سلام عزیزم شما تو بارداری نفس تنگی داشتید 🥲؟من حالم خیلی بده شما چکار کردید 😓
من بچه ی اولم چند روز و زود به زود می رفتم خونه ی مامانم. تا سه ماه و نیم.
این یکی بچه ی اول هست. میذارم رو پاش. نه سالشه
من کارم میرسم ولی دیگه خسته میشم مهمونم زیاد برام میاد خیلی داغونم
منی که چندروز مونده به زایمانم مامانم خورد زمین و پاش از دوجا له شد در حدی که جراحی کرد و پلاتین گذاشت ، روز زایمانم نتونست بیاد و با خواهرم رفتم ، بعدش اومدم خونه مامانم که پیشش باشم شب سوم تب و لرز شدید کردم در حدی که میخواستم تشنج کنم همه ترسیده بودن شوهرم اوردتم خونمون ، با ۲۳ ،۲۴ سال سن بدون تجربه و تنهایی بچرو نگه داشتم ، شیر دادم ، شستم و حموم بردم......نه مثل حامله های دیگه ناز و ویار داشتم ، نه مثل زائو های دیگه خوردم و خوابیدم🥲گاهیوقتا دلم به خودم میسوزه که چه روزایی و گذروندم و میگذرونم ، خیلیوقتا کن میارم و خسته میشم ، دلم میخواد بشینم و گریه کنم بخاطر سختی هایی که کشیدم ، ولی فقط و فقط امید این روزای من شوهر و دختر نازمه🥺🫠
من سرم درد میکنه قرص هم اثرنمیکنه
منم از اول تنها بودم کمکی نداشتم شوهرمم از صب تا اخر شب سرکار بود روزای سخت ولی شیرینیه این روزا هم میگذره عزیزم فقط باید صبور باشی .یه کم بزرگ بشه برات بخنده باهاش حرف بزنی نگات کنه و صدا دربیاره خستگی این روزا یادت میره .
اسم پسرتون محراب عزیزم❤️اسم پدر منم محراب
من ولی فدای خنده هاش
من قبل بارداری زیادسرویس میرفتم تاآب می خوردم بایدمیرفتم سرویس الان گاهی یادم میره رفتم یانرفتم🤣خونمم که ترکیده رسما
سرویس نمیرم 😂😂
من میرم خونه مامانم خسته میشم میام خونه خودم خسته میشم نمیدونم چیکار کنم
سلام عزیزم منم همینم بیشتر از یه ماهه بیدارم نه خواب نه خوراک همش درگیر نی نی خوشکلم.هستم.از روز زایمان هم هیچ کمکی نداشتم با یه پسر بچه کوچیک و شوهری که دو شغله هست و هیچوقت کمکم نیس بخاطر دوشغل بودنش سه وعده غذاییش باید سر ساعت آماده باشه لباساش شسته باشه واقعا سخته اینروزا ولی روزی هزار مرتبه شکر میکنم بابت داشتن همسر و دوتا بچم و زندگی آرومم.انشالله این چند ماه اول هم به خوبی میگذره یکم استراحت میکنیم
منی که دخترم پنج سالشه پسرمم دوسال نیم دختر اخریمم شیش ماه چی بگم سلول ها مغزم دارن منفجر میشن از دیشب فقط چهار ساعت خوابیدم
منم مثل تو ام خواهر 😔
گلم شما یکی دارین من پسرم ۲سالشه این یکی هم یکماهه یکم زمان میبره کنار بیای من ب همه کارام میرسم بعضی وقتاهم ک کلا ول میکنم همه چی رو زیاد سخت نگیر ب خودت
من حالم خیلی بده امروز انقدر جیغ زدم قلبم درد گرفته من شیر به شیر آوردم پسرم خیلی اذیتم میکنه
و پارسال قبل حاملگی دومم یه اتفاقات خیلی بدی رو گذروندم که هنوز که هنوز منو آزار میدن الان واقعا کم آوردم و اینو بگم دست تنهام فقط بابام هست که بعضی روزا پسرم و میبره بیرون
من دست تنها نیستم ولی با کولیک دخترم گرفته واقعا کم اوردم واقعا سخته بچه داری🤕
من ک روانیم وضع خونه رو گند کشیدن رفتن حیاط سراغ آب بازی گریم با زور بنده
من چی بگم با یه پسر 3 ساله 🥲
🙁حتی ناهار هم نخوردم آخرین باری ک رفتم دستشویی یادم نیست😁
پسرم از صبح بیدار شده حالا خواب نداره بخدا غذامم سوخت حالا ی بار
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.