۳ پاسخ

شربت اینا میخوای بدیش بکش تو سرنک هم نمیریزه هم راحت میخوره

بخداا این رفتاراش برام صبر و تحمل نذاشته، همه می گن خیلی باهاش راه میایی. اگه این کارم نکنم ببین چی میشه.
از قهر به شدت اضطراب و استرس می گیره، تا اینکه می گم قهر می کنم یا فلان کار بکنی دوستت ازت فهر می کنه استرس می گیره می‌ترسه و بیشتر می چسبه بهم بخاطر همین این تهدیدا و حرفا رو هم نمی تونم بهش بگم.

عزیزم بعضی بچه ها بد قلق هستن
ولی با نرمی ومهربونی بیشتر کنار میان تا بخوای داد وبیداد کنی کتک زدن بیشتر بچه رو لجباز میکنه
یه محدودیت های بزار بگو مثلا اگه داروهات نخوری منم باهات قهر میکنم مثلا به مدت ده دقیقه اصلا نگاش نکن جوری که متوجه بشه قهری
یا اگه دارو نخوری بستری میشی اونوقت بیشتر اذیت میشی و چندتا کلیپ بچه ها بستری ان نشونش بده که متوجه بشه چقدر بد هست
بعد از خوب شدنش حتما ببرش پارک تا بیشتر بازی کنه با بچه ها تا اولا وابستگیش کمتر بشه هم روابط بگیره با بقیه بچه ها انرژیشم تخلیه میشه
یا اگر بچه خواهر برادر اقوام دارین چه بهتر ببر یه ساعت در روز باهاشون بازی کنه خودت زیاد کنارش نباشی
اینجوری بچه مستقل میشه وخودت کمتر اذیت میشی گلم ببخش متنم طولانی هم شد

سوال های مرتبط

مامان ائل‍آی مامان ائل‍آی ۳ سالگی
فرزند پروری، تربیت، کودک
خانوما خاک به سر شدم، مغزم داره سوت می کشه، چرا من اینقد باید ساده و بی تجربه و نفهم باشم. پسر برادرم ۷ سالشه یکم زیادی سر و گوشش می جنبه من شک کرده بودم، دیروز با دخترم داشتن بازی می کردن من سعی می کنم تنهاشون نذارم ولی ی لحظه گرم صحبت شدم دلیل اصلی سهل انگاریم هم پسر بزرگتر ۱۱ ساله اشم اونجا بود و مواظبشون بود، من رفتم سر بزنم یهو احساس کردم پسر کوچیکه از پیش دخترم رفت روی تخت و دخترم یجور ترسیده، امروز صبح که از خواب بیدار شد ازش پرسیدم داشتین چی بازی می کردین داشت توضیح می داد یهو اسم پسر برادرم برد و گفت فلانی گفت بیا دست بزن بعدش دخترم حرفشو ادامه نداد و گفت هیچی هیچی یادم رفت، هر چقد پرسیدم که گفت ب کجا دست بزن به بدن به لباس به چی همش گفت نمی خوام بگم دوس ندارم بهونه گیری کرد و گفت من گشنمه من تشنمه خلاصه هر چی من پرسیدم قیافه ترسیده و نگران گرفت. بهش گفتم اونحا دوربین داشت می رم ببینم بهتره خودت بگی، بعدش گفتم نهار هر چی دوس داری برات از بیرون می‌خرم ، من بهت عصبانی نمی‌شم و باهات دوستم تو خیلی کوچولویی و کلی حرف که بازم راضی نشد بگه. حالا من خیلی می‌ترسم و استرس شو دارم چیکار کنم.
دخترم خیلی با من لج حرفشو به من نمی زنه از این می‌ترسم اتفاقای بدتری بیفته و نگه، بهش می‌گم و از خیلی وقته که آموزش جای خصوصی رو بهش می دم وقتیم ازش می پرسم اگه کسی بجای خصوصمون دست زد یا گفت بیا نشونت بدم باید داد بزنی،
مامان دلوین جون مامان دلوین جون ۵ سالگی