۴ پاسخ

عزیزم یچیزی بگم چون همیشه دنبالت کردم اینومیگم .اینقدر که تووقت گذاشتی و کاربرگ وکتاب تهیه کردی یکم احساس میکنم بچه هات خستن.یکم ازهمین روش‌ها که با بازی همراه باشه انجام بده شعربخون وازشون بخواه با رقص ودست زدن حفظ کنن

اینا ی مدیرشون بده ک زود میشکنن

حالا من یه مدل دیگه بگم ....۴تا دایره یه رنگ بکشید بعد اسم بزارید روشون مثلا مداد، توپ ،دفتر، کیف ..بعد بهش بگو مثلا مداد را رنگ کن اینم بگم به هیچ عنوان روشون اسم با مدادنویس فقط حالت شنیدار اسمها رابگو

ممنون انجام میدیم
تایپیک های آخرم درباره بچه هاس اگ دوس داشتی نگاه کن

سوال های مرتبط

مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
فرزند پروری #تب #بچه #کودک#اسهال#استفراغ
بچه ها سلام من امروز که دخترمو بردم بازی درمانی درمانگرش وسط تایم کلاسش صدام زد گفت دخترت مشکل بیش حسی هم داره اسلامی داده بودش حالش بد شده بوده دلش نمی خواسته دست بزنه بهش نمک هم ریخته بود کف ظرف باز دیده بازم دلش نمی خواسته دست بزنه حالا به من گفت در کنار بازی درمانی حتما باید کاردرمانی حسی هم بره ارزیابی بشه و جلسات رو ادامه بره یعنی هم کاردرمانی حسی بره هم بازی درمانی می گفت دقت و تمرکزشم پایینه حافظه ی کوتاه مدت و حافظه ی شنیداری دیداریش هم ضعیفه پیش خودم گفتم یه بارهدبگو پکیجش کامله😥این بچه از نوزادی تا الان هر سری یه مشکلی داشته همیشه ما دستمون بهشون بند بوده قربون خدادبرم الله اکبر با چه بدبختی من حامله شدم ۹ ماه خوابیدم با چه بدبختی بچه هامو بزرگ کردم هر دوتاشون مریضی خیلی خیلی بد گرفتن تا پای مرگ رفتن دور از جونشون ماهلین که پارسال رفت تو آی سی یو می گفتن یه میکروب خیلی خیلی نادر ریه هاشو درگیر کرده😐دلوینم که بیماری miscگرفت و قلبش عفونت شدید کرد که دکترا نجاتش دادن بازم شکر خدا همه جا کمک کرد و معجزه نشونم داد ناشکری نمی کنم اصلا و ابدا خداروشکر که بازم این دوتا دسته گل رو دارم ولی همیشه بچه های بقیه رو میدیدم به چه قشنگی دارن بزرگ میشن و چقدر هوشیاری غبطه می خوردم و می خورم الان دختر خواهرم ۱ سال و نیمشه اینقدر ماشالله داناست که نگو همه چی حالیشه پسر داداشمم همین جور که ۲ سالشه جفتشون خیلی ماشالله باهوشند اونوقت بچه های من که تو این سن بودن به زور یه چیزی رو می فهمیدن ماهلین رو که حتی اسمشم که صدا می کردیم عکس العمل نشون نمی‌داد خدا شاهده چقدر کاردرمانی ذهنی بردم گفتار درمانی بردم جفتشون رو ۶ ماه جلسات روانشناسی بردم
مامان پسرودختر مامان پسرودختر ۵ سالگی
مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
من پسرم دستشوییش رو نگه میداره و نمیره مخصوصا وقتی مشغول بازی با کسی باشه
تو خونه که باشه ، هر دو یا سه ساعت میگم برو دستشویی و غر غر میکنه که نمیرم ولی خوب بازم چند بار میگم و میره و ازش هم پرسیدم چرا فلانی میاد خونمون یا میریم خونه ی کسی ، چرا نمیری دستشویی خودت و من حتما باید بگم تا بری ، بعد پسرم میگه آخه من برم دستشویی یه وقت میبینی مهمون ها میرن خونشون یا خونه ی کسی هم باشیم ، شاید خودمون بخواییم بریم و اون طوری بازی نصفه میمونه و بهش هم اطمینان دادم که نه تو برو دستشویی و بیا کسی نمیره خونش و هم اینکه خونه ی کسی هم باشیم ، صبر میکنیم وقتی از دستشویی اومدی یکم دیگه بازی کنی و بعد بریم
الان امروز ساعت ۷ ونیم صبح رفته دستشویی تو خونه ی خودمون و بعد هم رفتیم پیش دبستانی و ظهر هم ساعت ۱۱ ونیم رفتم دنبالش و ۱۲ خونه بودیم و بعد ساعت ۱۲ رفت دستشویی و میگه تو پیش دبستانی هم نرفتم
البته کلا آب و مایعات کم میخوره ولی خوب بالاخره مشغول بازی میشه با کسی و می‌خنده ، دستشوییش میگیره ، مخصوصا وقتی یکی قلقلکش بده
یه زمانی میبینی ، این قدر نگه داشته بدو بدو میره دستشویی که نریزه 🤦🏻‍♀️
موندم چیکار کنم ، جایزه هم گرفتم براش ولی خوب یکم بهتر شده ولی خوب بازم کم و بیش نگه میداره
میگم فردا صبح که میبرم پیش دبستانی اونجا به مربیش بگم که آره نگه میداره و بهش یادآوری کن و حداقل یک بار تو زمانی که پیش دبستانی هست بره دستشویی ، خوبه یا بده ؟ اشکال نداره به مربیش بگم ؟
حتی بهش هم گفتم نگه داری شکمت و اونجایی که جیش می‌کنی ، درد میگیره و بعد باید بریم دکتر و دکتر بهت آمپول میده ولی خوب بازم کم و بیش نگه میداره
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری