گاهی رها کردن آغاز زیبایی هاست...
عزیزم،خوشحالم برات😌
ای جانم واقعا با خوندن داستانت اشک از چشمام جاری شدی انشاالله خدا یاورت باشه واقعا خیلی خیلی خوشم اومد از این قسمت اخر نوشته ات 🌹❤
راستی امروز بیست و هشتمه نه بیست و دوم از اردیبهشت
عزیزم در کل زندگیت اولویت داره به کار با این شرایطی که گفتی مجبوری کار رو ول کنی و بری محل کار همسرت کار کنی خصپصا الان که بارداری اصصصصلا استرس دیگه به خودت نده رها کن
عزیزم شما همین که شرایط شغلی ات گفتی مطمین باش اگه همکارت اینجا باشه میشناسه شما رو پس اینکه به ما که نمیشناسیمت نگی دلیل نمیشه که اون کسی که نمیخوای نشناستت
َشغلت چی بود
دقیقا منم ملاکای شما رو داشتم من قبل از اینکه ازدواج کنم در یک وزارتخونه خوب قراردادی بودم برای من وهمه خانوادم چون دربهترین مقاطع و دانشگاههای کشور درس خوندیم مهاجرت بهترین گزینه بود
ولی من راه دیگه ای رو انتخاب کردم
با ادمی که همراه بود وحالم باهاش خوب بود ازدواج کردمو از تهران اومدم به یک شهر خوب شاید از دید خیلی ها پیشرفت نبود ولی برای من ارامش اورد
من قراردادی یکی از وزارتخانه ها بودم با درامد خوب ولی چالش برای استخدام
من دیگه از اونجا بیرون اومدم و اومدم شهرستان
چند وقتی درشرکت همسرم کارکردم دیدم روحیم کارشرکتی نیست رشته جدیدی رو با علاقه شروع کردم خوندم
استخدام معلمی شدم هرلحظه خداروشکر میکنم الانم با بدنیا اومدن ناز دخترم روزهای خوبی دارم
همیشه استعفا و از موقعیت خوب رفتن بد نیست اآغاز مسر تازه ای هست
انشاالله روزهای خوبی داشته باشی
منم کارم صدکیلومتر با محل زندگیم فاصله داره. بخاطر همینم تا الان سختم بود بچه دار بشم الان۲۸ سالمه و بزودی ۲۹ ساله میشم ولی مشکلاتم حل نشد نمیدونم باید زودتر بچه دار میشدم یا فرقی نداره در هر صورت باید این سختی رو بکشم
به نظر من پشیمون نباش،تصمیم های هرادمی باتوجه به شرایط اون روزش بایدسنجیده بشه برای همین ماهرکدوم یه مسیرمتفاوت داریم،شماهم میتونی دوسه تابچه پشت سرهمی بیاری
توباتوجه به شرایطت تصمیم گرفتی
چه قشنگ نوشتی،اشکم در اومد
عزیزم داستانتو خوندم. منم همین راهی رو رفتم که تو رفتی . دنبال کار و تحصیل بودم . وقتی ازدواج کردم شوهرم درآمد روزانه اش بیشتر از حقوق ماهانه من بود و گفت نرو سرکار . اما قبول نکردم.. یه زحمتی بود توی این سالهای من که با پول نمی تونستم نادیده بگیرم .. الآنم خدا رو شکر می کنم کارمو کنار نذاشتم . اینکه هم کوتاه بیایی بری شهر همسرت برای زندگی و از شهر و خانواده و .. دور بشی یه مسأله ست . این که کارتو ول کنی یه مسأله دیگه .. تازه سختیهای بچه داری هم اون دوسال اول جوریه که واقعا شاغل بودن خیلی خوبه .
امیدوارم که بهترین رو انتخاب کنی اما به زحمات این سالهات پشت پا نزن .
ومن برعکس شما...
دل بستم و درنهایت همسرم همراهمنشد ومانع رشد و تحصیل و کار شد.البته که دخترم تمام وجودمه
شغلت چیه گلم
نمیدونم چرا اشکی شدم....عزیزم کارتو از دست نده بچع بزرگ میشه و مطمعنا ی مادر مستقل بهتره براش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.