برسیم به همون آتش بس و تکرر ادرار من و یخ شدن پاهام ،🙃🙃🙃🙃🙃🙃
باز من گفتم با خودم ای کیست لعنتی باز اومدی دیگه در جریانید دیگه یه پا دکتر شده بودم رفتم داروخانه قرص دوفامید گرفتم طبق عادت مرزگونم بی بی چک هم گرفتم
اومدم گفتم فردا صبح زود میرم سرویس بی بی چک میزنم منفی بود باز قرص میخورم
صبح شد یهو همسرم دلش خواست با من رابطه داشته باشه با خودم گفتم الان منی می‌ره بی بی چکم خراب میشه بی آنکه بهش چیزی بگم گفتم بذار برم دستشویی بیام
از شب قبل بی بی چک باز کرده بودم تو حمام قایم کرده بودم اونجا سرویس فرنگی هم هست
آخه همسرم بارها به صدای باز کردن جلد بی بی چک مچمو گرفته بود می‌گفت ول کن ولی کن
یادتونه گفته بودم حرفه ای شده بودم دیگه بازیگر حرفه ای بودم😀😀😀😀😀
صبح رفتم سریع آزمایش زدم بچه ها منتظر بودم اون علامت تک خط نفرت انگیز ببینم باز مثل همیشه بیام با خیال راحت قرص کیست و تنبلی تخمدان و آسپرین بخورم
در کمال ناباورررررری
دو خط مثبت دو خط قرمز♥️♥️♥️♥️♥️🥰🥰🥰🥰بعد یکسال باز دیدمش...خدایا واقعیه
برگشتم به تخت بی بی چک گذاشتم رو دستاش چشماش باز کرد گفت چیه این گفتم مثبت
بچه هاااااا اینبار نگفت واقعی .اینبار فقط نگاهم کرد یجوری که گفتم الان میزنه زیر گوشم برگشت گذاشت رو عسلی سرش کشید خوابید🥺🥺🥺🥺🥺
من قسم می‌خوردم واقعی
از زیر پتو گفت ول کن ول کن باز داستان تازه شروع نکن
تازه برگشتیم به زندگی
تازه از دست موشک رها شدیم
تو دیگه موشک نزن به این زندگی

