۲ پاسخ

منم دخترم رفلاکس داشت الان یه چند وقتی اینجوری شده بردمش دکتر گفت چون رفلاکس داشته معدش حساسه گف احتمالا سردیش میشه امتحان کردم هندونه و خیار چند وقت ندادم خوب شد

پسر منم ابدهنش میاد دکتر گفت مشکلی نداره اصلا رفلاکس هم نداشت از اول لباسش هم خودش خیس میشه میره عوض میکنه

سوال های مرتبط

مامان کولوچه😍 مامان کولوچه😍 ۳ سالگی
مامانا یه تجربه برای پوشک گرفتن بچم گفتم به شما هم بگم شاید کمکی کنه،اول اینکه اصلااااا عجله نکنید و بزارید بچه تا نزدیکای دوسال نیم بشه،چون بچه وقتی سنش کم باشه از تشویق و تنبیه هیچی نمیفهمه و کار سخت میشه،من بچمو دوسالگی از پوشک گرفتم و اوایل هم واقعا خوب بود ولی بعد مدتی پسرفت کرد و هی نم میزد که واقعا دوران سختی بود چون ادم عصبی میشه،تحمل کردم تا به سن دوسال و پنج ماه رسید،یهو انگار معجزه شد،قشنگ جیش داشت میگفت و برای تشویق بهش برچسب میدادم که خوشش میومد و دوست داشت هی بره دسشویی تا جایزه بگیره(از اول هم برچسب جایزه میدادم ولی درک انچنانی از تشویق نداشت)الانم شکر خدا خیلی خوبه شاید هفته ای یه بار یا دوبار نم بده که اونم کاااااملا طبیعیه،من از دکتر پرسیدم گفت بچه ها تا سه سال و نیم ممکنه نم بدن چون حواسشون به بازی هست یادشون میره،اینک بگم ممکنه ۱۰ درصد از بچه ها که دوسالگی ترک پوشک کردن کاملا موفق باشن،۹۰ در صد مثل من به مشکل میخورن،پس اصلا عجله نداشته باشین و سعی کنید از دوسال به بعد ذهن بچه رو اماده کنید
مامان اورهان 🥰 مامان اورهان 🥰 ۳ سالگی
خانما من دی.ه احساس نی کنم پسرم یه بچهایه با همه بچه ها فرق میکنه چون دوسالو نیمه که کلا کارش گریس بجبازیه یعنی ساعت ۳ شب خوابیده ۶ بیدار شده نیم ساعت یه دم جیع کشیده منو چنگ انداخته اب خواسته آب دادم کلشو ریخته رو پتو ... من واقعا ارامش ندارم به زور خوابوندمش حالا بابام اومده صب ساعت ۷ بریم بانگ باید تو امضا بزنی بیدار شدم رفتم دیگه کلا خواب از سرم پرید خیلی الانم میخواد بیدار شه دوباره گریه کنه تازگیا لحنم تند شده مثلا با خانوادم تند صحبت می کنم چون بیشتر روزرو من یا سر درد دارم یا قندمو فشارم میوفته همش از حرص خوردنه خودمو کنترل می کنم بچمو نزنم ولی ادم صبوری نیستم اصلا اگه همون لحظه واکنش نشون ندم سکته میکنم بخاطر همین انقد خودمو کنترل کردم ریختم تو خودم مریض شدم خوابم ریخته بهم دیگه واقعا طلاقت ندارم الان خوابیده اما من بیدارم اصلا هماهنگ نیستیم باهم ...انگار کائناتم با من لج کرده من واقعا نمی کشم بعد میان میگن چرا تند حرف میزنی میپری به آدم بابا دیگه نمیتونم واقعا فک کنم که چطور حرف بزنم واقعا خسته میشم طبیعیه بچه اینقد گریه کنه و وابسته به مادر باشه شوهرمم که بهونه دستش داره سرکار میره خسنس ولی من دیگه مغزم درد میکنه از دست این بچه
مامان مغز بادام مامان مغز بادام ۲ سالگی
مامانا ممنون میشم جواب واقعی و منطقی بهمن بدین که رفتارم اشتباه بوده یا نه

من دخترم تا حدودی معمولا اجازه نمی‌ده کسی بهش زور بگه و یه جورایی معمولاً دختر منه که غلدر محسوب میشه (البته که بعضی وقتا بابت این رفتارش شرمنده میشم) بگذریم

ما امشب رفتیم یه مهمانی نسبتا شلوغ زنونه بچه هم زیاد بود میزبان خالم بود جشن دندونی نوه اش بود
حیاط خونه خالم یه شیر آبی کنارش داره که یه حوضچه زیرشه
همه توی حیاط بودیم دختر من با دختر خواهرم که دوسالشه داشتن لیوان آب می‌کردن بیارن پیش من
آب هم واقعا نمی‌ریخت اون طرف که بقیه نشسته بودن ولی خب بعضی آدما کلا طبق عادت که فکر میکنن یه بچه تا یه کار می‌کنه حتما خرابکاری میکنه خالم از اون طرف گفت (به دخترم) خاله جان ابو ببند آب نیاد زیر پامون بعدی یکی از آشناهامون رفت شیر ابو بست و دست گذاشت روی شیر که نه ابو باز نکنید البته من از واکنش دخترم حس کردم با اخم داره این کارو می‌کنه (پشتش به من بود) چون دخترم هی با داد میگفت نه اونم دستش روی شیر بود بعد دخترم بعد چند بار که گفت نه نه یهو گریه کرد اونم بغلش کرد آورد پیش من و بهش میگفت خاله منکه چیزی نگفتم و من فقط نگات کردم
دخترم هم همینجوری که داشت گریه میکرد یه چند تا زد تو سر و صورت اون خانم من وقتی اومدن پیشم گفتم نه مامان نباید بزنی مشغول آروم کردنش شدم و یکی دوبار گفتم ببخشید باید از خاله معذرت بخوای


پستونک شیر مادر شیر خشک پوشک بچه دندون