وای عزیزم خیلی ناراحت شدم، خب دختر عموشو گاز بگیره فقط دوسالشه شما معذرت خواهی میکردی، بچه ها هیچ ربطی به ناراحتی ما ندارن اونا باخواست خودمون به این دنیا اومدن
درکت میکنم واقعا شوهر منم همینه منم همینم
بنظر من بزن دهن شوهرتو صاف کن مردک بی عرضه
نزن توروخدا بچه تو
بنظر من چون میزنیش بچت با بقیه ام بد رفتاری میکنه اینطوری میمونه روش یکم بزرگتر بشه کسی باهش بازی نمیکنه بدتر میشه
به فکر یک راه حل باش
وقتی اینو گفتی یادم به خودم افتاد که پسرم دوساله بود برادرم فوت کرد هیچ کس حتی همسرم حواسش به من نبود که بگه این داغ دیده هست اعصاب نداره همه حواسشون به خودشون بود شوهرمم گوسفند دار بود من ول میکرد میرفت یادمه اولین بار که پسرمو زدم رفتیم سرخاک برادرم اونجا خیلی جیغ میزد گریه میکرد از گریه ما میترسید طفل معصوم حالش بد بود اصلا به حرفم گوش نمیکرد شیرش نمیتونستم همون لحظه بدم آروم شه چون خیلی جوش میزدم شیرم هم میخورد بالا میاوردشون از سرخاک تا خونمون پیاده رفتم بچه تو بغلم جیغ میزد هیچ طور آروم نشد رسیدم خونه دیگه طاقت نیاوردم دوتا زدمش بچه از ترس من خوابید از اون روز به بعد وقتی عصبی میشدم یکی تو وجودم دادمیزد بزنش دندونش بگیر جیغ بزن بازم خودمو خیلی کنترل میکردم ولی هیچ کس نفهمید بین منو بچه چی گذشت الان هرچقدر هم ناراحت میشم فقط دعواشون میکنم بزور خودمو کنترل میکنم نزنمشون ولی تونستم ونمیزنمشون عاشقشونم ولی خودم هیچ وقت نه خودم نه شوهرم ونه خانوادها مونو نمیبخشم
من فقط نظرمو میگم جای شما نیستم مامان شاهان
سعی کن حال خوش و انرژی مثبت از فرزند معصومت بگیری
آدما یقینا گاهی تو زندگی کم میارن
ولی تو انتهای مسیر سختی اگه تونستی
حال خودت رو با چیزای کوچیک خوب کنی و نزاری
حتی مشکلات بزرگ حالت رو بد کنن
یقین داشته باش از اون لحظه شکوفایی و رشد روحت شروع میشه
کارهای خیر و نیک همیشه حال آدم رو خوب میکنن
کار خیر مادر دعا کردن و محبت به فرزنده
ببین یک یادگاری از من
حتی واژه منفی به کار نبر
چه برسه به افکار منفی
مثبت فکر کن و مثبت عمل کن
بهترین ها رو آرزو دادم برات پیش رو باشه
ای جان
میدونم روزای سختی میگذرونی گلم
قبل عصبانیتت ی نفس عمیق بکش
منم تو شرایط سخت بودم و فقط ی جمله بخودم میگفتم اینکه الان تو این شرایط هستی فعلا کاری نمیشه کرد این بچه گناهی نداره
عزیزم درکت میکنم واقعا سخته ولی اون طفل معصوم گناهی نداره نباید تاوان اشتباه باباشو بده اون بچه ی کوچیکه که اتفاقا الان دقیقا سن لجبازی و بهونه گیریش هست
سعی کن اول مشکلتو با شوهرت حل کنی یا یه مدت برو استراحت خونه مامانت از این فضا دور شو و با شوهرت مشکلتو حل کن و دنبال راه حل باش
عزیزم اون بچه چه گناهی کرده
چرا از این مرد بچه دار شدی
الان بچه دار شدی خودتم ک میگی بیکاره چچرا جدا نمیشی بری شهر خودت بری سر کار مستقل بشی
اول از همه سعی کن خودتو دوست داشته باشی
دوم نگران بدنت شو
سوم خواستی بزنیش به چشاش نگاه کن ...مردی که هیچی حداقل با پسرت رفیق خوبی باشین
وای وای کاش پیامتو نمیدیدم..... فقط میتونم بگم توبه کن و دیگه تکرار نکن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.