۷ پاسخ

منمممم

عزیزم چرا اینجوری فکر میکنی به این فکر کن که برای رشد و سلامتی خودش چقدر مفیده الان از شیر گرفتن بچه هایی که شیر مادر میخورن خیلی وابسته هستن شبا خیلی بیدار میشن و نخوابیدن توی این سن باعث میشه رشدشون کافی نباشه وقتی از شیر میگیری یکم بگذره دیگه اصلا شبا بیدار نمیشن و رشد بهتری دارن و غذا بهتر میخورن و این نیاز بدنشون هست توی این سن پس با خیال راحت و بدون استرس دخترکت رو از شیر برای صلاح هر دوتاتون بگیر چند روز یکم سخت میگذره اما بعدش میگی کاش زودتر اقدام میکردم

منم تازه از شیر گرفتمش ،هنوز دو هفته نشده

نونوووووووو
گیره موهاشوووو خودووووو
گوگولیییی مگولی🤤🤤🤤🥹🥹😍

منم همینجوری بودم ولی سر یه مسئله ای مجبور شدم بگیرم سخت بود ولی به آرامش الآن می ارزید من دیگه آخر شب ها قاطی می کردم از دستش الآن واقعا آرومتر شدم هر چند که بهونه می گیره و اذیت میکنه ولی الآن خیلی بهتره حتما بگیر خودتو راحت کن اشتهاش هم بهتر میشه

من بعد از ۱ماه دوروزه شروع کردم.
خودم افسرده شدم.حس میکنم از هم دور میشیم.
حس میکنم دیگه عین قبل نمیاد دنبالم بغلم نمیمونه.
کلافس بهونه داره منم بدتر😢😢😢

منم همینجوری بودم اصلن دلم‌نمیومد و‌گریه میکردم دخترمم‌بشدت وابسته بود اینقدامروز فردا‌کردم دیگه ۱هفته هست کامل ازشیرگرفتم

سوال های مرتبط

مامان محمد علی مامان محمد علی ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن پسرم
پسر من آخر این هفته دوسالش میشه و من میخواستم تا اخر دوسالگی بهش شیر بدم ولی چون چند روز بعدش وقت پریود شدنم بود نخواستم تداخل پیدا کنن بخاطر همون یه هفته زودتر از شیر گرفتمش
چهارشنبه صبح از خواب بیدار شد دیگه بهش شیر ندادم از دارخونه تلخک گرفتیم زدم یبار که اومد سمتش خورد حالت تهوع گرفت بعدش دو سه بار دیگه اومد بو کرد بوش حالشو بهم میزد دیگه سمتش نیومد هی گفتم اوفو شده.تلخک مزه و بویی خیلی زننده ای داره.دیگه از بعدازظهرش سینه هام شروع کردن به پر شدن پسرمم هی بهونه میگرفت از عصر بردیمش پیاده گردوندیمش تا شب که بلکه خسته شه بخوابه خودمم سینه هام بشدت پر شده بودن ولی دردش آنچنانی نبود شب موقع خواب بزور خوابوندمش حدودا یه ساعت خوابید دوباره بیدار شد گریه کرد هی بهونه میگرفت تو فلش برنامه کودک یوز و پسر دلفینیو زدیم تا صبح هی اونو نگا میکرد صبح ساعت حدودا ۷ اینا خوابید تا ۱۱ ک بیدار شد باز هی بهونه میگرفت دوباره با همسرم از عصر بردیمش تا شب پیاده گشتیم شب که خوابوندمش باز بعد یه ساعت دیگه بیدار شد برداشتم بردمش هال گذاشتمش رو پام دیگه زمین نذاشتمش چند ساعت هر سری که بیدار میشد بهش آب میدادم سری میذاشتم روپام تکونش میدادم اینجوری شد که عادت کرد به آب خوردن چون به شدت به شیر شب وابسته بود من فکر میکردم خیلی سختر از این باشه خودمم برا درد سینه هام دوبار استامینوفن خوردم کلا دوروز یکم درد داره بعدش دردش کم کم از بین میره برا من الان خیلی بهتر شده
و اینکه اشتهایی پسرم بشدت زیاد شده ولی خداروشکر الان بعد از شیر گرفتن صبحا که بیدارمیشه خودش درخواست خوردنی میده
و اینکه اصلا یبوست نشد چون هی بهش آب میدم
سوالی داشتین در خدمتم