۶ پاسخ

سزارین اختیاری بودی؟

یه سوال بیمارستان دولتی بودی یا خصوصی ؟؟

میشه هروقت درد داشتیم شیاف استفاده کنیم؟
تو بیمارستان، خونه.
یعنی زیادیش ضرر نداره

اولین خلاصه زایمانی بود که اینقد خلاصه بود

مبارک باشه نی نی کوچولوت

خداروشکر که زایمان خوبی داشتید
قدم نو رسیده تونم مبارک انشالله قدمش براتون خیر و پر برکت باشه عزیزم ❤️

سوال های مرتبط

مامان دیار مامان دیار ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان نورا👧🏻🎀 مامان نورا👧🏻🎀 روزهای ابتدایی تولد
پارت هفتم تجربه سزارین😬🦋
من اون شب دیگه هیچی نخوردم تا صبح اومدن سوند رو در آوردن و لباس تنم کردن و شرت و پد گذاشتن و شروع کردم نسکافه خوردم و بعد یکی دو ساعت گفتن راه برو با کمک مادرم از تخت سعی کردم بلند بشم پشتی تخت رو بلند کردم که راحت تر باشه اما بیشتر از اینکه درد داشته باشم بدن میترسه که راه بره اومدن گفتن موقع راه رفتن شکمت رو بگیر که بهتره اینطوری دو سه قدم راه رفتم یکم اذیت بودم رفتم دراز کشیدم تا اینکه بعد از ظهر باز سعی کردم راه برم باز وادرم کمک مرد بلند بشم اما سعی کردم بدون کمک راه برم و هر بار چند قدم ببشتر راه میرفتم😬😬ضبح پمپ دردم تموم شده بود نزدیکای ظهر درد داشتم یکم که شیاف اومدن کذاشتن برام در کل برام خیلی قشنگ بود چون انتخاب خودم بود و همینکه طبیعی نبودم خیلی خوشحال بودم بعد اینکه اومدم خونه چند روز سر درد شدید و الان هم کردن درد شدید دارم و متوجه شدم به دیکلوفناک خساسیت دارم اما باز هم خداروشمر راضی ام از عملم و الان نگاه کردم گوشت اضافه نیاوردم و عفونت ندارم خداروشکر و بنظر خط بخیه خیلی قشنگی دارم😍😍😍ان شالله مادر شدن قسمت همه😍💋🥰❤️🦋
مامان 🩷PANAH🩵ABTIN مامان 🩷PANAH🩵ABTIN ۶ ماهگی
پارت ۳
ساعت ۹ زایمان کردم و ۱۱ اومدم بخش و ساعتای ۳ حس پاهام برگشت و ۴ ساعت سرم رو بلند نکردم زیاد صحبت نکردم ساعت ۱۰ و نیم شروع به خوردن مایعات و نسکافه کردم و ۱۱ سوند رو دراوردن باید بلند میشدم چون من چون عجله کردم برای بلند شدن و اینکه از ۱۲ شب قبل چیزی نخورده بودم بلند ک شدم شدیدا سرم گیج میرفت چشمام سیاهی رفت و داشتم میوفتادم ک مادرم سریع نشوند زو صندلی اومدن سرم زدن و دوباره تلاش کردم دردش خیلی شدید بود اما یا توکل ب خدا بلند شدم وکمی راه رفتم و سرویس رفتم و باردوم هم سخت بود اومدن از تخت پایین اما به جون خریدم راه زیاد رفتم و بعدش دردام با پمپ درد اوکی بود و گفتم برام یک شیاف زدن وفرداش ساعت ۱۲ مرخص شدم (برای دسشویی رفتنم شربت لاکسی ژل خوردم ک شکمم راه افتاد)
(دسشویی ایرانی اونقدری ک میگفتن نشستن اصلا سخت نبود و کمی سوزش داشتم ققط)
و اینم بگم هر کدوم سختیای خود رو داره باید نسبت به بدنمون انتخاب کنیم و کلا زایمان سخت آنا غیرقابل تحمل نیست و خداروشکر راضی بودم❣️❣️
مامان دلانا مامان دلانا ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان
کل مدتی که عمل شروع شد تا بچه رو نشونم بدن ۱۰ دقیقه بود که بعدش نیم ساعت طول کشید بخیه بزنن و منتقل بشم ریکاوری، در کل یک ساعت ریکاوری بودم، ماساژ رحمی رو دوبار توی ریکاوری انجام دادن که چیزی حس نکردم خداروشکر. بعدش منتقل شدیم بخش که اونجا هم خودشون کمک کردن انداختنم رو تخت، تا دوساعت حس پاهام داشت برمیگشت، دردی که حس میکردم در حد درد پریودی بود که قابل تحمل بود، ۶ ساعت بعد گفتن بیام پایین و قدم بزنم، این مرحله چون خیلی زود بود ضعف کردم، عرق سرد کردم و گوشام کیپ شد، دوبار گفتن بخواب، ابمیوه دادن خوردم، بهتر شدم. ضعفم حس کردم بیشتر بخاطر ترس خودم بود و اینکه زود گفتن بیا پایین، بهم زمان ندادن که یکم خودمو پیدا کنم، وگرنه درد فوق العاده ای نداشت که نشه تحمل کرد.
