۹ پاسخ

من یکی دوبار فرستادم خونه مادرشوهرم صبح تا عصری چون مامانم اساس کشی داشت دیگ گذاشتن اونجا ولی واسه شب نه شب واسه خواب برگشته پیشم

مادر بیمارستان بستری بود
من بعنوان همراه شب پیشش بودم
برای اولین بار از دخترم جدا خوابیدم
آنقدر حس بدی بود انگار یه تکه از وجودم را ازم کندن
نمیزارم جایی بدون من شب بمونه

اصلا و ابدا

نه تا حالا پیش نیومده جدا از من جایی باشه

خیلی حس بدیه منم ی بار گذاشتم خونه مادربزرگش با دختر عمو و دختر عمه ش بود ،فرداش آوردمش خونه تا چند روز اخلاقش عوض شده بود و بهونه گیری میکرد ،اصلا الان سن مناسبی نیس برای شب موندن

نه عزیزم بچه این سنی رو اصلا نمیتونم قبول کنم خونه کسی بمونه

نه اصلا نشده تا میگم میخوایم بریم از ما جلوتر دم درن😂

از دو ماهگی تا چهارماهگی شبا خونه مادر شوهرم می‌خوابید خیلی حال میداد 🤣🤣🤣
الان باید خونه باشه خوابم نمیبره دل آشوب میشم

اره یکبار اولش خوشحال بودم بعدش نمیتونیتم بخوابم

سوال های مرتبط