۱۱ پاسخ

وای خدا چقدر قدیم‌ها جوک بلد بودم
الان هیچیه هیچی یادم نیست

از هیچ جوکی خندم نمیگیره

توی تیمارستان میبینن یه نفرنشسته ویه نفربالا پایین میپره.ازاونی که میپره میپرسن چرامیپری؟میگه من روغننم توی ماهیتابه بالا پایین میرم.بعدمیبینن اون یکی ساکت نشسته میگن حتماخوب شده مرخصش کنیم.میرن ازش میپرسن توچراساکت نشستی میگه من غذام چسبیدم ته ماهیتابه😆😆😆

یه بنده خدا تو آب میگوزه میگه کار خدارو ببین آب میجوشه من نمیسوزم

یه نفرتوی دیواریه نقطه آبی میبینه میره بادقت نگاه میکنه میبینه مورچه شلوارجین پوشیده😂😂

یه کچله میره سلمونی همه بهش نگاه میکنن.میگه بابا اومدم آب بخورم😂

یه عروس دومادی شب عروسی میرن حجله.بعدچن ساعت میبینن دامادنفس زنان میادبیرون میگن چیکارکردی چیشدمیگه خیلی سخت بودتاپارش کنم.ازعروسه میپرسن چیشده دامادچی میگه.عروس میگه هیچ نذاشت من شورتمودربیارم😂😂😂

یه کرمه میره توی قابلمه ماکارونی.میگه آخخخخ جوننن عجب بمال بمالیه😆😆😆😂😂

شهرداری رو دیوار پارک مینویسه
مواد شما را کم کم میکشد
یه معتاد میاد زیرش مینوسه
ما هم عجله ایی نداریم

یه مورچه عاشق یه مورچه میشه ولی خجالت میکشه بره جلوحرف دلشو بزنه.چندروزی میگذره دلشوبه دریامیزنه میره جلومیبینه چایی خشکه😆😆😬😶

منم گرین چیک داشتم اناناسی🥹 چون پسرم حساسیت داشت مجبور شدم بدمش ب یه دوست

سوال های مرتبط

مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
مامان بَشَم😎 مامان بَشَم😎 ۳ سالگی