ببین باید کاری کنی ک مادرشوهرت بگه دیگه نیا یا خواستین برین بگه خونه نیستم ی بنده خدا بود هر روز شام پلاس بود خونه مادرشوهر اشپزی نمیکرد اماده غذاشو میخورد بچشم میداد مادرشوهر بگیره خودشم مینشست هیچ کار نمی کرد برگشتنم غذا می اورد با خودش واسه ناهار فرداش یا از فریزر گوشت و مرغ برمیداشت می اورد خونش جوری شده بود ک مادره ب پسرش گفت دیگه نیاین اینجا رو با هتل اشتباه گرفتین شوهره نمیرفت دختره همچنان میرفت ی مدت نقش بازی کن ازشون کار بکشه مرتب شام اونجا باش بچه بزار نگه داره خودت استراحت کن نزار بفهمن نقطه ضعفت بچته اینجور دیگه از طریق بچت اذیت میکنن
واقعا مادرشوهراتون اینجورین؟؟؟ چرا ماها واس عروسامون نیستیم؟؟؟
شوهرت رو بکشون سمت خودت اون دیگه ازدواج کرده و باید به فکر خانواده خودش باشه نه که ببینه ننش چی میگه و در نهایت وای از این مادر شوهرا
کاااملا درکت میکنم عزیزم
به نظرم یه دعوای صفت با شوهرت راه بنداز که دیگه پشت تو باشه و به زور نخواد ازت بری خونشون
این کارو بکنی و بری قهر و بترسونیش بهش بگی ولی میکنمو بچمو برمیدارم میرم شاید یکم بترسه
کاملا درکت میکنم هیچکاری ازن برنیومد الان۹روزه اومدم قهرخونه مامانم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.