بهشون بگواین کار درستی نیست باید پیش خانواده باشه از صب بیاد تا شب ولی شب اجازه نداره ب خانوادت بگواگ بچم گفتبمونم هم شما بگین نه هرکی باید خونه خودش پیش پدرو مادر خودش بخوابه فلان بسان با ارومی باهاششون صحبت کنید اوکیمیشه
نه خودم هم باید باشم
پسرم منن دقیقا همسن پسر شما که بود اینجوری میکرد چون سرکار میرفتم هر روز خونه مامانم بود
گریه شدیددددددد که بذار بمونم
اگرم به زور میاوردم نمیذاشت رانندگی کنم خطرناک بود تو اتوبان
من میذاشتم میموند
اتفاقا خیلی خوب بود ،انگار یکم برگشته بودم به اون من قبلیم
گاهی نیازه برای مادر
پسرتم که جای بدی نیست پیش مادرته
اما از زمان جنگ که دیگه سرکار نرفتم از سرش افتاد
من ۳ شب پسرم مجبوری بدون من خونه مامانم موند ی شب بیمارستان بودم ی شب خونخ دوست شوهرم بودیم تا برگردیم نصف شب بود صبح زودم کلاس داشتم ی شبم مریض بودم ولی نمیزارم نمیتونم شبا بدون پسرم بخوابم ۳شبم تا صبح بیدار بودم گریه میکردم خودش میدونه جایی باشه شب باید خونه خودمون باشه
پسر من وانمیسته وگرنه منو شوهرم از خدامونه ، از صبح تا شب واسته شب حتما باید کنار خودم بخواب
ن من نمیزارم.
پسر من عاشق مامانمه ولی شبا همیشه میگه خب بریم خونمون دیگه 😂 نمیمونه اصلا خودش برا خواب
من دختر خودم نمیمونه ینی میگه بزارم بمونم بعد وقتی میبینه من و باباش واقعا داریم میریم میگه مامانم تنها میمونه،اما خواهرزادم تو این سن میموند خونه مامانمینا خیلی ام بهش خوش میگذشت تا اینکه شد ۴ساله دیگه خودش نموند گفت باید خونه خودمون بخوابم یا سه صبح بیدار میشد گریه که مامانم کجاست،به نظرم اگه همسرت و خودت مخالفت نیستید و در کل رفتارشون با بچه ات خوبه چرا که نه،یه بار امتحان کن ،اگه نزدیک باشید نهایت شب میارن پیشت،وابستگی زیادم خوب نیست ،من الان نزدیک زایمانمه یه روز از ورم پا بستری شدم تمام فکر و ذکرم دخترم بود آخرم با رضایت خودم مرخص شدم،شاید اگه از اول یه روزایی اجازه داشت شب جایی بمونه انقد خودم اذیت نمیکردم ،بعضی وقتا نیاز عزیزم 🧡
من یه یاعتم نمیزارم جایی به غیر از ابنکه خودم باشم اونجا بخوابه تا یادمه فقط زمان هایی اونجا خوابیدیم که یا اوایل نوزادیش بود به خاطر واکسن چهار ماهگی یکی ام وفتی که شوهرم آنفولانزا گرفت اومدیم خونه مامانم انقد خودم گریه کردم چرا باید برم خونه مامانم بخوابم فرداش مریض شدیم جفتمون 😅😅😅میدونم تو تنمون واگیرش بود ولی خب من نمیتونم در شرایط عادی دور از شوهرمو پسرم بخوابم حتما باید پیش هم باشیم و اینکه اصلا اجازه نمیدم پسرم بدون من جایی بمونه چه برسه بخاد بخوابه اونجا مگه اینکه اویل شوعرم نمیتونست بچه داری کنه و از پسش برنمیومد برا جلسات دندون پزشکی میزاشتم پیش مامانمم ولی نهایت دو ساعت نه بیشتر
حدالامکان نمیزارم جایی بمونه چه روز چه شب
حتما اونام دارن هی بش میگن بخواب اینجا ک بچه گیر داده وگرنه بچه انقدی جایی موندنو نمیدونه !!