دیگه بعد اولین راه رفتن، راه رفتن و از تخت پایین اومدن های بعدی راحته، شبی که اونجا بودم چند بار پابین اومدم و توی سالن راه رفتم، راه رفتن واقعا درد رو کم میکنه. راه میرفتم که بتونم دفع داشته باشم و یبوست نشم که خداروشکر نشدم.
در کل اگه بخوام بگم اصلا پروسه ترسناکی نبود برای منی که ترسو ترین ادم روی زمینم و حتی امپول معمولی هم نمیزنم.
من چون دخترم بستری شد تا ۶ روز بیمارستان پیشش بودم و میشد شرایط رو هندل کرد، درد داشتم ولی با شیاف کنترل میکردم.
کسایی که میخوان سزارین بشن یا مردد موندن بین طبیعی وسزارین، میتونم بگم سزارین واقعا خوبه، من راضیم، برگردم عقب باز سزارین انتخاب میکنم.
مامان نينى مامان نينى ۱ ماهگی
تجربه سزارين ( پارت ٦ )
من از اتاق عمل تا ساعت ٢ نيمه شب كه مجاز به غذا خوردن بودم هم نسبتا زياد صحبت ميكردم هم سرمو تا حدودى تكون ميدادم ، خودم فكر ميكردم سر درد ميگيرم بعدشكه خداروشكر امروز كه ٧ روز گذشته هنوز سر درد نگرفتم
خلاصه ساعت ٢ شب نوشيدنى خوردم گفتن چايى نبات بخورم و خودمم كاپوچينو تورابيكا بردم خوردم
( سوند رو از قبل به دكتر گفتم تو اتاق عمل بعد بى حسى برام نصب كردن )
ساعت ٥ صبح گفتن بايد بلند شم راه برم ، اولين راه رفتن سخت بود من تحملم كلا زياده و آدم صبورى هستم و به نظرم واقعا اونجورى كه ميگن سخت نيست ، درد داره اما قابل تحمله ، البته من نيم ساعت قبلش هم گفتم برام شياف بذارن كه دردم كمتر باشه
من بعد زايمان تا صبح كلا خوابم نبرد همش ذوق دخترمو داشتم
فرداش تا ظهر بيمارستان بودم و بعد مرخص شدم
از روز اول كه اومدم خونم تمام كاراى بچمو خودم كردم ، مامانم كمكم بود وكاراى خونه با مامانمه
درد بعدش با شياف كاملا قابل كنترله
از زايمانم و پزشكم راضيم و باز هم به عقب برگردم سزارين تو بيمارستان مهرگان رو انتخاب ميكنم
مامان مامی پَناه💝 مامان مامی پَناه💝 روزهای ابتدایی تولد
بعد بخیه زدن و اینا بردنم ریکاوری
بعد از 10دقیقه هم بردنم بخش
تا 12ساعت دکترم اجازه خوردن غذا و مایعات نداد
بعد از 12ساعت گفت میتونی شروع کنی مایعات بخوری
بعدش هم راه بری
بلند شدن و راه رفتن خیلی سخت بود واقعا سخت بود بعد از 12 ساعت خوابیدن رو کمر
هیچ‌کس هم نمی تونه کمک کنه برای بلند شدن چون خیلی فشار میاد
من با کمک خودم بلند شدم
راه رفتم خم بودم برای راه رفتن
بعد از چند ساعت درست شد
وقتی راه میرفتم خوب بود دیگه میخواستم بشینم مکافاتی بودد خیلی سخت بود انگار باز شکمم رو پاره کرده بودن
من پمپ درد نگرفتم چون گفتن عوارض داره
بعد یه نفر بود از منی که پمپ درد نداشتم بیشتر درد داشت اون پمپ درد داشت
با شیاف خیلی خوب بود واقعا اروم میشدم
بخاطر یبوست بعدش هم
شیاف بزارین کارتون رو راه میندازه راحت
3روز بیمارستان بودم اتاق خصوصی گرفتم عالی بود حتما بگیرین
از دکترمم خیلی راضی بودم خیلی تمیز برام بخیه زده
خب خلاصه همین دیگه 😁
تاریخ 1405/4/17 🥹❤️