قبل از اینکه اهورا بدنیا بیاد یه قوطی شیرخشک گذاشتم تو کیف زایمانم.
همه واکنش بدی نشون دادن ک نه بچه رو شیرخشکی نکن.
من فقط گفتم من نمیخام شیرخشکی شه ولی شاید شیرنداشتم شاید اون بچه سیر نشد نمیتونم ک اسیب بزنم بهش...
اقا زد و من صبح روزی ک میخاستم مرخص شم حالم بد شد و مجبور شدن بهم سه دوز ارامبخش بزنن بخوابم.
فقط زمانی ک پرستار گفت ارامبخش میخوابونتت مامانمو گفتم مامان شیرخشکو باز کنیا.اهورا گرسنه نمونه.
با اون ارامبخشا من ۵ساعت تموم خواب رفتم.
بعد از اون کوچیکترین اتفاقی ک میوفتاد ب این فکر میکردم این بچه یه مامان شارژ میخاد ک حالشو خوب کنه.
حالا چ با شیرخودم چ با شیرخشک
اهورا ک ۳ماهگی از شیر خودم برید.
ولی راضیم از خودم ک یه مامان صبور شدم و پاب پاش خوشی کردم.
از ۶ماهگی هم توی همه غذاهاش اب قلم میزارم ک استخون بندیش محکم باشه.
واقعا چقد نوشتتت ب دلم نشست
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.