۷ پاسخ

عزیزم دکتر پوردامغان برای سزارین اختیاری خودشون جدا از هزینه بیمارستان چقد زیرمیزی گرفت؟

الهی جونم مبارکه عزیزمم💋 کلا سزارین بهترین عمله

به سلامتی عزیزم قدم نینی به خیر و شادی ،چه عالی بوده همه چی ماشاالله 😍😍😍

یه جوری گفتی اززایمانت که آدم میگه هرروز بره بزاد بعضی ها جوری آدم میترسونن کابوس میبینی

ایشالله بسلامتی باشه عزیزم از بیمارستان راضی بودی ؟ هزینه کلی بیمارستان چقدر بود که شما ۱۳ تومن دادید
چون منم تکمیلی دارم.

عزیزم مبارکت
هزینه بیمارستان چند شد با بیمه بودی یا ازاد چند دستمزد دکتر دادی

قدمش کوجولو مبارک باشه ، انشالله زایمان منم به همین راحتی باشع

سوال های مرتبط

مامان Artmis 🎀🩷 مامان Artmis 🎀🩷 ۱۵ ماهگی
مامان هیرمان مامان هیرمان ۹ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان ابوالفضلم💙 مامان ابوالفضلم💙 روزهای ابتدایی تولد
#پارت ۵
ریکاوری هم اونجوری که میگفتن نبود که ای میلرزی اینا ومن که اصلااا نلرزیدم شایدم بدن با بدن فرق می‌کنه من انقد تو گهواره خونده بودم که همش منتظر بود که کی میلرزم همش اونجا می‌پرسیدم و اوناهم میگفتن منتظریا😂 بابا اصلا اونجوری که میگن نیست لرزیدن کجا بود البته اینو پرستاری که تو اتاق ریکاوری بود بهم می‌گفت بعدش آوردنم بخش که همش توران میگفتم توروخدا مواضب باشید تخت به درو دیوار نخوره البته دردام تو ریکاوری شروع شده بود که من پمپ درد داشتم دردام کپپپ دردای پریودی بود یعنی کلا پایین دلم یه دوساعتی درد میکرد که بعدش هم یهو می‌گرفت ولی وقتی دکمه پمپ درد رو فشار میدادم کلا می‌رفت تا ساعت ۱۳
۲ شب اجازه غذا خوردن و راه رفتن نداشتم دو بعد از ظهر عمل شدم بعد اون ماودرشوهرم کاچی اورد برام که باگریه که چجوری قراره راه برم خوردمش😂😐
بعد هم کلی نسکافه با نبات خوردم انجیر خشک خوردم با کمک یه پرستار خیلییی مهربونه شروع کردم راه رفتن اول آروم پاهامو آویزون کردم بعد هم از تخت اومدم پایین کل پروسه بارداری و زایمان یطرف این راه رفتن هم یک طرف واقعا حدی میگم خیلی حس بدی داشت همش میگفتم زیاد راه برو ولی جون نداشتم پرستار بردم دستشویی برام پد گذاشت لباسمو عوض کرد شیاف گذاشت برام بهت یه شربت داد برای کارکردن شکم رفتم رو تخت خوابیدم وای صب کامل شروع کردم راه رفتن من دوشنبه ۷صبح بستری شدم سه شنبه ساعت ۲هم مرخص شدم ولی درکل سزارین عمل خیلی راحت و خوبیه خیلی زمان سریع میگذره بجز شبی که تو بیمارستان قراره بمونی😂😐🙁
مامان جوجه هلیا🐣 مامان جوجه هلیا🐣 ۹ ماهگی
تجربه سزارین سوم

سلام خانما من هم اومدم تجربه سزارین سوم بگم
رفته بودم پیش دکتر بهم نامه بستری داد برای شش آذر عمل کنم که من ساعت دو شب یکم آذر دردم گرفت تا صبح صبر کردم ساعت ۷ رفتم بیمارستان نوار قلب بچه رو گرفتن و گفتن انقباض داری باید الان عمل بشی ، منم اینقدر اذیت بودم خوشحال شدم که زودتر قراره زایمان کنم ،
بهم انژوکت و سوند وصل کردن که بر خلاف حرف بعضیا ک میگن خیلی درد داره ،اصلا اینجوری نبود فقط یکم سوزش داشت و زود تموم شد ازم چندتا آزمایش گرفتن و تا جوابش اومد ساعت شد ۱۱ ، ساعت ۱۱ منو بردن اتاق عمل ، اومدن بی حسی بزنن، درد داشت ولی قابل تحمل بود ، یه ربع بیست دقیقه زمان برد تا بچم دنیا اومد ،خیلی حس خوبی بود تمام درد ها یادم رفت ،،،،، ساعت دو منو بردن بخش ، امام اکسیژن بچه یکم کم بود یه دو سه ساعت نگه داشتن و بعد آوردن پیشم ،کم کم بی حسی ها رفت و درد هام شروع شد که پرستارم بهم مسکن زد و شیاف داد آروم شدم , من استرس راه رفتن بعد عمل داشتم خیلی میترسیدم که یه جا خونده بودم شکم بند بعد از سزارین خیلی کمک می‌کنه شوهرم واسم خرید و من شکم بند بستم موقع اولین راه رفتن واقعا برام معجزه کرد ،خیلی راحت بودم اصلا اذیت نشدم بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخرید ،
سر دو زایمان قبلی شکم بند نداشتم خیلی اذیت شدم ، یک شب بیمارستان بودم فرداش مرخص شدم ،
مامان شاهان مامان شاهان ۱۵ ماهگی
"پارت۴بعداز عمل سزارین"
ساعت12و50دیقه پسرم بدنیا اومد و من بیهوش شدم، زمانی بهوش اومدم که بخیه لیزریم تموم شده بود ولی چون هم بی حسی تجربه کرده بودم هم بی حسی کلا بیحال بودم و اصلا حال نداشتم، اومدن بردن ریکاوری وساعت2بردن بخش، رفتم بخش وقته ملاقات بود خانوادم اومدن پیشم ولی انقدر درد داشتم و بیحال بودم که اصلا توجهی به کسی نتونستم بکنم، بعد از وقت ملاقات اومدن برام لباس زیر پوشندن و پد گذاشتن و با یدونه شیاف و بعدش آمپول های درد رو زدن که دردم کمتر بشه، ساعت 5بچمو اوردن کنارم و گفتن دوساعت بعد شیر بده بهش که نتونستم شیر بدم چون سینم کوچیک بود و نوک نداشت طول کشید تا سینمو بگیره، ساعت9شب هم گفتن چیزای آبکی بخورم که بیارن پایین راه برم، با انجیر خیس خورده شروع کردم و کمپوت گلابی و دوغ محلی و چای با خرما و آبمیوه و نسکافه خوردم، اومدن گفتن بیا پایین از تخت و راه برو که اونم خیلی سخت نبود و راحت تونستم از تخت بیام پایین، یکم راه رفتن سخته ولی ادم میتونه اروم اروم راه بره، بعدش اومدن شربت لاکسی ژل دادن نصف لیوان گفتن با آب بخور که من شب ساعت2رفتم دستشویی که فردا صبح ساعت10گفتن مرخصی که تا ساعت2طول کشید