روز ۲۷ دختروپسرم کجاید دوقلو های من عشقای مامان دلتنگم
۲۵هفته۳روز تو دلم نگه داشتم تون چرا دلتون خواست بیاید دنیا زود آخ آخ فرشته های من چی میشد چند روز دیگ صبر می‌کردید حداقل آخ مامان دور تون بگرده مگه من دوستتون نداشتم که تنهام گذاشتید جیگر گوشه های من دختروپسر من شما ک به این دنیا اومدید چرا پس تحمل نکردید تو دستگاه اخه تنهامون گذاشتید آخ دور تون برگردم من پسر مامان کجای چرا ۴ساعت تحمل کردی فقط مامان دورت بگرده دختر مامان چرا ۱روز تحملت بود اخه منی که با سختی وتحمل درد اینا داشتم بازم بخاطر شما کم نیاوردم ولی شما تنهام گذاشتید بدجور ضربه خوردم شما بیمه امام رضا بودید امام رضا باهات قهرم خداا تو که خودت دادی چرا زودی گرفتی من داغون کردی با کلی حسرت و آرزو اونای که باردار بودن با من بچه ها اونا ببینم آنیش میگرم خداا چرا اینکارو کردی باهامون ما که خیلی دوسشون داشتیم چرا گرفتی شون کلی رویا و حسرت رو دلمون گذاشتی هی خدا دختر وپسرم میخوامم من زایمان کردم درد کشیدم شیر از سینه میاد و.... ولی پس بچه هام کو من با این همه درد و رنج چطور تحمل کنم بقیه زایمان میکنن بچه اشون کنارشون ولی من زایمان کردم بچه هام گرفتی من موندم درد و رنج وسختی ...آخ آخ خدا بد کردییییی باهامون حتا ندیدم شون بغلشون نکردم ..😭💔عشقای مامان ۲۷ روز نیستید تن شما واسه خاک حرام بود
#دورهمی #دورهمی #شیرخشک #فرزندپروری #سیسمونی #بارداری #دوقلو

۱۴ پاسخ

😭😭😭امیدوارم جاشون دوباره برات سبز بشه

عزیزم خدا بهتون صبر بده انشاالله دوباره خدا بهتون دوقلو بده

عزیزم خاله من ۲قلوهاش ۶ماهه بدنیا اومدن
چون دهانه رحمش باز شده بود
اما خب زنده موندن حالا نمیدونم هفته شون شاید بالاتر بوده
ولی خیلی ریز بودن

منم دقیق مث تو بودم بخدا سیر سینم هنوزم میاد بخدا 😭
دخترم وقتی دنیا اومد بغلم ندادن فوری بردن تو دستگاه
بعدم دیگ بجز یه عکس هبچی ازش ندیدم
من جمعه زایمان کردم قرار بود شنبه برم براش سیسمونی بخرم ولی جمعه زایمان کردم
بردم گذاشتمش قبرستون 🥺😭😭😭
از روز ۲۸ فروردین متنفرم
بخدا دستم به پوست‌نازش نخورد
دلم‌اتیش میگیره وقتی بچه میبینم.
همش میگم اگر بود الان ۳۰ هفته و ۳روزش بود‌ امروز
دردی که من برای زایمان کشیدم داغونم کرده بخدا ۸ ساعت درد کشیدم تا طبیعی دنیا اومد
چی بگم بخدا دیگ نمیکشم مغزم داغونه فقط بخاطر شوهرم تحمل میکنم نمیخوام اونم مث من داغون بشه هرچند وقتی‌نکاش میکنم هر لحضه تو فکر و غصه زیادی میخوره بخاطر من به روش نمیاره
چبکار کنیم خواهر مجبوریم‌بسازیم
شاید خدا حکمت دونسته شاید صلاح دونسته جای بچه های ما پیش خودش امن تره 🥺🥺🥺🥺 ولی به خود خدا دلم برای لگد زدن دخترم پر میکشه چقدر ذوق میکردم با لگد زدنش هی خدا چی بگم

