۴ پاسخ

همه ی این روزا میگذره،درداش و اذیت شدناش یادمون می‌ره
ولی بعد اینکه دوباره حالمون خوب شد و به سلامت بچمون بغل گرفتیم یادمون می مونه کی تو شرایط بارداری کنارمون بود و کم نزاشت

منم تو شهر غریبم
خانوادم شهرستانن،فقط مادرشوهر و خواهر شوهرم تو این شهرن و نزدیکم هستن،بعضی وقتا دلم لک میزنه برا یه بشقاب غذای گرم و تازه،ولی خودشون میزنن به اون راه
همسایم که یه وقتایی برام میاره انگار دنیا رو بهم میده
طوری نیست اینا میگذره نوبت ما هم میشه

من چی بگم نه خواهر دارم نه برادر
الانم بشینم خونه کلی حوصلم سر میره
میگذره دختر

منم از خانواده ام دورم دلم لک. ده براشون سه ماه ندیدمشون 😔

سوال های مرتبط