۱۱ پاسخ

جالب و عجیب بود
و خیلی ترسناک

منم خواهرم که بچشون به دنیا اومد بردنش از پشت گوش در حد ی سر سوزن سوراخ کردن دو قطره خون اومد دیگه تموم زردی اومد پایین

منم خواهرم که بچشون به دنیا اومد بردنش از پشت گوش در حد ی سر سوزن سوراخ کردن دو قطره خون اومد دیگه تموم زردی اومد پایین

تو درمانگاه ها هم انجام میدن من چند نفر دیدم اینکار رو کردن

منم دخترم بردم
اصلا گریه نکرد
درحد چند قطره خون بود

پسر من اردیبهشت بدنیا اومد زردیش بالای 19 بود بردم مرکز نوزادان مخصوص زردی هست
نه دستگاه گرفتم نه بستری، بیرونم با رکابی و شورت میبردیم هر هفته چکاپ و خوب شد
بچه را لخت کردیم فقط پوشک داشت
خودم شیر خشت خوردم و عرق کاسنی هر روز شیر خودمم دادم
بدون اجازه پزشک به نوزاد نباید چیزی داد خطرناکه

مخصوصاً اگه زردیش زیاد باشه حجامت خیلی خوبه

من دخترم به دنیا اومد طبق توصیه دکتر روز سوم بردمش ویزیت زردیش ۶ بود،قطره شیر خشت خریده بودم بهش دادم،نذاشتم گرمش بشه و زیاد نپوشوندمش و مرتب شیرش دادم،خودش زردیو دفع کرد رفت،بعد نوبت بعدی بردم دکتر گفت اوکیه،با اینکه گروه خونی من منفی بود و احتمال زردی بچه خیلی بالا بود…

شیر خشک از همش بهتره برای پسرا هم من شنیدم زود تر میبرن ختنه کنن و عاقلانه ترینش همون شیر خشک

😳😳😳😳😳😳😳😳

اکثرا با این روش زردیشون پایین میاد منم دیدم

سوال های مرتبط

مامان آناهیتا مامان آناهیتا ۲ ماهگی
امروز دلم میخاد داستان شیرخشکی شدن دخترمو براتون تعریف کنم چون خیلیااا قضاوتم کردن ومن هیچ وقت نتونستم واقعا در موردش با کسی حرف بزنم گفتم تعریف کنم شاید کسی مثل من از شیرخشکی شدن بچش حتی بعد چندسال عمیقا غصه میخوره
دخترم 37 هفته به دنیا اومد با آمپول فشار چون بچه کمی بنفش شده بود حتی نشونم ندادن فورا بردن ان ای سیو و نصف روز اونجا بود اما مرتب بهش شیرخشک داده بودن بچه اومد تو بخش کنارم دیدم ای خدا اصلا سینه نمیگیره ماما گفت عادیه دو سه روز صبر کن صبح روز بعدش رفتیم خونه از افت قند یه جورایی داشت بیهوش میشد با آب قند یه کم سر حال اومد یه ذره شیر خورد بازم نمیخورد خلاصه با سرنگ به هر بدبختی بود چند روز شیرش دادم یهو زردیش رفت بالا سه شب تو دستگاه فقط جیغ زد گریه کرد منم هی شیر به بدبختی ذره ذره میدوشیدم با سرنگ میدادمش بعد بردم دکتر گفت خانم دستگاه بی فایدس این بچه از گشنگی زردی گرفته دوبار رفتم بهداشت گفتم توروخدا یادم بدین این سینه بگیره اونا هربار نیم ساعت یادم دادن اما آخرم بی فایده بود بعد هفت روز که بچه یه کم شروع کرده بود مک زدن من در اثر عفونت شدید کل بخیه هام باز شده بود تو حموم هم خوردم زمین بغل واژنم کلا باز بود از طرفی افسردگی بعد زایمان گرفته بودم حمله پنیک شدید بهم دست داد دیگه اصلا دلم نمیخاست بچه بهم بچسبه شروع کردم دیگه کامل بهش شیرخشک دادن از اون زمان دوسال گذشته ولی هربار یادم میاد اشک میریزم میگم اگر قوی تر بودم به بچم شیر میدادم شاید الان اینقدر اضافه وزن نداشت شاید آلرژی ریه نمی گرفت شاید .....😔