۱۲ پاسخ

اخی عزیزم توروخدا هوای دخترتوداشته باش

ما الان شرایط تورو ممکنه نداشته باشیم
ولی واقعا فکر می‌کنی ما الان وقت آزاد واسه خودمون داریم !؟؟؟؟
بخدا نداریم

تا سن ۴ سالگی اضطراب جدایی بچه ها برمیگرده با دل بچه ات راه بیا عزیزم فوقش از خانوادت کمک بگیر برا استراحتت

چرا داری جدا میشی عزیزم.مشکل چی بود

اضطراب جدایی گرفته مجبورش نکن نزار ترس لز جدایی تو وجودش بمونه طفلی گناه داره

کاش دخترمنم دوس نداشت بره پیش باباش

ترسیده ! هر چقدر از بابت اینکه ممکنه از دستت بده بترسه بیشتر بهت میچسبه احساس امنیت کنه و بدونه همیشه براش هستی راحت میره و برمیگرده دیگه خودت میدونی چیکار باید کنی

خوشبحالت اگه جدا شدی 😭

والا منم با دوتا بچه وقت ازاد ندارم وقتی میبینم همه سرگرم خودشونن منم مزاحم کسی نمیشم🥲🥲🥲

جدا شدی

بگو کادویی چیزی براش بخره بیاد دنبالش

بفرستش مهدکودک که برای خودت وقت داشته باشی

سوال های مرتبط

مامان ساره❤️😊 مامان ساره❤️😊 ۳ سالگی
خانما میشه راهنماییم کنین ممنون میشم.
من بچه دومم باردار شدم کلا از نه هفته استراحت مطلق بودم تا 36هفته
چهار بار بستری شدم سرکلاژ شدم اینا
خلاصه تو این نه ماه نه خواهر شوهر نه مادرشوهر هیچ کدوم وقتی بستری بودم وقتی تو خونه بودم اصلا نه زنگ میزدن نه می امدن پیشم ولی مادر شوهرم بعضیا وقتا می آمد ولی بستری بودم اصلا هیچ کدوم نمی آمد فقط من خواهرم تو شهر غریب تو بیمارستان تنها بودیم شوهرم می آمد هر روز پیشم وقتی هم زایمان کردم اصلا هیچ کدوم نیومدن هیچ کدوم تا اینکه برا زردی دخترم بستری شد پنج روز بستری بود یکی از اینا باز زنگ نزدن نیومدن پیشم ولی جاریم پسرش چهار پنج ماه بزرگ تر از دختر من هست بستری کردن یعنی همگی بلند شدن رفتن تو بیمارستان حتی مادرشوهرم،ولی پیش من نمی امدن بتو بیمارستان با مامانم تنها بودم بازم هر روز آبجیم شوهرم نی امدن ولی اینا اصلا مرخص شدم هیچ کدوم نیومدن فقط بعد 13روز دوتا خواهر شوهرام اونم بخاطری بیاین ببینن بچه به کی رفته امدن
حالا مادرشوهر من بستری شده الان آبجیم میگه نمیری پیشش میگم نه چرا برم یکی از اینا پیش من نیومد پس منم نیازی نمی بینم برم مامانم منم دوبار بستری شد حتی زنگ هم نزدن یکی از خواهر شوهر ها میشه عروسمون، حتی زنگ نزد نرفت
الان شما جای من باشین میرین ملاقات مادرشوهرتون یانه
ممنون میشم جوابمو بدین
مامان حُسنا مامان حُسنا ۳ سالگی
پوشک پوشک
اسهال
استفراغ
تب

پوشک،تب،دلدرد،فرزندپروی


بیاین خواهرانه بهم بگید …

طلاق خیلی بده؟
من اگر جدا بشم مامان بدیم؟
دخترم منو میبخشه؟
نمیگه مامانم خودخواه بود که از بابا جدا شد🥲


من عجیب گیرافتادم توی زندگیم ، بین زمین آسمونم ، دیگه نمیدونم چیکار کنم تا خودمو نجات بدم ، لحظه لحظه زندگیم برام شده عذاب ، شدم یه افسرده‌ی عصبیه تنها ، غرقه غرقم تو تنهاییم و حس میکنم اصلا جای درستی تو زندگیم واینستادم🙂
من هیچ تفاهمی با همسرم و خانوادش ندارم ، ۸ سال گذشته و به جای نزدیک شدن بهشون فقط دارم دور میشم ، خسته شدم از بی پناه بودم از تنهاییم ، دلم یه مرد واقعی میخواد ، من تو این چندسال زندگی خصوصا اژ وقتی دخترم بدنیا اومده خودم بودمو خودم ، خیانت دیدم ، قد ی دنیا تنهایی کشیدم ، اصلا دیگه نمیدونم چیکار کنم ، حس میکنم دارم خفه میشم ، دلم میخواد همه چیزو ول کنمو برم ، حتی دخترمو ، از حجم فشاری که رومه از هر نظر دیگه بریدم از همه چیز ، توی تاپیکای قبلم هست که چه چیزای رو دارم میگذرونم ، اونایی ک جدا شدن ، زندگی بعدش خیلی سخته ؟

من وقتی بهش فکر نمیکنم حس گناه سراسر وجودمو میگیره حس میکنم دخترم هیچ وقت نمیبخشتم و میکه من خودخواه بودم😞😭