۱ پاسخ

دوفامد چرا میخوردی
واسه کیست

سوال های مرتبط

مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وپنجم بارداری
چون اونجا باشگاه میرفتم از ۸۲ کیلو شده بودم ۷۶ ذوق داشتم به محض رسیدن به خونم رفتم ایران باشگاه نوشتم که ادامه باشگاه برم دو ماه پارسال بود گذشت شدم ۷۴ کیلو ذوق میکردم 🥰🥰🥰
ماه سومی بود که ایران بودیم پارسال
من هنوز عادتم رو بعد ۱۳ سال ترک نکرده بودم هر بار بی بی چک میزدم
ی روز دیدم من هی تکرر ادرار میگیرم گفت ای بابا کیست لعنتی باز برگشت لعنت بهت باز تکرر ادرار گرفتم
از علایم کیست تکرر ادرار هم هست
از علایم بارداری هم هست
اما چون من سابقه کیست و تکرر ادرار هر بار آزمایش که کیست هست دوفامید بخور دیگه یه‌پا دکتر شده بودم
ی روز عصر رفتم داروخانه دوفامید گرفتم با یدونه بی بی چک باز هم امیدی ته دلم اما ضعیف ضعیف بود
بی بی چک زدم منتظر اون خط تک قرمز لعنتی بودم که چشمام چهار تا شد اینبار برای اولین بار دو خط قرمز پررنگ دیدم لامپ دستشویی رو روشن نکرده بودم رفته بودم رو فرنگی حوصله نداشتم خب میگفتم منفی تو تاریکی هم میبینم
دو خط دیدم زودی پریدم لامپ روشن کردم دامنو کشیده نکشیده بالا پریدم رو تخت بی بی چک گذاشتم تو دستای همسرم بیدار شد گفت چیه این گفتم حامله ام 🥰🥰🥰🥰🫂🫂🫂
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وپنجم بارداری
من چون سابقه تنبلی تخمدان داشتم خب میدونید پریودی نامنظم داشتم گاهی یک ماه نمی‌شدم وسط ماه‌ بعدی میشدم نزدیک دوماه
هر بار به امید بارداری بی بی چک میزدم هربار اون خط لعنتی قرمز تک تمام دنیام رو سرم خراب میکرد 😭😭😭
بعداً یاد گرفتم و متوجه شدم تنبلی تخمدان آینه شاید دو ماه هم پریود نشی اما بی بی چک منفی
دیگه هر بار با نامنظمی های پریودی با امید کمتری بی بی چک دل میببستم و اون تک خط قرمز خالی شده بود دنیای وحشت من😭😭😭
رسیدم به یه پریودی که دیگه در حد یکی دو روز بودم و خفیف
رفتم آزمایش دادم بلهععععععع
یایسگی زودرس به من نزدیک تر شد😭😭
ترسو تر از گذشته شدم چون میدونستم یائسگی یعنی همون نیم درصد تخمکم نیست دیگه
دیگه هیچی نیست همسرم هم که دریافت تخمک قبول نمیکنه
خدایا چه خاکی شد تو سرم از آزمایشگاه تا مطب دکتر از مطب دکتر تا خونه گریه کردم راه رفتم گریه کردم راه رفتم 😭😭😭😭😭متوجه زمان نشدم هوا روشن بود اون موقع هم ایران بودم خونه خودم اون تایم بخودم اومدم دیدم هوا تاریک داره میشه چراغ خیابونا روشن داره میشه
مامان فسقلی مامان فسقلی هفته شانزدهم بارداری
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وپنجم بارداری
خونریزی پریودی من شده بود دو روز در حد چند قطره
یعنی رسماً یائسگی رو گردن گرفته بودم 🥺🥺🥺
همسرم گفت به این پلاستیک میشه اعتماد کرد سریع گفتم آره بابا مثبته
گفت امروز پنج شنبه کار دارم بمون شنبه بریم آزمایشگاه
از اونجا که دیده بودم شنیده بودم بی بی چک شاید مثبت کاذب باشه
حرف همسرم هم ته دلمو خالی کرد که میشه به این پلاستیک اعتماد کرد بعد رفتن اون من لباس پوشیدم یکراست رفتم آزمایشگاه آزمایش بتا و تیتر دادم
جواب آزمایش گفتن ۴ بعد ازظهر موندم اونجا از ظهر تا ساعت ۴ حالا همسرم کی میاد خونه پنج
جواب دادن بهم بلعهههعععه مثبتع بتای هزار اوایل هفته سه
دل تو دلم نبود برسم خونه شام خوشمزه درست کنم قشنگترین لباسمو بپوشم
اومد خونه منو دید گفت به به عزیزم چقدر ناز شدی
دیدید خانوما میرن جعبه تهیه میکنن میز شام میچینن ی تیکه لباس نوزادی کفشی چیزی میگیرن بی بی چک میذارن میدم بهمسرشون سورپرایز میکنن
من از ذوقم نتونستم برم اینکار بکنم همون جلو در جواب آزمایشگاه گذاشتم تو دستاش .گفتم حامله ام 🥰♥️🌹
منو بغل کرد گفت دیدی بهت گفتم بخدا اعتماد کن 🫂♥️🌹♥️
اون شب با خوشی سپری شد
تمام گریه های سالها پیشم از یادم رفت زندگیم رنگ گرفته بود با عشق آشپزی میکردم جواب آزمایش بردم متخصص زنان آزمایش نوشت دو هفته بعد جواب گرفتم همراه بتا رفتم مطب دکتر سونو کرد گفت پنج هفته هستی ساک وکیسه زرده هست هفته بعد بیا سونو دوباره
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وپنجم بارداری
رفتم سونو شلوغ بود آب خوردم نشستم همسرم پایین بود ماشین پارک کرد اومد بالا با دیدن اون همه خانم باردار خجالت کشید رفت بیرون واستاد آخه همه آقایون جلو در بودن این به عادت کشور خارج سریع اومد داخل اما دید همه خانوما تازه متوجه شد چرا آقایون بیرون بودن منم خودم تازه متوجه شدم دروغ چرا
من همیشه ساعت دو ویتامین د می‌خوردم با خودم گفتم ناهار که نخوردم ولش کن بذار ویتامین د رو بخورم
آسپرین هم برداشته بودم که بهش بگم من اینو میخورم بخاطر غلظت خونم
بچه هااا بی آنکه هواسم باشه از استرس سونو من باز آسپرین خوردم
یکی که صبح خوردم یکی هم ظهر بجای ویتامین دی اما هنوز نمی‌فهمم که دارم اشتباه می‌خوردم
خلاصه خوردم رفتم سونو
من میگفتم احتمالا چهار هفته باشم بخیال خودم رفته بودم فقط ساک و کیسه زرده ببینم
بعد کمی سونو گفت همراه داری من گفتم سریع نه ترسیدم چیزی باشه به همسرم نگن بهتره به خودم بگن
دیدم یهو یه چیزی گفت دوپ دوپ دوپ دوپ
آنقدر استرس داشتم تجربه ای هم نداشتم که این صدای قلبش
که دکتر گفت مبارکه اینم صدای قلبش بچه ها با شنیدن اون دوپ دوپ ها قلبم از جا کنده شد اشکام ریخت گریه کردم گریه کردم دکتر گفت چی شدی گفتم بعد سالها خدا به من بچه داده بی دارو 😭😭😭😭😭😭