۲ پاسخ

دقیقا دیروز همین مشکل من بود فقط دهانه رحم باز نبود با اصرار خودم دکترم نگهم داشت هنوزم خوب نشدم

منم از دیروز تکون هاش کم شده یکم درد هم دارم ولی نرفتم بیمارستان هنوز

سوال های مرتبط

مامان 𝒓𝒂𝒅𝒗𝒊𝒏🐣 مامان 𝒓𝒂𝒅𝒗𝒊𝒏🐣 ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت اول⭕️

سلام اومدم تجربه زایمانمو بگم
از همون روز اولی ک باردارشدم قرار بود سزارین اختیاری کنم
تا ۸ ماهگی که حرف های بقیه باعث شد نظرم عوض شه و تصمیم گرفتم طبیعی زایمان کنم ...زهی خیال باطل😂😂
طبق تاریخ ان تی ۲۰ بهمن باید زایمان میکردم
۳۸ هفته بودم رفتم معاینه لگنی گفتن لگنت خوبه یک سانت باز شدی برو ۳سانت شد بستری میشی ۳۹ هفته پنج روزم از خواب بیدار شدم بچه تکون نمیخورد دیگه تا شب چندتا تکون ریز درحد نبض داشت پرس جو کردم گفتن جاش تنگه مشکلی نیست فرداش شد جمعه صبح ک بیدار شدم شکمم کبود و قرمز شده بود رفتم خونه مامانم گفتم بچه تکون نمیخوره دیگه از اونجا رفتیم بیمارستان ان اس تی گرفتن ضربان داشت حرکات نداشت
منو فرستادن زایشگاه و اونجاهم ان اس تی گرفتن گفتن باید بستری شی دیگه تا من بستری شدم شد ساعت ۶ عصر
سروم ها رو شروع کردن دوتای اولی تموم شد معاینه کردن گفتن هنوز یکسانتی شد ۱۱ شب داروهارو قطع کردن گفتن صبح شروع میکنیم باز ۶ صبح سروم هارو شروع کردن و قرص زیرزبونی هم گذاشتن اما بی فایده بود و مدام منو معاینه میکردن و منم فقط گریه میکردم از درد معاینه تا شب همین روند رو ادامه دادن و من یک سانت بودم شب بود شیفت عوض شد دکتر بد اخلاقی اومد گفت تو هنوز اینجایی و باخنده گفت امشب تو باید بزایی 😐گفتم چرا نمیبرین سزارین گفت تو دکتری مُهر منو دست بگیر و رفت بیرون با همکارش اومد
گفت ب همکارش کیسه ابشو بزنیم همکارشم گفت نهههه خطر داره و رفتن بیرون