😭خدابزرگه خدا کمکت کنه

😭😭😭😭😭 دختر منم ۲۵هفته و۶روز دنیا اومد دوساعت و نیم تو دستگاه بود دارم دیونه میشم بخدا از فکرش چیکار منم خدایا
چرا زایمان کردی شما مشکلشون چی بود ؟
درکت میکنم بخدا با بند بند وجودم
با تک تک استخون هام درکت میکنم خواهر 🥺🥺🥺🥺

الهی فقط خود خدا و امام رضا به دلت ارامش بده
چرا بغلشون نکردی؟ چرا ندیدیشون؟

واقعا نمی‌دونم چی بگم خدا بهت صبر بده
انشاالله که هر چه زودتر آروم بگیری از همه غم و غصه عزیزم 😞😓

منم ندیدمششش ولی پاهاش کوچولوشو حس کردم وقتی از بدنم اومد بیرون خپرد به رونم😭😭😭

اخ‌ الهی بگردممممم
بمیرم برات عزیزم انشالله خدا به دلت ارامش بده و زودی جاشون سبز شه🥺🫂

الهیییی🥲🥲😢

وای عزیز بمیرم برا دلت خدا بهت صبر بده😭😭😭

عزیز دلم چقدر ناراحت شدم واست 😔😔 الهی به زودی دوباره باردار بشی و سالم بغلش بگیری🤲🤲

دارم میخونم و گوله گوله اشک از چشام میادمنم ۱۱ دی ۲۳ هفته ۳ روز دخترکمو از دست دادم🥲😭

سوال های مرتبط

مامان بدون بچه 💔💔 مامان بدون بچه 💔💔 هفته سی‌وهفتم بارداری
مامان بدون بچه 💔💔 مامان بدون بچه 💔💔 هفته سی‌وهفتم بارداری
من بچه هام میخوام چیکار کنم آخه خدااا
من نخوام بچه هام تو بهشت منتظرم باشن باید کی ببینم من خودشون میخوام😭۲۷روز ندارمشون دلم داغونه دلم خونه‌ حتا از خانواده هامون خجالت میکشم از شوهرم خجالت میکشم اون همه رویااینا داشتیم الان باید می‌بودند گریه میکردن بهشون شیر می‌دادیم وپوشاک شون عوض میکردیم شب بیداری میکشیدیم لباس هاشون عوض میکردیم بزرگ میشدن رویا های که داشتیم براشون آرزو های داشتیم براشون انجام می‌دادیم خداا من دختروپسرم میخوام براشون قرار بود سیسمونی بخریم ۲دست پتو خریدیم نفری ۱دست لباس گرفته بودیم اخه چرا اینکارو باهامون کردی تو دلم بودند باهاشون حرف میزدیم شوهرم بوس می‌کرد شون بهم لگد می‌زدند اولا نبض میزدن تو سنو میدیدمشون قند تو دلمون آب میشد من بچه هام میخوام برم به کی بگم کجا بگم چرا باید این همه سختی و رنج تحمل کنیم همش از مزار شون رد میشم میخوام خون گریه کنم بیمه امام رضا بودن قرار بود ببرمشون مشهدبد به دنیا اومدن آخ امام رضا قهرم باهات خدا تو که دادی پس چرا زودییی گرفتی مگه ما رویا براشون نداشتیم چرا انقدر زود گرفتی شون چرا اینکارو کردی ازت گله دارم خدا باتوام یه جورای قهرم آخ دست گل ها منو گرفتی بد کردی اونی که غسل داده بودشون میگفت عروسک بودن عروسک جیگرم سوخت من حتا ندیدم شون حتا نوازش نکردم شون ...😭😭
#سزارین #دورهمی #فرزند #شیرخشک #گهواره#دوقلو
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی روزهای ابتدایی تولد