بنظرم تنهاش نزار تا بدونه هیجا جز خونه پیش ماکان بابا جای خابیدن نیست
نه تاحالا نذاشتم شب اونجابمونه بخوابه نمیدونم حس خوبی ندارم حس میکنم فقط خودم خوب بهش میرسم استرس میگیرم درکل نمیذارم
نه چون فقد تو بغل خودم میخابه از دست خودم غذا میخوره و دسشویی داشته باشه باز فقد با خودم میره به همین دلیل نمیتونم تنها جایی بزارمش
ن من دلم نمیاد..پسرم ب خواهرم وابسته س اونام عاشقشن ولی من نمیتونم تحمل دوری شو ندارم
نه اصصصصصلا و ابدا . خودم اذیت میشم.
بچه یه لحظه گریه میکنه و ساکت میشه.
منم همینطوریم کارت درسته اصلا نزارش ها
میگه بمونم بزور میاریمش خونه از خونه مامانم ولی همینکه برم ببینه نیستم بهونه میگیره مامانم کجاس زنگ بزن بیاد نمیخوابه
اخر هفته ها میریم خانوادگی باغ اولش میره پیش مامانم بخوابه ولی خوابش نمیبره اخرش میاد پیش خودم میخوابه
دخترمن با اینکه عاشق مامانم ایناست و اوتا هم خیلی مراقبش هستن و خیالم بابتشون راحته ولی عمرا بدون خودم جایی نمیخوابه. شب تا تو بغل خودم نباشه نمیخوابه.
من میزارم بمونه اگر بخواد خیلی وقتها هم به پیشنهاد همسرم میزارم بمونه پیش مامانم. چون میدونم هم خیلی مراقبشن هم حواسشون به خوراکش هست و اینک کلی شعر بهش یاد میده مامانمو بازیهای جذاب باهاش میکنه هم مامانم هم بابام واسه همین خیالم راحته
دختر منم خیلی دوس داره شب بمونه خونه ی مامان جونش همش گریه و جیغ که من میمونم شما برین
ماهم چون تو یه کوچه ایم میدونستم نمیمونه گفتم باشه بمون ولی رفتم به من زنگ نزنا برگشتیم خونمون نیم ساعت نشده گریه کرده من مامانمو میخام زنگ زد گفت ببخشید مامان میخام بیام کنار تو بخوابم
بچه شماهم شاید همش حرفه نمونه چون بچه ها این سن وابسته مادرشون هستن
البته من از خدامه بمونه چون بعضی مواقع لازمه که بچتو شب بذاری پیش کسی مثلا با دوستامون شب بیرون بودنی یا باغ رفتنی که جای بچه نیس
اگه بهشون اعتماد داری زیاد سخت نگیر ماهی یبار چه اشکالی داره شماهم برین عشق و حال
من اگه خودش بخواد میزارم بمونه بعضی وقتا دوست داره میگه بمونم منم حرفی نمیزنم بهش چون خیلی لذت میبره که پیش مامان جونش و..چرا این لذتو ازش بگیرم هم خودم یکم مغزم اروم میشه هم اون خوش میگذرونه
کلا قصد تنها گذاشتن جایی رو ندارم چه برای خوابیدن چه چن ساعت
من خودم تحمل ندارم شب موقع خواب پیشم نباشه
من راستش بخوایی روز هم یکی دوساعت اگ برع دم ب دقیقع زنگ میزنم میزم میپرسم چیکار میکنه مراقب باشین اینحوری نکنه این بهش ندینا اینجا نره ها اونجا نذه ها ناراحت هم نمیشن چون من مامانش هستم. نه اونا
اگه خودم باش نباشم نه
اگه مامانم زنده بود اره ولی الان بخاطر زن بابام ن چون حسوده
پسر منم یه مدت اینجوری بود هی مادرشوهرم میگفت بمون یبار گفتم بچه بدون مادرش هیچ جا نمیخابه و نمیمونه به پسرمم توضیح دادم ولی میتونی یبار بذاری بمونه بلکه خوشش نیومدو دیگه نخاست ازت
همین خوبه عادت میکنه بعد اونجوری من خونه مامانم شهرستان رفتنی میره با مامانم تو اتاق مخوابه ولی خوب من پیششم بنظرم من کارت درسته عادتش بده پیش خودت باشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.