خونریزی پریودی من شده بود دو روز در حد چند قطره
یعنی رسماً یائسگی رو گردن گرفته بودم 🥺🥺🥺
همسرم گفت به این پلاستیک میشه اعتماد کرد سریع گفتم آره بابا مثبته
گفت امروز پنج شنبه کار دارم بمون شنبه بریم آزمایشگاه
از اونجا که دیده بودم شنیده بودم بی بی چک شاید مثبت کاذب باشه
حرف همسرم هم ته دلمو خالی کرد که میشه به این پلاستیک اعتماد کرد بعد رفتن اون من لباس پوشیدم یکراست رفتم آزمایشگاه آزمایش بتا و تیتر دادم
جواب آزمایش گفتن ۴ بعد ازظهر موندم اونجا از ظهر تا ساعت ۴ حالا همسرم کی میاد خونه پنج
جواب دادن بهم بلعهههعععه مثبتع بتای هزار اوایل هفته سه
دل تو دلم نبود برسم خونه شام خوشمزه درست کنم قشنگترین لباسمو بپوشم
اومد خونه منو دید گفت به به عزیزم چقدر ناز شدی
دیدید خانوما میرن جعبه تهیه میکنن میز شام میچینن ی تیکه لباس نوزادی کفشی چیزی میگیرن بی بی چک میذارن میدم بهمسرشون سورپرایز میکنن
من از ذوقم نتونستم برم اینکار بکنم همون جلو در جواب آزمایشگاه گذاشتم تو دستاش .گفتم حامله ام 🥰♥️🌹
منو بغل کرد گفت دیدی بهت گفتم بخدا اعتماد کن 🫂♥️🌹♥️
اون شب با خوشی سپری شد
تمام گریه های سالها پیشم از یادم رفت زندگیم رنگ گرفته بود با عشق آشپزی میکردم جواب آزمایش بردم متخصص زنان آزمایش نوشت دو هفته بعد جواب گرفتم همراه بتا رفتم مطب دکتر سونو کرد گفت پنج هفته هستی ساک وکیسه زرده هست هفته بعد بیا سونو دوباره

۱۰ پاسخ

😍😍😍😍 واییییی خدااااایااااا همین لحظه هارو به منم نشون بده دست به دعاتممم 🤲🏻🧿

خداروشکر عزیزم
انشاالله به همه چشم انتظارها بده به من هم یده

خدا وشکر ❤️

خداروشکر ان شاالله به سلامتی به دنیا بیاد♥️

عزیزمممم🥲ان شاالله بسلامتی بغلش بگیری😘 برای ما اقدامیا هم دعا کن مام اینجوری خوشحال بشیم🥲🤲🏻

وای عزیزم چه قدر خوشحال شدم برات خدارو شکر انشاالله که به سلامتی بغلش کنی

الهی شکر مبارکه😍😍😍

تبریک میگم عزیزم پایدار 😍

عزیرم چند روز تاخیر رفتی سنو؟؟؟
و گلم علاعم های اولیت چی بود

عزیززممم خدا برات حفظش کنه و بسلامتی بغلش بگیری برای منم دعا کن🥲

عزیزم اینقدر قشنگ تعریف کردی دلم آب شد چی میشه خدا به منم بده تو رو خدا با تو دلیت برا منم دعا کنید.

سوال های مرتبط

مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وپنجم بارداری
برسیم به همون آتش بس و تکرر ادرار من و یخ شدن پاهام ،🙃🙃🙃🙃🙃🙃
باز من گفتم با خودم ای کیست لعنتی باز اومدی دیگه در جریانید دیگه یه پا دکتر شده بودم رفتم داروخانه قرص دوفامید گرفتم طبق عادت مرزگونم بی بی چک هم گرفتم
اومدم گفتم فردا صبح زود میرم سرویس بی بی چک میزنم منفی بود باز قرص میخورم
صبح شد یهو همسرم دلش خواست با من رابطه داشته باشه با خودم گفتم الان منی می‌ره بی بی چکم خراب میشه بی آنکه بهش چیزی بگم گفتم بذار برم دستشویی بیام
از شب قبل بی بی چک باز کرده بودم تو حمام قایم کرده بودم اونجا سرویس فرنگی هم هست
آخه همسرم بارها به صدای باز کردن جلد بی بی چک مچمو گرفته بود می‌گفت ول کن ولی کن
یادتونه گفته بودم حرفه ای شده بودم دیگه بازیگر حرفه ای بودم😀😀😀😀😀
صبح رفتم سریع آزمایش زدم بچه ها منتظر بودم اون علامت تک خط نفرت انگیز ببینم باز مثل همیشه بیام با خیال راحت قرص کیست و تنبلی تخمدان و آسپرین بخورم
در کمال ناباورررررری
دو خط مثبت دو خط قرمز♥️♥️♥️♥️♥️🥰🥰🥰🥰بعد یکسال باز دیدمش...خدایا واقعیه
برگشتم به تخت بی بی چک گذاشتم رو دستاش چشماش باز کرد گفت چیه این گفتم مثبت
بچه هاااااا اینبار نگفت واقعی .اینبار فقط نگاهم کرد یجوری که گفتم الان میزنه زیر گوشم برگشت گذاشت رو عسلی سرش کشید خوابید🥺🥺🥺🥺🥺
من قسم می‌خوردم واقعی
از زیر پتو گفت ول کن ول کن باز داستان تازه شروع نکن
تازه برگشتیم به زندگی
تازه از دست موشک رها شدیم
تو دیگه موشک نزن به این زندگی