۷ پاسخ

ان شاالله به زودی زود جاشون سبز شه اما حکمت خدا رو نادیده نگیر هیچ کار خدا بی حکمت نیست ان شاالله خدا اجر صبر تو میده.
هر موقع که خیلی دلت گرفت به این فکر کن که اگه به دنیا می اومدن و بغلشون میکردی و چند سال بزرگ میشدن بعد خدا ازت میگرفتشون اونموقع چقدر سخت تر بود عزیزم

ایشالا روزی بیاد ناراحتی الانت کلایادت میره خداهم بنده هاشوعذاب نمیده حکمتی بوده حتماناشکری نکن

پسر منم دنیا اومد مرد 39هفته دنیا اومد مریض بود

جاشون برات سبز شه خواهر

الهی فدات شم من
نمی‌دونم واقعا چی بگم
از ته دلم از خدا برات نینی های سالم می‌خوام

الهی دوباره دامنت سبز شه عزیزم

خدا بهت صبر بده آبجی انشالله جاشون برات سبز بشه هر چند نمیتونم از غمت کم کنم خدا خودش دلتو شاد کنه

سوال های مرتبط

مامان بدون بچه 💔💔 مامان بدون بچه 💔💔 هفته سی‌وهفتم بارداری
مامان بدون بچه 💔💔 مامان بدون بچه 💔💔 هفته سی‌وهفتم بارداری
روز ۲۷ دختروپسرم کجاید دوقلو های من عشقای مامان دلتنگم
۲۵هفته۳روز تو دلم نگه داشتم تون چرا دلتون خواست بیاید دنیا زود آخ آخ فرشته های من چی میشد چند روز دیگ صبر می‌کردید حداقل آخ مامان دور تون بگرده مگه من دوستتون نداشتم که تنهام گذاشتید جیگر گوشه های من دختروپسر من شما ک به این دنیا اومدید چرا پس تحمل نکردید تو دستگاه اخه تنهامون گذاشتید آخ دور تون برگردم من پسر مامان کجای چرا ۴ساعت تحمل کردی فقط مامان دورت بگرده دختر مامان چرا ۱روز تحملت بود اخه منی که با سختی وتحمل درد اینا داشتم بازم بخاطر شما کم نیاوردم ولی شما تنهام گذاشتید بدجور ضربه خوردم شما بیمه امام رضا بودید امام رضا باهات قهرم خداا تو که خودت دادی چرا زودی گرفتی من داغون کردی با کلی حسرت و آرزو اونای که باردار بودن با من بچه ها اونا ببینم آنیش میگرم خداا چرا اینکارو کردی باهامون ما که خیلی دوسشون داشتیم چرا گرفتی شون کلی رویا و حسرت رو دلمون گذاشتی هی خدا دختر وپسرم میخوامم من زایمان کردم درد کشیدم شیر از سینه میاد و.... ولی پس بچه هام کو من با این همه درد و رنج چطور تحمل کنم بقیه زایمان میکنن بچه اشون کنارشون ولی من زایمان کردم بچه هام گرفتی من موندم درد و رنج وسختی ...آخ آخ خدا بد کردییییی باهامون حتا ندیدم شون بغلشون نکردم ..😭💔عشقای مامان ۲۷ روز نیستید تن شما واسه خاک حرام بود
#دورهمی #دورهمی #شیرخشک #فرزندپروری #سیسمونی #بارداری #دوقلو
مامان بدون بچه 💔💔 مامان بدون بچه 💔💔 هفته سی‌وهفتم بارداری
من بچه هام میخوام چیکار کنم آخه خدااا
من نخوام بچه هام تو بهشت منتظرم باشن باید کی ببینم من خودشون میخوام😭۲۷روز ندارمشون دلم داغونه دلم خونه‌ حتا از خانواده هامون خجالت میکشم از شوهرم خجالت میکشم اون همه رویااینا داشتیم الان باید می‌بودند گریه میکردن بهشون شیر می‌دادیم وپوشاک شون عوض میکردیم شب بیداری میکشیدیم لباس هاشون عوض میکردیم بزرگ میشدن رویا های که داشتیم براشون آرزو های داشتیم براشون انجام می‌دادیم خداا من دختروپسرم میخوام براشون قرار بود سیسمونی بخریم ۲دست پتو خریدیم نفری ۱دست لباس گرفته بودیم اخه چرا اینکارو باهامون کردی تو دلم بودند باهاشون حرف میزدیم شوهرم بوس می‌کرد شون بهم لگد می‌زدند اولا نبض میزدن تو سنو میدیدمشون قند تو دلمون آب میشد من بچه هام میخوام برم به کی بگم کجا بگم چرا باید این همه سختی و رنج تحمل کنیم همش از مزار شون رد میشم میخوام خون گریه کنم بیمه امام رضا بودن قرار بود ببرمشون مشهدبد به دنیا اومدن آخ امام رضا قهرم باهات خدا تو که دادی پس چرا زودییی گرفتی مگه ما رویا براشون نداشتیم چرا انقدر زود گرفتی شون چرا اینکارو کردی ازت گله دارم خدا باتوام یه جورای قهرم آخ دست گل ها منو گرفتی بد کردی اونی که غسل داده بودشون میگفت عروسک بودن عروسک جیگرم سوخت من حتا ندیدم شون حتا نوازش نکردم شون ...😭😭
#سزارین #دورهمی #فرزند #شیرخشک #گهواره#دوقلو
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی روزهای ابتدایی تولد