۲ پاسخ

منم دقیقا امروز شدم ۲۰هفته😍
ولی چون جفتم‌ خلفیه حرکاتش رو حس میکنم...
و همش به این فکر میکنم که همینقدر دیگ باید منتظر بمونم🥺

عزیزم منم توی هفته ۲۰ فهمیدم حرکتا رو نگران نباش 😍

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی هفته بیست‌وپنجم بارداری
ادامه ی داستانِ من...
حالا دیگه  استرس دیگه ای هم مسیر من شده بود، تصمیم گرفتم استعفا بدم چون کاری که یک عمر براش تلاش کرده بودم، نه تنها حالمو خوب نمیکرد بدتر هم میکرد، اونجا تونستم آدمای زیادی رو  تو موقعیت های جدید بشناسم که یه عمر نخواسته بودم بشناسم!
تو همین حال و احوالات سرگردان بودم که استعفا بدم یا نه، متوجه شدم زندگی جدیدی درونم در حال شکل گیریه، حسی عجیب، حسی شاید چندین برابر  تمام موفقیت های زندگیم، لذت بخش و شیرین!
من تو این برهه از زندگی، باورم نمیشد که درونم یه موجود زنده داره شکل میگیره، شاید اگر برگردم به چند سال قبل، شاید اولویتای زندگیم رو تغییر بدم! برای اینکه این حس رو زودتر تجربه کنم نه در ابتدایِ ۳۶ سالگی!!

من امروز تو یه مسیر جدید قرار گرفتم، شاید بخوام یه تصمیم جدید بگیرم بدون خلآیی که  همیشه همرام بوده، شاید بخوام اینبار پشت پا بزنم به همه ی گذشته اجباریم، البته که  لازمه بیشتر فکر کنم
ولی به موجودی که درونم شکل گرفته قول میدم تصمیم عاقلانه ای بگیرم!

ولی اما....من امشب فهمیدم  موجود درونم دختری هم جنس خودمه 🥹 دختری شکل گرفته از وجود خودِ خودم...

دختر قشنگم بهت قول میدم رنج های من رنج های تو نباشه، بهت قول میدم  زندگی رو از عمق وجودت زندگی کنی همونطورکه  دوست داری...

بماند به یادگار
به وقت بیست و دومین روز از دومین ماه سال یک هزارو چهارصد و پنج  ۱۴۰۵/۲/۲۲
مامان عشقدونه مامان عشقدونه هفته سی‌وچهارم بارداری
توی کل این 22 هفته سعی کردم با انرژی بمونم! به خودم برسم و حتی گاهی ذوق میکنم کسی یهم میگه اصلا مشخص نیست که بارداری! همش سعی میکنم خونه رو اروم اروم مرتب کنم، یا خیلی به اهستگی و با کمک همسرم آشپزی میکنم و کارای روزمره رو انجام میدم.

مهمونی و دورهمی های دوستانه رو حذف نکردیم و همچنان برقراره، الان دیگه هر روز دارم رانندگی میکنم و سرکار هم میرم.

در کنار همه این ها: استرس اینکه سرکلاژم و سعی میکنم فقط یکمی رعایت کنم رو دارم!
سکس داشتن هم ،کمی با همسرم بخاطر سرکلاژم کم شده، در حد ماهی 1 بار، اونم با احتیاط خیلی زیاد!

از این وضعیت راضی نیستم. خیلی در حال تلاشم که نرمال زندگی کنم . ای کاش بارداری کم خطر تری داشتم.

مشکل خاصی ندارم به جز همون سرکلاژی که دکتر برای احتیاط بیشتر انجام داد و الان طول سرویکسم رسیده به 33 و بهتر شده.

دو سه هفته دیگه همسرم برای خوشحالی من هتل از اصفهان رزرو کرده و من اصلا نمیدونم رفتن با این شرایطم کار درستیه یا نه!

چقدر دلم میخواد این بارداری بسلامتی طی بشه برای هممون و یه پسر خوشگل و تپل و سفید و بسیار خوش اخلاق داشته باشم!

بهش قول میدم با انرژی ترین و پایه ترین مامانه دنیا باشم براش.