ۲ سالگی
سلام🙂نمیپرسم خوب هستین یا نه چون جواب 90٪شماهارو میدونم❤فقط اومدم یه چیزی بگم
دیشب وقتی برای دلا خوراکی خریدم و بهش دادم یدفعه بهم گفت مرسی🥹خیلی شوک شدم و ذوق کردم چون اصلا سعی نکرده بودم بهش کلمه ی مرسی رو یاد بدم و فک نیمکردم با مفهوم تشکر کردن و اینکه کجا باید ازش استفاده کنه آشنا باشه.. اما بعد گفتم درسته که من چیزی بهش یاد ندادم اما دلا میبینه، میشنوه، حواسش کاملا به رفتارا، حرکاتا و حرفای ما هست...
پس بچه ها میفهمن حتی اگر مستقیم چیزی بهشون نگی🩷

بچه ها اخبار رو نمیفهمن، اما اضطرابشو با ما زندگی میکنن
لازم نیست چیزی رو بهشون توضیح بدیم، کافیه ناآروم باشیم
تو این روزای سخت ما بزرگترا، بزرگترین وظیفمون اینه که خشم هامونو، اضطرابامونو، استرس هامونو با بچه ها یا جلوی بچه ها با بقیه به اشتراک نذاریم و دربارش جلوشون نه صحبتی کنیم و نه واکنش یهویی و خاصی انجام بدیم
بچه ها گوشاشون میشنوه، بچه ها پا به پای ما اضطراب رو تجربه میکنن، حتی خواب و خوراکشون بهم میریزه
امن ترین جمله ای که ما وظیفمونه ملکه ی ذهنشون کنیم اینه که «تو فقط بچه باش، من هستم»

عکس مال چندروز پیشه که با دختر رفته بودیم برف بازی... موقع عکس انداختن کم خودش ادا داشت، منم شبیه خودش کرد😅
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانما از صبح پوشک دخترمو باز باز گذاشتن تند تند میبرم که جیش کنه اما اصلا نکرده هر بار هم که میبرم میگم جیش کنی دست میزنم بهت میگم آفرین اما گوش نکرد شیر ابو باز گذاشتم که بلکه جیش کنه اما بازم نکرد همه حواسش رفت به آب بازی بهش گفتم جیش بکنی می‌برمت بیرون میبرم برات گاگا میخرم شیر موز میخرم که بلکه جیش کنه اما فقط با آب بازی کرد فک کنم ۱۰ دقیقه تو دستشویی موندیم دیگه آخرش پاهام درد گرفت اوردمش خونه شلوارشو پوشوندم گفتم هروقت جیش داشتی به مامانی بگو خب گفتم اگه جیش کنی تو شلوارت خونمون کثیف میشه جیش داشتی بریم دستشویی منم با تو جیش میکنم اما کلا حواسش به بازی کردن و حرف زدن با خودشه
تو این ۱۰ دقیقه که زمان گذاشتم هی میومدم بهش یادآوری میکردم که جیش نداری جیش نداری دست میزدم ببینم جیش نکرده باشه تو شلوارش می‌دیدم خشک خشکه شلوارش از صبح اصلا نه تو دستشویی جیش کرده نه تو شلوارش شیر خورده چایی خورده از صبح اما دریغ از ذره ای جیش کردن
به نظرتون طبیعیه چیکار باید بکنم
خیلی حرف زدم تو دستشویی باهاش که بلکه جیش بکنه اما اصلا نکرد که نکرد دیگه پاهام فلج شد
براش صندل دستشویی هم گرفتم اما روش نمیشینه هر کاری کردم ننشست خودم آروم نشستم روش بهش گفتم ببین مامان هم نشسته روش تو هم بشین سرشو به معنی نه تکون داد گریه کرد دیگه ول کردم
نمی‌دونم نمی‌دونم 😓😓😓احساس میکنم بلد نیستم بهش یاد بدم جیش کردنو