۱۳ پاسخ

چقدر دوست دارم منم یهو بفهمم باردارم

ناخواسته نگو عزیزم
بگو خدا خواسته
برای منم اینطوری شد
الان تو بغلمه خداروشکر سالمه
به اینا فکر کن

بسلامتی عزیزم مبارک باشه وقتی بزرگ میشن به این فکر کن دیگه تنها نیستن همدیگرو دارن واااای خیلی حس قشنگیه 😍😍 بزرگ میشن قد میکشن یه خانواده چهار نفره چی از این قشنگ تر دور میز یا سفره که می‌شینید چه کیفی میده خدا رو شکر واقعا ایشالله سایتون بالاسرشون باشه و پرروزی باشید

متم ناخواسته بود عزیزم و خدا خواسته تو بدترین شرایط زندگیمون که تا دوهفته اول فقط گریه میکردم از اینکه چجوری قراره مسئولیت مادر شدن بپذیرم و چجوری تو این وضع زندگی بزرگش کنم...نگهش داشتیم و الان دخترم ۳سالشه ناراضی نیستم از تصمیم ام و خیلی هم خداروشکر میکنم که دخترم اومد ولی تا الانش تو سختی بزرگ شد نتونستم واسش خیلی کارت بکنم خیلی جاها ببرم و خیلی وقتا هم نتونستم مادر خوبی باشم ولی اینم گذشت و مطمئنم شرایط بهتر بشه میتونم براش جبران کنم ولی دیگه حواسم هست که ناخواسته باردار نشم چون میدونم که دیگه نمیتونم از پسش بربیام.
انشالله که به سلامتی بگذرونی مراحل بارداریت رو عزیزم بسپر یه خدا دیگه خودش کمک میکنه

مامان شکوفه جون منم دقیقا موعودم ۲ خرداد هستش
شما قرص اورژانسی خوردین؟؟؟
بی بی چکت هم مثبت شد؟؟

اتفاقا وقت خوبی باردار شدی تا اون یکی به دنیا بیاد اولی ۴ سالش شده

بسلامتی مبارک باشه من هم پسر دومم ناخواسته بود الان یه دنیا برامون عزیز هست این هم بگم انگاری ژن آلمانی به ارث بور سفید چشم رنگی هست من همه فامیل بور سفید هستن چشم رنگی دخترم و پسر بزرگم بور سفیدن خوشکل ولی پسر کوچیکم یه چیز دیگه هست خواهرم همیشه مسخره می‌کنه خواهر انشالله یه ناخواسته دیگه بیاری

خداروشکر ک من و تو و خیلیا مثل ما بدون بدو بدوهای دکتر و مطب ساعتها انتظار و انواع دارو امپول و درمونهای مختلف خدا بهمون لطف کرد😍❤

پسرم یسال و سه ماهه بود فهمیدم باردارم

الانم پسرم ۳ سالشه
دخترم یسالشه

خیییلی حس خوبیه دوتاشون کنار هم
بازیاشون خنده هاشون

سختی هم زیاد داره ولی خب میگذره
باور کن راضیم ک خدا اینجوری بهم بچه داد
بدون استرس اقدام و ازمایش و ...
یهو فهمیدم باردارم و چشم بهم زدم دنیا اومد
و با ی چشم بهم زدنه دیگه شد یساله...

بسپار ب خدا همه چیزو💞

من ۶بهمن ۱۴۰۳فهمیدم تمام دنیا رو سرم خراب شد پسرم فقط ۲۲ماهش بود هم اون خیلی به من وابسته بود هم من خیلی به اون با شوهرم رفتیم کلی دارو گیاهی خریدیم هر ۸ساعت میخوردم کلی کار سنگین کردم دیدیم فایده نداره رفتیم قرص خوردیم یه هفته شبانه روز باهم بیدار بودیم با خودمون جنگیدیم که اون قرص رو نخوردم میدونستم چه راهی پیش رو دارم دست تنها بود نه خانواده خودم نه خانواده شوهرم کمکی بهم نکردن حتی یک ساعت الانم دست تنهام همه کارام با خودمه خیلی سخته خیلی سخته بعضی شبا میشینم گریه میکنم از خستگی ولی خداروهزار مرتبه شکر که اون قرص رو نخوردم و نگهش داشتم آروم جونمه عین آرامبخش میمونه مطمئنم اوضاع زندگیت به درب و داغونی زندگی من نیست ضمن اینکه بچت بزرگه این خیلی مهمه

کاش منم ناخواسته باردار میشدم ،بهت تبریک میگم بزارش روی چشمات و بزرگش کن خدا بهت هدیه داده

به این فکر کن چند نفر الان منتظر بچه هستن و چقدر دنبال این دکتر اون دکتر هستن انشاالله صحیح و سالم باشه و از ته دلت برای چشم انتظارها دعا کن 🤲

خدا خیلی دوستت داشته عزیزم

سوال های مرتبط